Wordpress Themes

انقلاب ۵۷ و “کمونیسم” در آن دوره و در این دوره

اکنون و پس از گذشت نزدیک به چهل سال از رویدادهای جامعه ایران که “انقلاب ۵۷” نام گرفته است، انگشت گذاشتن بر نقاط ضعف و قوت آن دوره بحران انقلابی و بویژه بازبینی و کالبد شکافی “کمونیسم” موجود در آن دوره کار سخت و شاقی نیست.

سرنوشت آن کمونیسم موجود، که با جریان فدائیان خلق تداعی میشد، در مواجهه با آن رویدادها و سیر تحولات و انشعابات درونی آن، ما را به یک بازبینی و کالبد شکافی جوهر اجتماعی و طبقاتی و سیاسی آن “روابت” از سوسیالیسم رهنمون میشود.

ادامه مطلب را بخوانید »

بستر اصلی شماره ۲۵ منتشر شد

برای دریافت نشریه در فرمت پی دی اف بر این سطر کلیک کنید

لیبرالها در کردستان، لیبرالها در ایران و بقیه جهان

متن کتبی و پیاده شده سخنان ابراهیم علیزاده تحت عنوان “ارزیابی از رویدادهای سیاسی اخیر در ایران”- در ۲۱ ژانویه سال جاری- را خواندم. من متوجه نشدم فلسفه اینکه طیف وسیع “سرنگونی طلب” از طرفداران “رژیم چینج” گرفته تا جناحهای اکنون ناراضی و منتقد رژیم اسلامی، مدافعان اعاده رژیم سلطنت و مجاهدین و… در یک کیسه گذاشته شده و با برچسپ “لیبرالها” معرفی شده اند، چیست؟ با اینحال ابراهیم علیزاده پس از یک پاراگراف کامل در ترساندن مردم و جامعه از  قدرت همین لیبرالها با تاکید بر برخورداری آنان از “پایگاه وسیع درداخل کشور” در این جملات سر نخی بدست داده است:

ادامه مطلب را بخوانید »

دو یادداشت دیگر

۱. عفرین

دوست گرامی، رضا کعبی، مطلبی سرشار از احساسات رمانتیک در باره عفرین نوشته است. در پس غم و اندوه از “تازیانه” ای که در تهاجم افسار گسیخته ارتش حکومت شوینیست و فاشیست ترکیه به عفرین و “روژئاوا” روح و جان رضا کعبی را آزار داده است، او به اساس نگرانیها و دلواپسی های خود، اشاره میکند:

“در این پنج روز همه ی اشغالگران کردستان، با وجود بازی و رقابت دائمی با هم، همانند تمام صد سال اخیر در یک ارتش متحد در وحشت از کورد و کوردستان و ساخت دولت متحد کورد، بسیج شده اند.”

(رضا کعبی، عفرین، خط تاکیدها از من است)

ادامه مطلب را بخوانید »

بازخوانی یک مغازله و نفرت نامه ضد کمونیستی

من بارها به یک نامه مُتعّفن بهمن شفیق به کورش مدرسی اشاره کرده ام. میگویند فحاشی و افترا و هتک حرمت را نباید تکرار و بازتکثیر کرد، این کاملا درست است. اما من اینجا به اصل این نامه چرکین، لینک داده ام. این کار من گرچه از نظر شخصی بسیار عذاب آور بود و موجب شکنحه روحی، اما من. علیرغم میل باطنی ام، انگار که دارم جام زهر سر میکشم، برای آویزان کردن این ننگ بر گردن مخاطب جانبدار و سنگ صبور آن کینه و انتقامجوئی از منصور حکمت به این کار ناچار شدم، به چند دلیل:

ادامه مطلب را بخوانید »

فقط دو جمله

خالد حاج محمدی در مورد سیاست فرقه خویش در باره “وحدت طلبی در صفوف چپ”،-۲۲ ژانویه ۲۰۱۸- این جمله طلائی را گفته است:

همیشه فکر کرده ایم و هنوز فکر میکنیم که ما رگه متفاوتی از کمونیسم ایران هستیم(خط تاکید ها از من است).

کلمه همیشه اشاره به یک لایتناهی نیست. نقطه آغازی دارد، که از آن “رگه متفاوت” رونمائی شد.

و این رگه متفاوت “شور بختانه”، مستند است: این رگه متفاوت را از عنصر فرومایه ای که، در پی “جنبش استعفا از کمونیسم” هویت اش را با کمپین کثیف ترور شخصیت منصور حکمت و تکفیر مبانی کمونیسم کارگری،”بازتعریف” کرد، وام گرفتند. سیاه بر سفید و به زبان و قلم رهبر در سایه، بابت آن بیعت و پیوستن به “رگه متفاوت” لعن و نفرین مبانی کمونیسم کارگری،، مدال و نشان افتخار بر گردن “مِنتور” خود آویزان کردند.  طرف هم متقابلا در هجو نامه و نفرت نامه ای علیه منصور حکمت: “این نمیتواند پایان کار باشد”، مستقیما و خظاب به “کورش عزیز”، پیوستن به آن “رگه متفاوت” را خوش آمد گفت.

این بساط مسخره را جمع کنید!

۲۴ ژانویه ۲۰۱۸

گرفتار در تَبِ آتش و نور

“انقلابهاى بورژوایى، از نوع انقلابهاى قرن هژدهم، با سرعت تمام از یک کامیابى به کامیابى دیگر میرسند. آثار دراماتیکِ هر یک از انقلابها بیش از دیگرى است. آدمها و اشیاء غرق نور و آتش‌اند، و روز، روزِ از خود بیخودى است. اما این همه دوامى ندارد و طولى نمیکشد که این شور و شوق‌ها به نقطه اوج خود میرسد؛ و جامعه به دورانى طولانى از پشیمانى، در حالتى فرو میرود که هنوز فرصت نیافته است کامیابى‌هاى دوران توفان و التهابش را با آرامش و سنجیدگى جذب و هضم کند. انقلابهاى پرولتاریایى برعکس، مانند انقلابهاى قرن نوزدهم، همواره در حال انتقاد کردن از خویش‌اند، لحظه به لحظه از حرکت باز میایستند تا به چیزى که بنظر میرسد انجام یافته، دوباره بپردازند و تلاش را از سر گیرند، به نخستین دودلى‌ها و ناتوانیها و ناکامیها در نخستین کوششهاى خویش بى‌رحمانه میخندند، رقیب را به زمین نمیزنند مگر براى فرصت دادن به وى تا نیرویى تازه از خاک برگیرد و به صورتى دهشتناک‌تر از پیش رویاروى‌شان قد عَلَم کند، در برابر عظمت و بیکرانىِ نامتعین هدفهاى خویش بارها و بارها عقب مینشینند تا آن لحظه‌اى که کار به جایى رسد که دیگر هرگونه عقب نشینى را ناممکن سازد و خودِ اوضاع و احوال فریاد برآورند که “رودُس همینجاست، همینجا است که باید جهید! گل همینجاست، همینجاست که باید رقصید.”

(مارکس هیژدهم برومر لوئی بناپارت)

ادامه مطلب را بخوانید »

این، کافی نیست!

آقای شعیب زکریائی دو باره به منبر رفته است. این بار به مخاطبین خود مژدگانی میدهد که او بطور قطع از “فرقه ضالّه” کمونیستها کناره گیری کرده است و در آستان شیوخ و عشایر کردایه تی به آئین مقدس ناسیونالیسم و قوم پرستی کرد، مُشّرف شده است.

این تجدید زیارت زائد بود، چه، ایشان درست در هنگامی از کفار و زندیقه اعلام برائت کرده است که هنوز خون کسانی که علیه حاکمیت مشتی فاسد و گندیده در کردستان عراق به خیابانها ریختند، و توسط تفنگچی های خانم “هیرو ابراهیم احمد”،  در “رانیه” در اطراف مقر و بارگاه “اتحادیه” میهنی به خاک و خون کشیده شدند، خُشک نشده است

ادامه مطلب را بخوانید »

کمی آنسوتر از ظاهر

تحولات خیره کننده روزها و هفته های اخیر جامعه ایران، ما را با یک تغییر بنیادی در ذهنیت مردم ایران مواجه میکند.

اعتراضات بسرعت همه گیر شد و اکثر شهرهای ایران را فراگرفت. برخلاف جنبش میلیونی سال ۸۸ که به تهران محدود ماند، و مردم هنوز ناچار بودند اعتراض خود را در لابلای شکاف بین جناحهای رژیم و رقابتها بین احمدی نژاد و موسوی و کروبی، فرموله کنند، در جریان خیزشهای اخیر، کمترین نشانی از رنگ و بوی اسلامی، “یا حسین میرحسین” و از این قبیل وجود خارجی نداشت. مردم این بار بسیار شجاعانه و تعّرُضی، از احضار روح مُردگان اسلام سیاسی برای پیشروی خود در مقابل رژیم اسلامی، خودداری کردند. در سال ۱۳۸۸، توهمات مشروطه خواهی، که بویژه در یک نوحه خوانی توام با سینه زنی، با شرکت جمعی کثیر در یکی از مساجد یزد، جمعیت با شعار “آن زمان که بنهادم سر براه آزادی  دست خود زجان شستم از برای آزادی”، قند را در دل تمامی طیفهای گرایش ملی- اسلامی و حزب صاحب سنت این گرایش، توده ایسم، آب کرده بود، مجالی برای تنفس مصنوعی دادن به یک پدیده مُرده و در حال موت را فراهم نکرد.

“چپ” ضد شاهی، با تمامی توهمات و خرافه هایش ، و تمامی سنتهای مبارزاتی اش به بایگانی تاریخ سپرده شد.

ادامه مطلب را بخوانید »

بستر اصلی شماره ۲۴ منتشر شد

برای دسترسی به قایل پی دی اف نشریه شماره ۲۴ بر این سطر کلیک کنید