Wordpress Themes

الفباء یک حزب سیاسی

حزب سیاسی، چه بورژوائی باشد یا کارگری و کمونیستی، با انجمنها و “ان جی او”ها و کانون نویسندگان و… تفاوتهای اساسی دارد. حزب سیاسی ابزار طبقات مختلف برای تاثیرگذاری بر روند تحولات جامعه اند. از این نظر، برخلاف انجمنهای “فرهنگی” و غیر سیاسی که بر اساس “رای” و “دمکراسی” اداره میشوند و رعایت تصمیمات رهبری الزامی نیست، در یک حزب سیاسی اگر عضوی از رهبری مخالف تصمیم رهبری حزب باشد، نمیتواند علنا علیه آن تصمیم تبلیغ کند و تحت عنوان “من مخاالف بودم”، تصمیم رهبری حزب را زیر علامت سوال  ببرد. اولین اقدامی که چنین اعضاء ناراضی رهبری یک حزب سیاسی باید انجام بدهند، استعفا از حزب و سپس تبلیغ نظر مخالف خود در بیرون حزب است. اگر در مکانیسمهای تصمیم گیری حزبی، عضو یا اعضائی از رهبری نتوانند، موافقت رهبری حزب را با نظرات مخالف خود جلب کنند، پس از اتخاذ تصمیم رهبری، مجاز نیستند “نظرات فردی” خود را با حفظ موقعیت عضو رهبری، علنا تبلیغ کنند. این الفباء یک حزب سیاسی است.

ادامه مطلب را بخوانید »

یکی بود، یکی نبود…

کارگر تُرک:

شما فارس ها در طول تاریخ ما را نه تنها تحقیر کردید بلکه برای ما جوک ساخته و اسباب خنده تان شدیم. تاریخ ما را انکار کرده و در دوره رضا شاه حتی تُرکی حرف زدن را برای ما قدغن کردید، حالا چگونه ما را هم وطن خطاب می کنید در صورتی که در حق ما تبعیض روا داشته اید آیا این منصفانه است؟

کارگر فارس:

هم طبقه ای عزیزم راست میگوئی…

ادامه مطلب را بخوانید »

بستر اصلی شماره ۱۹ منتشر شد

برای دریافت شماره ۱۹ نشریه بستر اصلی بر روی این سطر کلیک کنید

توجه:

به دلیل اینکه حجم کتاب ایدئولوژی آلمانی در صفحه بندی نشریه بسیار زیاد بود، در اینجا لینک به ورژن پی دی اف کتاب را جداگانه نیز وارد کرده ام

نوشته من را در بستر اصلی شماره ۱۹، ذیلا ملاحظه میکنید:

وگت”ها و مارکس ها در پیوستگی تاریخی”

ماجرای جدال بین مارکس و “آقای وگت” (vogt) حاوی درسهای بسیار ارزنده ای است.

برای پی بردن به اهمیت نقد بیرحمانه مواضع “کارل وگت” از جانب مارکس در جزوه ای به نام “آقای وگت”، نوشته شده در ۱۸۶۰، اشاره به زمینه های آن جدل و جایگاه و شخصیت وگت و نیز مبنای اتهاماتی که وگت متوجه مارکس کرده بود، ضروری است:

وگت یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین عناصر در میان دمکرات های آلمان و انقلابی “قدیمی” بود که در سال ۱۸۴۹ در پی سلطه ضدانقلاب در آلمان، مجبور به فرار به سویس شد. او “دانشمند” بزرگی بود که حتی به عنوان یکی از نمایندگان اصلی”ماتریالیسم طبیعی-  تاریخی”، خصوصا  از طرف نخبگان علمی بورژوازی به عنوان اصل نماینده آن سیستم فکری در تقابل با سیستم نظری”بَدَلی” مارکس و انگلس، عَلَم شد. او نه تنها در میان دمکرات های آلمان، بلکه هم چنین در میان مهاجرین انقلابی بین المللی، بویژه در میان لهستانی ها، ایتالیائی ها و مجارها از نفوذ وسیعی برخوردار بود.

ادامه مطلب را بخوانید »