Wordpress Themes

چرا پراکنده اند؟

بخش اول نوشته ای نسبتا مفصل از آقای امیرحسین امویی را در سایت اخبار روز خواندم با عنوان: در ارزیابی کنگره سوم جنبش سکولار دموکراسی.

آنچه من از رویکرد ایشان، در نوشته مورد اشاره، برداشت کردم، اینها هستند:

ایشان سکولار، مدافع دمکراسی و از طرفداران سرنگونی رژیم اسلامی( مستقل و صرفنظر از شیوه مسالمت آمیز و یا قهر آمیز) هستند. اما ایراد من به زاویه نگرش در نوشته مذکور، و در عین حال پاسخ من به چرائی پراکندگی در صفوف جنبش مورد نظر ایشان است. جوهر این نقطه نگرش و در توضیح اینکه در کنگره مورد اشاره، در پاسخ به “پرسش اصلی”: چرا سکولار دموکرات ها هنوز متحد نشده اند”، در این عبارت فرموله شده است:

“این قلم بر این باور است که مختصات نظام جانشینِ حاکمیت ولایت فقیه را قبل از هرچیز مختصات تاریخی جامعه ی ایرانی و نیز مناسباتش با دنیای محیط بر آن تعیین می‌کند. هر گونه ابراز نظر و پیشنهادی بدون توجه به تاریخ ایران و نقاط عطف برجسته ی آن و نیز بی توجه به موقعیتش در چهارچوب شرایط کنونی جهانی محکوم به شکست است و ایران را باری دیگر در سراشیب شکست می‌اندازد و طعمه ی دشمنان خارجی اش می‌کند.” (از نوشته  آقای امویی) ادامه مطلب را بخوانید »

علیه عامیگری- ٣

در دو بخش قبلی بر مهم بودن بررسی چگونگی شکل گیری “حکمتیسم” توسط مدرسی تاکید کردم. در ادامه بحث، لازم میدانم، چند نکته را توضیح بدهم. تا جائی که خاطره من یاری میکند و با مراجعه به همه سخنرانیها و مقالات و رسالات و سمینارهای منصور حکمت، او فقط یک بار از اصطلاح “حکمتیسم” استفاده کرده است. بکار بردن آن اصطلاح زمینه عینی قابل فهمی دارد. به این پاراگراف در متن سخنان او که در آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری، ٧ و ٨ ژوئیه ٢٠٠١ بیان کرده است، دقت کنید:

” راستش اینکه در نامه ها نوشته شده که اگر من نباشم خط حزب چه خواهد شد، بحث درستی نیست، برای اینکه وقتی که من هستم حزب سر خط نیست. تمام زندگی سیاسی من این بوده است که یک جمعی را که نمیخواهد به این سمت برود، متقاعد کنم که بطرف این خط برود، نترسد، و مایه بگذارد. اما مایه نمیگذارد، اینطوری نیست که حزب کمونیست کارگری با وجود من، روی خط کمونیسم کارگری است. نیست! همانطور که در بحث رهبری مطرح خواهم کرد این بحث هیچ ربطی به خط منصور حکمت و به “حکمتیسم” ندارد. خط منصور حکمت در حزب کمونیست کارگری یک گروه فشار است. مدام این خط( کمونیسم کارگری)سعی کرده است که حزب (کمونیست کارگری) را از یک وضع “داده”ای، از یک “وضع موجود” بِکٙنٙد و ببٙرد یک جای دیگر. در کنگره اخیر(کنگره سوم) همین بحث را داشتم و در کنگره قبل(کنگره دوم) هم، چنین موضعی داشتم. در بحثهای “سبک کاری” حرفهایم را زده بودم، در مباحث تئوریک حرفم را زدم.”(خط تاکید از من است) ادامه مطلب را بخوانید »

علیه عامیگری – ۲

در نوشته اول به گوشه هائی از بحث کمیته های کمونیستی و جایگاه آن در “حکمتیسم” مورد نظر کورش مدرسی پرداختم.

اینجا و در ادامه بحث میخواهم مستدل کنم که چرا پرداختن به هر دو وجه مساله، یعنی اهداف واقعی ابداع حکمتیسم و بنیانهای سیاسی و جنبشی و فکری آن، و سیر تکوین اختلافات در دایره چندین شاخه یک محفل چهار نفره بر سر ارث و میراث داری منصور حکمت، مهم است.

ابتدا مایلم در برابر ملاحظاتی که یکی چند نفر در مورد نوشته اول، با من طرح کردند، توضیحاتی بدهم. خلاصه آن ملاحظات دو نکته بود: الف. خود مساله مورد بحث من، “مهم” نیست. بخاطر اینکه جریاناتی که تحت نام “حکمتیست” و کمونیسم کارگری فعالیت دارند، از نظر  سیاسی بی تاثیر اند و در ذهنیت جامعه، وزنی نیستند. ب. نوشتن در باره آن مساله که ریشه آن به تشدید اختلافات در حزب کمونیست کارگری پس از مرگ منصور حکمت، و انشعابهای بعدی برمیگردد، بیشتر دل آزردگی شخصی و نوعی تقلا برای جبران ضربات عاطفی در آن قهر و آشتی و رنجیدگیهای شخصی و ادامه “جنگ درون فرقه ای” است. ادامه مطلب را بخوانید »

علیه عامیگری

مظفر محمدی در نوشته “جواب به چند سوال”،  ناگهان و غیر مترقبه، مقوله جدیدی را به ما معرفی میکند:

“کمیته های کمونیستی مخفی کارخانه”!

اینجا من مطلقا قصد جدل سیاسی و نظری با مظفر محمدی و پرداختن به پاسخ به چند سوال مطرح شده را ندارم. اتفاقا میخواهم به همان سوال در مورد کمیته های کمونیستی بپردازم. ادامه مطلب را بخوانید »

پس از برجام – ۲

در یادداشت پس از برجام، به دو کشمکش و تخاصم اشاره کردم. تخاصم بین باندهای رژیم اسلامی و معضل رابطه با بازار جهانی و غرب و آمریکا.

در این یادداشت، به فاکتور سوم؛ و تخاصم دیگری میپردازم که شاید مهمترین عامل اجتماعی در تعیین تکلیف آن دو تخاصم درونی و بیرونی مورد اشاره من در یادداشت اول است.

به این منظور شاید مناسب باشد، قدری دقیق تر اهداف “رزمایش اقتدار ثارلله” را که درست در متن کشمکشهای درونی بین جناحهای رژیم پیرامون برجام، بر پا شد، بررسی کنیم.

ادامه مطلب را بخوانید »

و پس از برجام

برجام(برنامه جامع اقدام مشترک)، به عبارتی دیگر میتواند معنی جامع تری هم داشته باشد. جامع از منظر نگاه از درون به جمهوری اسلامی: تناقض و تخاصم جناحهای رژیم اسلامی؛ و جامع از منظر معضل رابطه رژیم اسلامی با بازار جهانی،جهان غرب و بویژه رابطه با آمریکا. ادامه مطلب را بخوانید »