Wordpress Themes

اعجاز محفلیسم

پیام سایت “مبارزان کمونیست” به “کنگره هفتم” جناح “غیر رسمی” حزب موسوم به حکمتیست که توسط نماینده آنها قرائت شد، مستقل از وزن و جایگاه آن نشست، از نظرهائی جالب است. بخش عُمده پیام، یک تحلیل از اوضاع جاری در جهان و منطقه است. اما نقطه اصلی، جلب نظر به این سوال است:

” چرا در این دنیا هر روز گروه و دار و دسته ای سر بلند می کند  و کاره ای میشوند ولی ما دستمان به جائی بند نیست،چرا؟ مشکل چیست؟”

پاسخی که خود به سوال مذکور داده اند، و در واقع قصد هم این است که مخاطبین پیام خود را در آن پاسخ با خود شریک کنند، این جمله است:

“ما تجربه غیر از این را در حزب کمونیست ایران و کومه له قدیم و حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت داریم. نگاهداشتن آن توقع و انتظار از فعالیت حزبی و سیاسی که در آن دوره ها پیدا کرده ایم هنوز نقطه قوت و خاطره زنده  بخشی از فعالین کمونیست آن دوره میباشد”

١- به نظر من با “خاطرات” تجارب گذشته هر اندازه زنده و نقطه قوّت، نمیتوان به مسائل امروز پاسخ داد. این نقطه حرکت، یعنی اتکاء به تجارب اشخاص و جمع بندی آنها در مبارزه سیاسی و حزبی به عنوان ابزار تحلیل و نگرش، در بهترین حالت شیوه و مُتد تحلیلی است که به آن “امپیریسم” میگویند. متُد و روش امپیریستی، قابل تعمیم نیست و بنا به جوهر خود مجموعه انسانهائی را که در آن تجارب شرکت نداشته و یا سن شان قد نمیدهد که از آن هم “خاطرات” داشته باشند، از دایره مخاطبان بیرون می افتند.

٢- مخاطب امپیریسم از این نظر به جمعی از آشنایان، خودی ها، همشهری ها و هم ولایتی ها محدود است که در دوره های مُعیّن، “در عمل” اتفاقات مشترک را “تجربه” کرده و یا شاهد رویدادهائی بوده اند. اختلاف نظر، کشمکش حاد و قُطبی بین نظرات متفاوت و حتی جدائیها و پیوستن به صفوف بورژوازی و ناسیونالیسم و انشعابات، که بازتاب کشمکش گرایشهای متفاوت و مبارزه طبقاتی اند، از منظر امپیریسم بی معنی و تشریفاتی اند. محفل و محفلیسم، برعکس تنها فاکتور است که از شمول تقابل گرایشات مٙصون و؛ در برابر آنها بیمه عُمر است. از این نظر، مُستقل از اینکه بند ناف سیاسی و فکری مخاطبین پیام، و تاریخ واقعی موجودیت آنها به عنوان حزب و تشکل، بر مٙلقمه ای از دوخردادیسم و تئوری های مُشترک مدرسی- شفیق و تزهای عاریه ای آذرین(که اکنون دیگر در جهان سیاست عددی نیستند) استوار و به آن مُتّصِل است، اما با اینحال این کماکان تجارب مشترک گذشته هم محفلی است که مرکز کائنات و شروع و مبدا تاریخ است. گرم و سٙرد شدن مناسبات محفل، قهر و آشتی ها و گلایه و شکوه ها است که به جای سیر حقیقی تحولات و تقابلهای اجتماعی می نشیند و هنوز “زنده” و قوت قلب و مرکز ثقل جذب نیرو برای فعالیت سیاسی. این حقیقت که تجارب مشترک گذشته نتوانسته است در برابر جدائی ها و تفاوتهای سیاسی سد و مانع ایجاد کند، بروشنی خصلت دوگانه و متناقض امپیریسم را مستدل میکند. امپیریسم و سیاست محفلی مبتنی بر آن، پرده عارفانه تفرقه و تشتت و دوگانگی است. با همه اینها اینجا باید از خود طراحان سوال پرسید که پاسخ “عملی” خود آنها، باتکاء همین موضع برگفته از”تجربه مشترک” چیست؟ اگر اتحاد حول تجربه مشترک خوب است، چرا پیرامون صورت مساله که ظاهرا چنان روشن و واضح است که جای تردید باقی نگذاشته است، هنوز ابهام و چرا هائی وجود دارد که باید دیگران به آن پاسخ بدهند؟

٣- مستقل و صرفنظر از توقعات و توهُمات سُنت محفل گرائی و امپیریسم ذاتی آن، به نظر من حزب مخاطب پیام مذکور، آینده ای ندارد. حال اسلاف، منظره و آئینه روزها و ماههای آتی اینهاست. فقط به عنوان نمونه اشاره کنم که در فاصله “کنگره” قبلی اینها تا نشست فعلی، تعدادی از کادرهای “مهم” کناره گیری کردند و چسپ درونی صف باقیمانده علاوه بر تحمل انقباض، سست تر و وارفته تر شده است. به سایه روشن “اختلافات” که در موارد مشابه قبلی، انشعابات و جدائی ها و یارگیری های جدید را در پی داشت، دقت کنید. دلخوش کردن به زندگی سیاسی در لابلای شکاف چنین محافل بی اهمیت و بی تاثیر و سست و مٙوّاج و لرزان که در پی فروپاشی حزب کمونیست کارگری ایران، از میدان حقیقی سیاست حرفه ای در جامعه و سرو کار داشتن با انسانهای واقعی؛ به دنیای آماتورها آنهم در فضای فریبنده و مجازی اینترنت و فیس بوک و تویتر و یوتیوب؛ و سرگرمی و هابی ایام تعطیلات آخر هفته نقل مکان کرده اند، خالی از هر لطف است. تنها مطالبه برحق، به جای توهم پراکنی و دوگانه گوئی در مورد نقش اساطیری محفل و مناسبات محفلی در سیاست و فعالیت حزبی و کمونیستی؛ و به جای اشاعه باورهای متناقض و مُردّد در وصف اعجاز امپیریسم، فقط این است که خطاب به آنها باید بر سرشان فریاد کشید و غُرّید که بس کنید! از ادامه تخریب تصویر سیاسی منصور حکمت و کمونیسم او، دست بردارید.

 ٢١ اکتبر ٢٠١۵

ایرج فرزاد

در آستانه دو انتخابات و “گمانه زنی”ها

روز ٧ اسفند سال جاری(١٣٩۴)- دوم فوریه ٢٠١۶- یعنی حدود چهارماه دیگر، روز بر گزاری دو انتخابات در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی است: انتخابات نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری.

از هم اکنون بحثها و گمانه زنیهای زیادی در مورد این دو انتخابات همزمان، چه در صفوف جناحهای رژیم و چه خارج از آن، در جریان بوده است. چگونگی پروسه این انتخابات که شاید برای بخشی از اپوزیسیون و نیز رسانه ها و دوائر رسمی حکومتها در اروپا و آمریکا از حساسیت ویژه ای برخوردار است، از زوایای مختلف، گاه همسو و گاه متضاد، مورد ارزیابی قرار گرفته است. ادامه مطلب را بخوانید »