Wordpress Themes

آخر و عاقبت آنهای دیگر

درست پس از یک تحول “عظیم” در دنیای مجازی، برای  “تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا” و “جنبش تجدید سازمان کمونیسم معاصر”، بنیانگذار، شفیق، پا روی دُم و یا به تعبیر یکی از هواداران خویش، دُمب، یکی از دو نفر موسس، عباس فرد، گذاشت و  دنیای این نوع سیاست رادیکالیسم فحش و شانتاژ عبارات مطنطن، به انزوای بی فرهنگی خاص این تیپ موجودات برگشت.

شخصیت اسم مستعاری در حاشیه جمع دو نفره باقیمانده، وحید صمدی و شفیق، یعنی نوید پایور، بسیار مشتاق است تا به ضرب بددهنی و بی تربیتی من را تحریک کند که با آنها دهن به دهن شوم. خیر قربان! این غمزه و لودگی زیادی شُتُری است.

من هنوز هم امیدوارم این دسته عاقبت بخیر باشند و حال که علم، وجود امواج گرانشی را تایید کرده است، آرزو میکنم که پیشرفتهای علم پزشکی و روانپزشکی برای عوارض روانپریشی “اکتسابی” نیز، راه علاجی پیدا کند.

فقط باید به کسانی که با سُبک سَری های خود در رابطه با “داب”(دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب) در توجیه بی مسٸولیتیها و سیاستهای ماجراجویانه، چنان موجوداتی را به عنوان رهبر تٸوریک خود بر فرق سر گذاشتند و در یک جلسه رسمی محفل خویش، برایشان طاق نصرت زدند و حتی صفوف محافل خویش را به پای آنها تحقیر کردند، تبریک گفت. وقت آنست که اینها گُلی بر سینه خود بزنند و در برابر آینه از تشابه رویکردها و روش و منش و  بازگشت به زندگی و فعالیت “کمونیستی” در “سنت” چنان موجودات مهجور و هپروت، سان ببینند.

نمیدانم از این حس نفرت و کینه مشترک، علیه کمونیسم کارگری و شخص منصور حکمت، یکی صریح و بی پروا و بی ادب و دیگری در پرده عوامفریبانه “خط رسمی حکمتیست”، قند در دلشان آب شده است و یا دستکم در خلوت تنهاٸی، عرق شرم بر پیشانی شان مینشیند؟ دسته دوم، با پیرات کپی سیاستهای دسته اول، بسیار هم از این خلع ید تٸوریک از صاحب اصلی؛ و رندی و زرنگی سیاسی خود مغرور و سرمست و از خود متشکر اند اینها جاٸی برای آرزوی عاقبت بخیری  و امید به پیشرفت علم را باقی نگذاشته اند.

۱۵ فوریه ۲۰۱۶

iraj.farzad@gmail.com

محل نوشتن نظرات