Wordpress Themes

من حق و اختیار زندگی ام را واگذار نکرده ام

توضیحی در باره “افشاگری” بیژن رنجبر

 

آقای بیژن رنجبر، انگار زندگی من را بهتر از خود من میشناسد!

فکر میکنم، هیچکس در زندگی واقعی، اختیار خود را به دیگری واگذار نمیکند. این در سیاست، در دمکراسی، و متاسفانه حالا دیگر در نوعی فعالیت “کمونیستی” و حزب داری، و تشکیلات داری و سکت داری صدق نمیکند. آقای بیژن رنجبر با زندگی سیاسی واقعی من، همین کار را کرده است. او انگار بهتر از خود من میداند که مشغله سیاسی من در سالهای ورودم به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و “نوع” کمونیسمی که به آن پیوستم، سالهای ۱۳۴۶ به بعد، چه بوده است؟ بهر حال توضیح اضافی و شرح مفصل و تفصیلی کل این داستان که من گوشه های مهمی از آن را در داستان زندگی خودم، زندگی و زندگانی من، مکتوب کرده ام و در دسترس عموم،  دیگر بی فایده است. ایشان، در نوشته خود، “آقای فرزاد لطفا کمی متانت معطوف به حقیقت”، به شیوه تسخیری، وکیل و نماینده من شده اند که آن تاریخ زندگی سیاسی من را هر طور که خود مصلحت میداند شرح و تفسیر کند. اگر شهروندان هیچکاره عالم سیاست در نظام “دموکراسی”، اختیار خود را به مدت چهار تا هشت سال و در مواردی تا ابد، به دیگران واگذار میکنند، به دلیل بی اهمیت شدن خود “سیاست” در زندگی آنهاست. وکلا و نایبان طبق موازین “دمکراسی” مختارند هر بلائی سر آن اختیار  واگذار شده بیاورند. من، اما، در هیچ پروسه انتخاباتی و دمکراتیک، اختیار زندگی سیاسی ام را به هیچکس دیگر، از جمله کسی مثل بیژن رنجبر که او را نمیشناسم و دور و نزدیک شنیده ام که از سنت “مجاهدین” آمده است، واگذار نکرده ام. این دیگر تحمیل نمایندگی زندگی سیاسی من، از طریق تسخیری است. ایشان از یک رهگذر، مستقیما به مقام اشغال کننده کل متن زندگی سیاسی ام  برگزیده شده است. وقتی هم اعتراض میکنید که آی مردم دارند خانه و کاشانه من را به محل فسق و فجور تبدیل میکنند، میفرمایند: “کمی متانت”!! بسیار متاسفم که امثال ابراهیم علیزاده  مهمترین دوران فعالیت مشترک گذشته را برای منافع حقیر سکت داری کنونی، این چنین ارزان و سبک به سودا و معامله و حراج گذاشته است.

باید اذعان کنم که اسم بردن از بیژن رنجبر در نقد مواضع ابراهیم علیزاده، درست نبود. ایشان مجری برنامه ای بودند که سوالات از پیش تعیین شده را از ابراهیم علیزاده مطرح کرده بودند.

۳۱ اوت ۲۰۱۵

تاریخ کومه له به روایت پسا جنگ خلیج

ابراهیم علیزاده در مصاحبه ای در ۵ بخش با عنوان: “حزب کمونیست ایران، ناکامی ها، دستاوردها و چالش ها”، به یک بازبینی “مجدد” و “به عبارتی دیگر” در تاریخ کومه له، حزب کمونیست ایران، علل جدائی و “تشابه” انشعاب و جدائی کمونیسم کارگری و جریانات زحمتکشانی ها پرداخته است. در بخش پایانی گفته است: (کمونیسم به معنی رویا پردازی و افراطی گری نیست. در کومه له “اجتماعی”، مردم داری و “عنصر عقل” حضور دائمی داشته است”)

مقدمتا این نکته را توضیح بدهم که مطلب من قدری طولانی است که البته با توجه به ۵ بخش مصاحبه مذکور و نکات متعددی که در آن گفتکو به آنها پرداخته شده است، تا حدی متناسب است.

  ادامه مطلب را بخوانید »