Wordpress Themes

در جستجوی مدال حلبی

رحمان حسین زاده( از حزب حکمتیست جناح “غیر رسمی”) و ابراهیم شیخانی( از محفل “اتحاد سوسیالیستی”) به گردش به راست کومه له، سازمان کردستان جریان فرمال و غیر واقعی حزب کمونیست ایران بند کرده اند. ناسیونالیستی و به راست چرخیدن این کومه له تحول عجیبی نیست که گویا  با امضاء بیانیه مشترک با ۵ جریان ناسیونالیست و در میان آنها جریان ارتجاعی “خه بات”، چون رعد و برق در آسمان بی ابر  اتفاق افتاده باشد. گرایش ناسیونالیسم کرد در “کومه له” از همان کنگره اول آن، در یکی دو ماه مانده به بهمن سال ۱۳۵۷ بخشی از یک هویت پنهان بود. انقلاب ۵۷ و تاثیرات مارکسیسم انقلابی و “فشار از پائین”، از سوی نیروهای تحصیلکرده شهری و کارگران سوسیالیست که با موج انقلاب ۵۷ به کومه له پیوسته بودند، به خط حاکم سوسیالیسم دهقانی و موقعیت تدارکاتچی گری خط جلال طالبانی در جنبش ناسیونالیسم کرد، فرصت یکه تازی نداد. کومه له از فاصله کنگره دوم، فروردین ۱۳۶۰ تا تشکیل حزب کمونیست ایران، شهریور ۱۳۶۲ در ساکت کردن  رسوبات ناسیونالیسم کرد در تاریخ شکل گیری آن حتی از همان دوره محفلی سال ۱۳۴۸ گامهای بلندی برداشت. اما ناسیونالیسم کرد، و نه فقط حزب دمکرات کردستان ایران و سیاستهای آن حزب، به عنوان یک گرایش طبقاتی و بورژوائی مورد انتقاد کادرهای رهبری کومه له قرار نگرفت و مسکوت و سر به مُهر باقی ماند. اینجا برای احتراز از کلی گوئی، به یک فاکت که کُنه حقیقتی بزرگ را نشان میدهد، اشاره میکنم:

ادامه مطلب را بخوانید »

بستر اصلی شماره ۱۷ منتشر شد

برای دسترسی و پیاده کردن شماره ۱۷ نشریه در فرمت پی دی اف، این جا را کلیک کنید

برای خواندن و پیاده کردن فقر فلسفه نوشته مارکس بر این سطر کلیک کنید

نوشته من در این شماره را ذیلا ملاحطه میکنید:

مختصری در باره پایه های شکل گیری جهان دوقطبی

در مورد سقوط و فروپاشی اردوگاه و بلوک سابق شوروی، مطالب و تحقیقات و پژوهشهای فراوان نوشته و انجام شده است. قبل از پایان جهان دو قطبی نیز مباحث بسیاری در باره آنچه که در پی انقلاب اکتبر، حاکم شد صورت گرفت. از نظر من ارزیابیهائی که بویژه منصور حکمت، در باره علل شکست انقلاب اکتبر در سمینارها و نوشته های تحلیلی و با رویکرد نقد سوسیالیستی در تقابل با نقد دموکراتیک انجام داده است، کلید راهنما است. آن مباحت پایه ای در نشریه بسوی سوسیالیسم، نشریه تئوریک حزب کمونیست ایران و نیز بولتنهای مباحث مربوط به شوروی مکتوب اند و قابل رجوع.

آن نقدها در دورانی به عمل آمد که بلوک مذکور پا بر جا بود. اما اکنون ما شاهد این هستیم که کل شیرازه آن اردوگاه از هم فروپاشیده است. به این معنی راه بازبینی انتقادی بر کل دورانی که به دوره جنگ سرد معروف است، ساده تر شده است. من در این نوشته به زوایائی از این مساله مهم که به حقیقت یک زلزله سیاسی بود، میپردازم. دوره سرآغاز “جنگ سرد” که پایان آن با فروپاشی اردوگاه شوروی سابق مشخص شده است، بر مبنای شکل گیری و قد برفراشتن یک بلوک موسوم به سوسیالیستی و حتی کمونیستی در برابر جهان غرب و باصطلاح اردوی سرمایه داری تبلور عینی و مادی یافت. از این نظر باید برگشت و چگونگی شکل گیری بلوک شوروی را بررسی و مورد بازبینی قرار داد.

ادامه مطلب را بخوانید »

سقوط آزاد از “چپ” به محافظه کاری

آقای مصطفی مدنی، از محتوای نامه فواد تابان و فراخوان آن خطاب به سازمانها و افراد “چپ” بسیار برآشفته است. ایشان تلاش کرده است “صورت مساله” را بزعم خود بدون زوائد و حواشی و بدون قاطی کردن “سیاست” با “اخلاق” در برابر فواد تابان بگذارد. مینویسد اگر “سوال” برای آقای تابان این بود که شرکت در انتخابات آری یا نه؟ “قطعا نیازی به پاسخ نداشت”! و جالب این است که اعتراضیه خود آقای مدنی عینا همین عنوان را دارد: “شرکت در انتخابات آری یا نه”!! رویکرد آقای تابان در نامه ایشان، برخلاف برداشت “اخلاقی” آقای مدنی، “تفاوتهای نظری”، نیست. آقای مدنی با دستکاری “زیرکانه” صورت مساله، شرکت خود در انتخابات رژیم اسلامی و برسمیت شناختن آن مضحکه را بار حماسی میدهد و نشان دادن قبح و زشتی آن رویکرد را آنهم از سوی کسی که در تاریخ “چپ” مورد نظر با خود ایشان بستر مشترکی داشته اند و چه بسا در یک سازمان و احتمالا هم کمیته، “سراسر اهانت، مملو از تحریف و دروغ پردازی” توصیف میکند.

ادامه مطلب را بخوانید »