Wordpress Themes

نگاه نفرت

آقای زکریائی ظاهرا خواسته اند در نوشته خویش: “رستاخیز آزادگان زمین در برابر مدعیان خدائی”  به سهم خود مردم ایران را در جریان اعتراضات وسیع، پند و اندرز بدهند. نوشته را که به دقت میخوانید و البته برای کسانی که با سابقه پشتک وارو زدنهای سیاسی او و انتقال طبقاتی و اجتماعی او از کمپ کمونیسم به جناح فالانژ ناسیونالیسم کرد آشنا هستند، متوجه میشوید که نصایح او تشویق حرکت مردم و یا حتی همراهی با آن نیست. چه، فرموده اند مردم خشمگین بهتراست از “خشونت” پرهیز کنند و حتی از ضرب و شتم “بدترین” ماموران رژیم و “تخریب” مکانهای مذهبی خودداری کنند. او برعکس مشوق نوعی دیگر از  خشونت و نفرت است اما در “برابر مدعیان خدائی” که چنین اند:

“همواره دم از مبارزەی طبقاتی و جانبداری از طبقه کارگر میزند اما ـ همچون عناصر بی‌طبقەای که با شعار  و یا گاه با سرسپردگی به فلان “تئوریسین” خود را تخدیر میکنند”

او مشکلی با هیچ مدعی خدائی یا پیغمبری ناسیونالیسم کرد ندارد. برخلاف بخشی از تاریخ زندگی سیاسی خود او و در دوره توابیت از کمونیسم و پیوستن به کمپ بدنام نفرت علیه کمونیسم کارگری، او اکنون دلشوره حرکات “نپحته” احزاب ناسیونالیست کرد را دارد. او که در آن زمانهای دور و در سالهای ابری که خود حضرتشان زمانی که در این سوی دیوار بود، و بویژه در جریان جنگ حزب دمکرات علیه کومه له، تفاوتی بین حاکمیت حزب ناسیونالیسم کرد و رژیم اسلامی قائل نبود، در آرایش و بَزَک کردن ناسیونالیسم کرد چنین گفته اند:

“نباید از نظر دور داشت که کوردستان بدلیل وجود ستم ملی و مبارزەی دهها ساله علیه این ستم‌گری و سرکوبگری رژیم فاشیستی دارای شرایط ویژه ، متفاوت و گاه مستقل از جنبش سراسری در ایران بودە است. اما اقدامات مسلحانه در هر نقطەی کردستان نیز در شرایط امروز از جانب هر جریانی صورت بگیرد بنفع جنبش نخواهد بود.”

این تحلیل سیاسی، حتی تحلیل سیاسی آدمی که صندلی عوض کرده است و حالا طور دیگری فکر میکند، نیست. این کلنجار رفتن آدمی با خود است که فکر میکند همه نه با دید بازبینی شده و تجدید نظر و تغییر معیار، که از دریچه نفرت به تاریخ و جامعه و تحولات آن بنگرند. خیال میکند چون خود او زمانی “گول” کمونیستها را خورده است، و علیه ناسیونالیسم کرد حرف زده است، حالا باید اگر انقلاب هم میشود، مردم خشمشان را “علیه مدعیان خدائی” متوجه سازند. این مالیخولیا و این ذهنیت بیمار به یک معنی حتی سیاسی هم نیست، نه راست و نه چپ، نه ناسیونالیستی یا کمونیستی. توقع شریک شدن مردمی با فرهنگ و شجاع و بپاخاسته و بشدت سیاسی و متمدن و فکور، با این هذیانها، با این بغض و کینه تلنبار شده و در حال انفجار، پوچ است.

iraj.farzad@gmail.com

محل نوشتن نظرات