Wordpress Themes

بازی با کلمات

جهت اطلاع دوستان گرامی، من مجادله و مناظره با عباس گویا را ادامه نمیدهم. جوهر نقد من به نوشته عباس، با این پیش فرض من انجام شد که نه صفحات تاریخ سفید اند و نه صفحات تاریخ جنبش کمونیستی بطور اخص، در زمینه برنامه و اساسنامه و اصول سازمانی جنبش کمونیستی، عباس خیلی روشن نوشته است برای او صفحه تاریخ سفید است که گویا جنبش کمونیستی در زمینه ساختار سازمانی باید از اساس از “صفر”شروع کند. نه انترناسیونالی وجود دارد، نه یک گام به پس و نه اصول سازمانی کمونیسم کارگری و نه تدقیق تعریف عضو و تبین تفاوت بین کادر و عضو حزب کمونیستی توسط منصور حکمت و فراتر رفتن او از تفاوت بین لنین و مارتف. همه باید از نو، بر پدیده انگار خلق الساعه و تازه کشف شده ای به نام “رای” و “تقسیم قدرت” بین اعضاء آنهم در پوشش “ساختار شورائی” سجده کنند. بحث عباس یک جدل درون جنبشی نیست، حرکت از جنبش طبقه بورژوازی با دمکراسی و جایگاه خرافی رای علیه مبانی کمونیسم کارگری است.

من برای یکی از دوستان هم نوشتم، به نظر من حال و روز احزاب موجودی که به نام کمونیسم کارگری فعالیت دارند و رفتار آنها علیه ناراضیان و منتقدین، پدیده ای را به وسط پرتاب کرده است: “شهید و قربانی”. من با این روحیه نیستم. ظاهر شدن به عنوان شهید تاریخ و قربانی حرکات فرقه ای و سکتاریستی احزاب موجود، کوچکترین حقانیتی برای دست بردن به انبان “دمکراسی” علیه مبانی سیاسی، فکری و برنامه ای و آرمانی و جنبشی؛ و اصول سازمانی کمونیسم کارگری؛ و احاله “دادخواهی به دادگاه استیناف “رای” اعضاء “مظلوم” نمیدهد. من با این “انحلال طلبی” تاریخ واقعی افت و خیز جنبش کمونیستی، از جمله در بازتعریف و تدقیق تعریف از عضویت و کادر، نیستم. بحث من برخلاف تعابیر عباس، بازی با کلمات و مُلانُقّطی نبود.

۱۰ ژانویه ۲۰۱۸

محل نوشتن نظرات