![]()
مظفر محمدی اخیرا مقاله ای نوشته است با عنوان
” جنبش طبقه کارگر از چه رنج می برد! چه باید کرد“
.من چند عبارت از نوشته مذکور را نقل میکنم، تا تفاوتهای بارز طبقاتی بین “کمیته های کمونیستی” مورد تصویب حزب متبوع ایشان و آن تشکل های اولیه که بعدها پایه حزب سوسیال دمکرات روسیه و سپس حزب بلشویک را ساختند، به خوانندگان نشان بدهم
:اما قبل از آن لازم میدانم یک “فکت” را، که مطمئن نیستم سهوا و یا عمدا توسط مظفر محمدی، تغییر “نام” داده شده است، تصحیح کنم
ایشان نوشته است:
سال های ۱۹۰۰ به بعد در باکوی آذربایجان روسیه اولین کمیته کمونیستی حزب سوسیال دمکرات انقلابی تشکیل شد. کمیته ای که از کارگران کمونیست و سوسیالیست باکو تشکیل شده بود و
به تدریج کمیته های کمونیستی در شهرهای تفلیس، پترزبورگ و دیگر شهرهای روسیه از جمله تفلیس، پترزبورگ و… سازمان یافت.(از نوشته مظفر محمدی)
:تشکل هائی که بعد از نوشتن “چه باید کرد” لنین، مبنای تشکیل حزب سوسیال دمکرات روسیه که بعد از انشعاب به منشویک و بلشویک، اکثرا با بلشویکها همراه شدند، عمدتا نه به نام”:کمیته های کمونیستی”، بلکه به نام های مختلف و از جمله
۱
عدهای از فدراسیون عمومی کارگران یهودی، و روبوچایا گازتا (“روزنامه کارگران”) در کیف، که هر دو یک سال قبل در ۱۸۹۷ تشکیل شده بودند، و از لیگ مبارزه برای رهایی طبقه کارگر در سن پترزبورگ بودند. برخی دیگر از سوسیال دموکراتها از مسکو و “یکاترینبورگ” نیز در اولین کنگره شرکت داشتند.
۲
کمیته کمونیستی حزب سوسیال دمکرات در باکو”، در واقع اعلام پیوستن آن کمیته، به حزب است”
نکته مهم و به نظر من تعیین کننده در تشکیل حزب “بلشویک” بعدی، این نبود که “کمیته کمونیستی” فقط یک تشکل تماما کارگری و حتی کمونیست باشند. بحث این بود که تشکل های پایه میبایست از جنس لیگ “مبارزه برای آزادی طبقه کارگر” در پترزبورگ باشند
تشکل و محفلی که خود لنین نیز همراه با کارگران سوسیالیست تشکیل داده بودند. خصلت کارگری حزب بلشویک از اینجا سرچشمه میگیرد
به بحث “کمیته های کمونیستی” بازمیگردم
:نوشته است
:کمیته های کمونیستی کارخانه سنگ بنای حزب سیاسی کمونیستی طبقه کارگر است. و
تلاش حزب ما از آغاز تا امروز برای سازمانیابی کمیته های کمونیستی محل های کار بویژه در مراکز بزرگ صنعتی و محلات زندگی کارگران، ادامه دارد(از نوشته مظفر محمدی)
:اول
این عبارت یک “ابهام” و نوعی کارگرکارگری و کارگرپناهی را با خود تداعی میکند. ابهام از نظر تئوریک و مبانی فکری و جنبشی کمونیسم؛ و کارگر پناهی به دلیل وجود فیزیکی کارگر در هر جای تشکیلات یک حزب که اتومات آن حزب را برخوردار از خصلت کارگری میداند
فکر کنم مظفر محمدی آگاه است که “سوسیالیسم”، با طبقه کارگر صنعتی در همه جای جهان عجین است. و تصور میکنم ایشان مانیفست کمونیست را خوانده است که در آن به انواع “سوسیالیسم” اشاره شده است: سوسیالیسم فئودالی، محافظه کار، خرده بورژوائی و اتوپیک و نیز “سوسیالیسم ارتجاعی”. بنابراین اگر جائی جمعی از کارگران کارخانه، جرات کنند- با توجه به تحولات پس از فروپاشی اردوگاه شوروی سابق- خود را “کمونیست” نام بگذارند، اصلا معلوم نیست کدام رگه از سوسیالیسم های توصیف شده در مانیفست را نمایندگی میکنند. آیا اگر کمیته کارگری فرضی، خود را طرفدار “سوسیالیسم دمکراتیک” و یا “دمکراسی مشارکتی” نام بگذارد، فورا استنباط نمیشود که اینها زیر مجموعه حزب و سازمانی است که پس از دوره زلزله سیاسی مذکور، جوهر اصلی خود سوسیالیسم توصیف شده در مانیفست را “غیر دمکراتیک” میدانند؟ و لاجرم کمیته فرضی شعبه “کارگری”، حزب توده و یا راه کارگر و فدائی و یا هوادار “کمونیسم قانونی” و “کمونیسم سرمایه داری و بازار” “ژیژک”؟ و یا “مارکسیست های علنی” در ایران؟
اگر از این سطح بحث بگذریم، به نظر میرسد، صرف “کمیته کمونیستی کارگری کارخانه”، تضمینی است بر اینکه کارگر به صرف کارگر بودنش از خود کمونیسم را، به معنی وسیع و همه جانبه مبانی آن، ساتع میکند. لذا این کارگر کارگری، هیچ نیازی به مارکسیسم و کمونیسم کارگری ندارد
:دوم
پاراگراف دوم را دقت کنید. اشتباهات فاحش و مغلطه های عجایبی را خواهید دید. به این خاطر چون ایشان به تلاشهای از آغاز تا به امروز برای سازمانیابی “کمیته های کمونیستی” در “مراکزبزرگ صنعتی” و “محلات زندگی کارگران” رجوع داده اند، با هم نگاهی به آن سابقه می اندازیم
طرح بحث “کمیته های کمونیستی” بهیچوجه، طرحی برای بنا کردن حزب متبوع مظفر محمدی بر اساس “کمیته های کمونیستی در کارخانه های بزرگ و یا محلات زندگی کاران” نبود. لطفا به نقدی که بر دیدگاه حاکم بر آن “تز”ها در مارس ۲۰۰۷ نوشتم رجوع کنید. در عین حال رفیق عزیز حسین مرادبیگی(حمه سور)- که متاسفانه بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت- در فوریه ۲۰۱۲ ارزیابی انتقادی عمیق خود از همین بحث را مکتوب کرده بود. لینک به متن این نوشته نیز ضمیمه است
لینک به نوشته رفیق حسین مرادبیگی
همانطور که متوجه خواهید شد، بحث کمیته های کمونیستی مطلقا در باره ساختن و یا بنا کردن پایه های یک حزب کمونیستی، و اینجا بطور مشخص حزبی که مظفر محمدی عضو آن است، بر اساس کمیته های کمونیستی در “کارخانه”های بزرگ و یا محلات زندگی کارگران نبود. آن بحث و ضرورت تشکیل “کمیته های کمونیستی”، در رابطه با “سرنگونی” بود و نه حتی یک خطاب سیاسی رو به طبقه کارگر
اما کاش مظفر محمدی فعال شدن حافظه ها را تحریک نمیکرد. خیلی ها نتایج فاجعه بار آن رویکرد را در تلاش نامسئولانه برای تشکیل کمیته های کمونیستی در میان بخشی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب(داب) دیدند. در این مورد به نوشته من در این رابطه توجه فرمائید
:حال که مظفر محمدی به آن پیشینه مینازد، زحمت بکشد
حزب ایشان به جامعه اعلام کند که مسئولیت سیاستها و همه عواقب آنها را برعهده میگیرد؛-
گزارش بدهند که از آن تاریخ تاکنون چه بر سر “کمیته های کمونیستی” آمده است؛-
. چرا بانیان و تدوین کنندگان آن سیاست و شیوه فعالیت سیاسی، خود را به کوچه علی چپ زده، یا کناره گیری کرده اند؟ و یا اگر متوجه اشتباه و ندانم کاری و یا اقدامات و تصمیمات ضد اجتماعی خود شده اند، چرا علنی هیچ نگفته اند؟-
از آنجائی که مظفر محمدی “از آغاز تاکنون” دست اندر کار کمیته های کمونیستی است، به نظر کماکان از مصوبات حزب ایشان است. مادام که چنین است و هیچ تمایل برای بازبینی آن عملکرد که به قیمت یک سرنوشت فاجعه بار برای بخشی از “داب” تمام شد، هر انسان مسئول حق دارد در برابر ماجراجوئیها و خودسری های حزب ایشان در بازیگوشی با زندگی و جان انسانهای مبارز بایستد و به جامعه هشدار بدهد
ایرج فرزاد ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵
Posted in: ایرج فرزاد






» Leave a Reply