Wordpress Themes

راه سر راست تر و صمیمانه تری نبود؟

بعد از مرگ محمد جراحی، رهبری حزب کمونیست کارگری ایران، اعلام کرد که ایشان، “کادر” حزب آنها بوده است.

مستقل از صحت و سقُم این ادعا و اینکه آیا واقعا، محمد جراحی، “در زمان حیات”، به عنوان یک “فعال کارگری”، کادر حزب کمونیست کارگری بوده باشد، حتی اگر هم چنین بوده باشد، عقل سلیم، توجه به امنیت فعالان سیاسی، و فراهم نکردن خوراک دشمنی و کینه توزی علیه منصور حکمت، حُکم میکرد، که رهبری حزب کمونیست کارگری چنین فکر نشده ظاهر نشوند. محمد جراحی به گفته صریح خود او، “همرزم” نزدیک شاهرخ زمانی، بوده است. جناح اشرف دهقانی چریکهای فدائی خلق طبق سنت “پیشگام”  شاهرخ زمانی را “پس از جان باختن”، “چریک – کارگر” صفوف خویش توصیف کرد. حتی اگر ادعای شهلا دانشفر را  بپذیریم که حمید تقوائی از عضویت محمد جراحی “خیلی خوشحال”، و  شخصا و کتبا چنین اتفاقی را به حزب “تبریک” گفته باشند؛ حتی اگر “هیات اجرائی” حزب کمونیست کارگری ایران  چنان ذوق زده شدند که او را فورا به عنوان “کادر” ثبت نام کرده باشند، انتظار نمیرفت، این چنین دست و پاچُلفت و “کارگر ندیده”، کمونیسم کارگری را در سنتهای “پیشگام” و “دال – دال”( تشکیلات دانش آموزی خط سه در دوره بحران انقلابی سالهای ۱۳۵۷) بازخوانی و باز تعریف کنند.

اما متاسفانه، در پس پرده مناسک این سرمستی عارفانه.  اهداف دیگری پنهان اند.

من برخلاف بسیاری از “چپ” ها، بر این باور نیستم که  حزب کمونیست کارگری ایران، “شهید خوری”  کرده است. ایراد حزب کمونیست کارگری در این ۱۵ سال اخیر هر چه باشد، “سکتاریسم” نیست.

این حزب “اکس مسلم” است، جریانی است که وقتی میخواهد در باره آذربایجان حرف بزند، به همه جنبشها و حرکت ها، از جمله جنبش کارگری، هویت قومی و آذری و ترکی میدهد. حزب انتقال، نه حتی انتقال طبقاتی، بلکه انتقال از جامعه و مکان زندگی انسانهای واقعی، به دنیای مجازی است. به این معنی، حزب کمونیست کارگری فعلی، با توجه به محو و رنگ باختن جسم آن، و غیر قابل لمس و غیر قابل رویت بودن موجودیت فیزیکی اش، اصلا حزب سیاسی نیست.

من شخصا به عنوان کسی که سالهائی از عمرم را با اینها گذرانده ام، از رفتاری که با محمد جراحی و مرگ او کردند، بشدت افسرده شدم. از این بابت که برایم روشن بود، و چه بسا برای خود دست اندرکاران این حزب نیز معلوم بود که با آن رفتار و سَکنات، میدان “فعالیت” مجاهدان رنگارنگ نفرین کمونیسم کارگری و ترور شخصیت منصور حکمت، را مفتوح نگاه داشتند. خود اینها میدانند، که تصویر حزب دنیای مجازی؛ و “اکس مسلم” در عالم واقع، با مصادره امثال محمد جراحی پس از مرگ، ترمیم پذیر نیست و با این شیوه ها “کارگری” نخواهد شد.

۹ اکتبر ۲۰۱۷

iraj.farzad@gmail.com

محل نوشتن نظرات