Wordpress Themes

این شاهد یهوه “کنگره اول” کومەله

نمیدانم هیچگاه شاهد چگونگی تبلیغ “شاهدان یهوه” بوده اید؟ اینها معمولا یا زنگ درخانه تان را به صدا در می آورند و یا در خیابان و معابر جلوتان را میگیرند و در باره انجیل و روز آخرت و وعده های مسیح برایتان به منبر میروند.

به آنها میگوٸید خواهران و برادران رّبانی! من به علم و داروین معتقدم، به خدا باور ندارم. صفحه ای از انجیل همراهشان را برایت باز میکنند و میگویند همین را هم خدواند سبحان پیش بینی کرده است! دوباره میگوٸید انگار شیفتگان پسر خدا نمیخواهند منظور من را متوجه شوند، عرض کردم که من خدا را قبول ندارم، شما از “کلام” او برایم مثال می آورید؟! فورا صفحه دیگری از انجیل را باز میکنند و برایم میخوانند، ببین ذات اقدس چگونه همین را هم توضیح داده است؟! و داستان شاهدان یهوه ادامه دارد.

برای جناب وطندوست و برای عالم و آدم مینویسید من آن جلسات ماراتونی اعتراف علیه وجدان خویش را کنگره نمیدانم و برسمیت نمیشناسم، ایشان به عنوان “سند”، بریده ای از دست خطهای همان اقرار نامه ها را جلو ما میگیرد و میفرماید این هم “سند” از زبان خودتان!  میگوٸید و مینویسید برادر غیر ربانی، من سندیت و مشروعیت و خود نشست را از بنیان قبول ندارم، اما ایشان چشم و گوش خود را بسته اند.

مادام و تا زمانی که  آن اوراق ، برای ایشان انجیل کومەله “اصیل” و “کنگره” لقب گرفته است، از شّر استدلالهای این شاهد یهوه هم خلاص نخواهیم شد. بگذار مدام صفحات دیگری از این آیات را توجیه درماندگی سیاسی خود قرار بدهد. هفت بار مبارک.

اما من میخواهم که ایشان در مورد چند فاکت برای جامعه توضیح بدهد:

۱. جلال طالبانی به مناسبت سی و هفتمین سالگرد اتحادیه میهنی، علنا به دو مورد در باره نقش مالی و سیاسی ماموستا برایم- همین ساعد وطندوست- در یاری رساندن به خویش، اشاره میکند:

الف. وقتی ساعد وطندوست به چادرهای جلال طالبانی در قندیل رسید، مبلغ صدهزار تومان را به او تحویل داد. جلال طالبانی در این سخنرانی گفته است که  ساعد وطندوست هنگام تحویل پولها توضیح داده است که او از فروش خانه ای که در سنندج داشته است، این کمک مالی را تهیه کرده است. سلامت سیاسی و احترام به حقیقت، ایجاب میکرد که دستکم پس از این افشاگری جلال طالبانی، او در چند سطر به مردم کردستان، توضیح میداد که آن پولها، از طیف وسیعی از تشکیلات “اصیل” همان سالها جمع آوری شد. از ۵ تومان هوادار زحمتکش و کارگر آن سالهای کومه له وقت گرفته تا هزار و چند هزار تومان هواداران کارمند و مهندس و دکتر. به نظر میرسد چه همان وقتها و چه اکنون، جناب وطندوست، کومه له را ملک شخصی و یا جزو ابواب جمعی رعایا و قاپچی و آبدارچی و سرایدار شخص خویش تصویر کرده است. شما که این اندازه در باره آبروریزی سیاسی کومه له، هیچ حد و مرزی را برسمیت نمیشناسد، چرا بیش از ۳۷ سال است نسبت به این پرنسیپ فروشی خویش کماکان سکوت پیشه کرده اید؟

۲. جلال طالبانی در همان جلسه، میگوید، وقتی با خواب دیدن یک مُلّا، حس کردم که “شاه” رفتنی است، نامه ای به “فارسی زیبای” ساعد وطندوست، برای “امام خمینی” نوشتم و “خدمت” ایشان عرض کردم که از این پس “نیروهای ما در اختیار جنابتان” است. چه فاکتور و کدام منافع حقیر موجب شده است که سالهای سال این “هم فکری” و “هم خطی” سیاسی با جلال طالبانی و “بیعت کردن” با جریان ارتجاع اسلامی، که کومه له وقت، با هر التقاط سیاسی که داشت، علیه آن گرایش در سطح علنی ایستاده بود، از افکار عمومی پنهان بماند؟

۳. ممکن است توضیح بدهید که ماجرای شخصی کردن وجوه دریافتی از اتحادیه میهنی و جلال طالبانی که برای “روند سوسیالیستی” کومه له و به نام جمعی دریافت کردید و شما مستقیما آنها را دریافت میکردید، چه بوده است؟ ممکن است به مردم توضیح بدهید که چگونه فشار اطرافیان شما در همان جمع “روند سوسیالیستی” در راستای “شفاف سازی مالی”، بالاخره به تصمیم شما به “انشعاب” و فروپاشی آن جمع انجامید؟ ممکن است لطف بفرماٸید و به مردم بگوٸید چرا طی همه این سالها، کومه له و سیاست را برای معامله و داد و ستد و میزان واردات به جیب مبارک نگاه کرده اید و سوسیالیسم و آزادیخواهی ادعاٸی تان، تشریفاتی، دروغین و عاریه ای بوده است؟

آیا شرافتا و وجدانا  ترس و وحشت از افشاء این افتضاحات و این نوع داد و ستد با”سیاست” از همان دوران “کومەلە اصیل”، و از همان چادرهای قندیل، توضیح دهنده تصمیم شما برای انتشار خودسرانه اسناد غیر قابل پخش و تخریب یک تاریخ نیستند؟

از انجیل سازی صورتجلسات “کنگره اول” دست بردارید، ریشه های افلاس و درماندگی سیاسی خویش؛ و پوچی و ارتجاعی بودن نوع نگرش ایلیاتی و عشیره ای تان را با افسانه پردازی از عقب ماندگیها و محدودیتهای تاریخی “کومەله اصیل” آن دوران پنهان نکنید. این روش بیش از حد فٸودال مآبانه و دهقان منشانه و دکاندارانه است.

مرتکب اشتباه بس فاحش شده اید، که تصور میکنید، مدافعان خودی و “غیر خودی” نقد و ارزیابی سوسیالیسم دهقانی کومەله اصیل شما؛ و زیر ذره بین گرفتن آن نوع سیاست کردن از قندیل به اینسو و تا به امروز، و کندو کاو در رفتار غیر انتقادی کومەله وقت نسبت به اتحادیه میهنی و کردایەتی، با تقدس نماٸی از اوراق اعترافنامه شخصیتهای زنده و جان باخته کومەله خفقان زده در جلسات “کنگره اول” علیه حرمت سیاسی و وجدان خویش، مرعوب خواهند شد و در برابر شما بزانو در خواهند آمد.

از این عکس مار کشیدنها و شارلاتانیسم و غمزه شُتری و تحریک احساسات عقب مانده دست بردارید. نا سلامتی تحصیکرده اید.

۲۶ آوریل ۲۰۱۶

iraj.farzad@gmail.com

محل نوشتن نظرات