Wordpress Themes

مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۵ آوریل ۲۰۱۳

در برنامه امروز، ۲۵ آوریل، چند موضوع مورد بحث قرار گرفتند:

حذف “ارز مرجع” برای کالاهای اساسی توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی و در نتیجه افزایش سرسام آور کالاهای مورد نیاز مردم از جمله دارو و مواد خوراکی و ربط این مساله به جدال جناحها در آستانه انتخابات رئیس جمهور رژیم اسلامی. برای تاثیرات مخرب این سیاست بر زندگی مردم، کافی است توجه کرد که ارز در جمهوری اسلامی سه نرخ دارد. یکی همین “ارز مرجع” است که هر دلار معادل ۱۲۲۶ تومان است و دو نرخ دیگر “ارز مبادله ای” است که امروز معادل هر دلار ۲۵۰۰ تومان و بالاخره ارز “بازار آزاد” است که در حال حاضر هر دلار معادل ۳۶۰۰ تومان است و مدام سیر صعودی دارد. تعرض رژیم اسلامی به سطح معیشت مردم در این شرایط با کمپین های انتخاباتی جناحهای مختلف رژیم رابطه تنگاتنگی دارد. حذف ارز مرجع در حقیقت، پاتک جناحهای مخالف احمدی نژاد و “حلقه انحرافی” او در برابر “یارانه” ها است. احمدی نژاد در سفرهای استانی گفته است که او میخواهد میزان یارانه ها را از سطح فعلی ۴۵ هزار و پانصد تومان به ۲۵۰ هزار تومان افزایش بدهد اما “مجلس” نمیگذارد!  جناح های دیگر میگویند یارانه ها جبران چندین برابر شدن هزینه کالاهای اساسی را نمیکنند و با سیاست حذف ارز مرجع قصد دارند بگویند این نتیجه بلافصل سیاستهای احمدی نژاد است. رژیم اسلامی که از بدو روی کار آمدن دارای دو “جناح” در راس بوده است، با ایجاد شکاف در بین “اصولگرایان”، که احمدی نژاد یکی از ترکه های آن است، با جناح سومی روبروست. تمام سعی جناحهای رژیم این است که با گرو گرفتن زندگی و معاش مردم، قدرت خود را تحکیم کنند. اما واقعیت این است که رژیم اسلامی ایران در چشم انداز درازمدت قادر نیست که مردم ایران را به خیرات و حسنات خود وابسته کند. تعیین حداقل دستمزدها برای سال جاری به میزان کمتر از نیم میلیون تومان، بخش بزرگی از سیاست رژیم اسلامی برای چشم داشت مردم به “مراحم” رژیم است. احمدی نژاد و جناح او به این سیاست روی آورده اند. رژیم اسلامی به این ترتیب در یک موقعیت آچمز اقتصادی قرار گرفته است. اگر این رژیم نتواند جامعه ایران را تماما منزوی کند، که احتمال آن بسیار کم است، برای ماندگار شدن خود لازم است بنیانهای اساسی تولید سرمایه داری را مراعات کند. جامعه ایران، برخلاف عربستان و سیاست شیوخ نفتی، به حکم تحولات اجتماعی بزرگ و تکان دهنده، نمیتواند به جزیره آرامش اسلام سیاسی تبدیل شود. موضوع دومی که بازهم به جنگ جناحها و قدرت اداری و اقتصادی آنان ربط دارد، همزمانی انتخابات رئیس جمهور اسلامی و شوراهای اسلامی شهر است. در سطح شهری و منطقه ای جنگ برای حاکم شدن در شوراهای اسلامی معنی زمینی قدرت سیاسی و اقتصادی جناحها را میدهد. این دو اتفاق، تنش ها بین جناحها را تا آستانه یک تقابل صریح نزدیک تر کرده است. در حال حاضر صریح ترین و بی پرده ترین برچسپ ها از طرفین این درگیری ها علنا اعلام شده است. جناحی اعلام کرده است که کاندید احمدی نژاد و حلقه انحراف را سلب صلاحیت خواهد کرد و احمدی نژاد هم گفته است آنها “عددی” نیستند، اگر من افشا کنم، باید از کشور فرار کنند! این تنازع با تشدید آرایش غرب و آمریکا در برابر رژیم اسلامی، عمیقتر شده است. در همین روزها خبر انعقاد فروش تسلیحات به میزان ۱۰ میلیارد دلار بین آمریکا و اسرائیل و عربستان و امارات امضا شد که مقامات آمریکائی آنرا یک “هشدار” به رژیم اسلامی معنی کردند. نکته دیگری که در فضای انتخاباتی رژیم اسلامی طرح شده است مساله آمدن یا نیامدن خاتمی در رقابتهای انتخاباتی است. دو جناح رژیم اسلامی مشتاق پاسخ مثبت خاتمی اند تا او را در رقابت با کاندید احتمالی دولت، به “کیسه بکس” تبدیل کنند و رای کاندید احتمالی “حلقه انحرافی” را بشکنند. خاتمی اگر خاصیتی داشته باشد همین است. او بی مایه تر از این است که بتواند نقطه امید مدافعان “اصلاح” رژیم اسلامی باشد.

موضوع دوم، اعتصاب کارکنان شرکت های هواپیمائی “ال عال”، “ایس ایر” و “ارکیا” در اسرائیل و در اعتراض به قراردادهای دولت اسرائیل با شرکت های حمل و نقل و هواپیمائی اروپا بود. مادام و تا زمانی که دولت اسرائیل بخواهد برای بقاء خود در منطقه مذهب یهود و تعصبات یهودیگری و ناسیونالیسم یهودگرا را تقویت کند، چاره ای جز دفاع از منافع “ملی” ندارد. اما اگر قرار است که دولت اسرائیل در بازار جهانی ادغام شود و دنبال هدفی باشد که از نظر اقتصادی به صرفه باشد، آنوقت گریزی از دست برداشتن از منافع محدود کشوری و جهالت و ارتجاع یهودیگری سیاسی ندارد. در مقابل مردم فلسطین نیز اگر قرار است که از یک دولت متساوی الحقوق برخوردار شوند، نیازی ندارند که برای بقاء خود و دفاع از حق طبیعی زیست خود، به جریاناتی مثل حماس میدان بدهند که هم اکنون وعده داده است که از ماه سپتامبر سال جاری، “جدا سازی” بین دختر و پسر را در همه سطوح مدارس اجرا خواهد کرد. ناسیونالیسم تنگ نظر و تعصبگرای مذهبی در هر دو سوی “دیوار ندبه” غیر قابل دوام است.

 موضوعات دیگری مثل تشدید بحران “کنوانسیون حقوقی” دریای خزر نیز مورد بحث قرار گرفت. به دلیل وارد شدن چند دولت در پی فروپاشی شوروی سابق به این قرارداد، که اساسا از متحدان جدید آمریکا هستند، و پای آمریکا را به معاهده های  سابق دوگانه بین ایران و دولت شوروی سابق باز کرده است، وضع بحرانی مزمن تر شده است. بعلاوه به موضوع حذف برنامه های “غیر اسلامی” از شبکه های تلویزیونی افغانستان که توسط “کرزای” اعلام شد، نیز پرداخته شد. در پی دیدار کرزای با “شورای علما”، که مشتی آخوند اند، از قول مشاور وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان صراحتا اعلام شد که منظور از برنامه های غیر اسلامی، فیلمهای هندی و ویدئو کلیپ های خوانندگان افغانی است که در آنها پوشش اسلامی تماما رعایت نشده است! موضوع یورش ارتش مالکی به متحصنین “حاویجه” در نزدیکی کرکوک که به کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر و زخمی شدن تعداد نزدیک به ۷۰۰ نفر دیگر شد نیز از نکات برنامه امروز بودند. برای شنیدن مصاحبه امروز، لطفا لینک زیر را کلیک کنید:

http://www.radiosepehr.se/interviews/2013/IrajFarzad130425.wma

محل نوشتن نظرات