Wordpress Themes

آنگاه که قامت بشریت به اندازه مغز وسٙرِ بزرگ یک نابغه انقلابی کوتاه میشود

در مورد مرگ مارکس

نامه انگلس به:

Adolph Sorge

در هوبوکن

۱۵ مارس ۱۸۸۳

ترجمه: ایرج فرزاد، مارس ۲۰۱۷

 

بخاطر تغییرات مداوم وضع سلامت مارکس، ممکن نبود که شما را بطور منظم در جریان بگذارم.

مارکس به فاصله کوتاهی پس از مرگ همسرش در اکتبر ۱۸۸۱، دچار یک حمله عفونت ریه شد.

او پس از آن حمله، بهبود یافت، اما وقتی در ماه فوریه ۱۸۸۲ به الجزیره فرستاده شد، در راه بازگشت با هوای سرد و مرطوب روبرو شد و دچار یک حمله دیگرعفونت ریه شد.

هوای بد ادامه داشت، او وقتی کمی بهتر شد، به منظور اجتناب از تابستان داغ پیش رو، به “مونت کارلو(موناکو) فرستاده شد.

ادامه مطلب را بخوانید »

کاپیتال مارکس زیر هجوم نقد مدافعان سرمایه داری “دمکراتیک”

مارکس در “تزهای فوئر باخ” چنین نوشت:

“فلاسفه تاکنون جهان را به شیوه های مختلف تفسیر کرده اند، در حالی که مساله بر تغییر جهان و نه تحلیل و تعبیر  آن است”.

این جمله که بر مجسمه مارکس در هاید پارک لندن نیز، حک شده است، اکنون خود نیز مشمول “تفسیر” شده است!

ادامه مطلب را بخوانید »

شماره ۱۵ نشریه بستر اصلی منتشر شد

برای دریافت شماره ۱۵ بستر اصلی اینجا را کلیک کنید

برای دسترسی به بحث بازخوانی کاپیتال توسط منصور حکمت، که در شماره ۱۵ بستر اصلی انتشار یافته است، و ورژن پی دی اف آن، اینجا را کلیک کنید

در مورد از سر گیری انتشار نشریه بستر اصلی

من پس از کناره گیری از حزب موسوم به حکمتیست مدت کوتاهی بعد از کنگره اول آن، (اکتبر ۲۰۰۶)، ۱۳ شماره نشریه بستر اصلی را در فاصله ژانویه ۲۰۰۷ تا  آوریل ۲۰۰۸ منتشر کردم. بخاطر اینکه هنوز امیدوار بودم که میتوانستم با کمک برخی دیگر از رفقا که آنها هم به تدریج از حزب مربوطه کناره گیری کردند، ابتدا نوعی فراکسیون و سپس جریان متفاوتی راه اندازی کنم، انتشار بستر اصلی را متوقف کردم. با تعدادی از آن رفقا پس از کلنجار رفتنها، بالاخره “کانون دفاع از کمونیسم” را راه انداختم و در فاصله ژوئن ۲۰۰۸ تا مارس ۲۰۱۰ نشریه ای با همان نام منتشر ساختیم. در این فاصله هم ۱۸ شماره “کانون” انتشار یافت. در نهایت تلاش برای ادامه و توسعه کانون هم به نتیجه نرسید و آن نشریه همراه با کانون مذکور تعطیل شد.

ادامه مطلب را بخوانید »

آیا قرار است باز هم دٙر، بر همان پاشنه بچرخد؟

خامنه ای روز سه شنبه ۱۹ بهمن ماه سال جاری، با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی ارتش دیدار کرد. رسانه های رژیم تصویری از این مراسم را منتشر کردند که به نوعی شبیه سازی و کپی برداری از مراسم بیعت پرسنل فرماندهی“هوا نیروز” با خمینی در همین روز ۱۹ بهمن در سال ۱۳۵۷ بود. خامنه ای در آن نمایش، که تصاویر آن بیشتر به دوز و کلکهای “فتوشاپ” شباهت داشت، از جمله چنین گفت:

” نیروی هوایی در دوران رژیم طاغوت یکی از نزدیکترین بخش‌ها به نظام سیاسی وابسته به امریکا بود. اما رژیم طاغوت، در حالی‌که هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد، از همین بخش سهمگین‌ترین ضربه را خورد.”

و یک جمله دیگر هم اضافه کرد:

” اصحاب انقلاب، مردم و حتی امام بزرگوار نیز این واقعه عجیب را پیش‌بینی نمی‌کردند”.

بازخوانی آن اتفاقات، خالی از لطف نیست.

ادامه مطلب را بخوانید »

کاپیتال بدون “درافزوده” را مبنا بگیرید

حسن مرتضوی، که کتاب کاپیتال را در ایران به فارسی ترجمه کرده است، اخیرا “درس گفتارهای مجلد دوم سرمایه” را به نگارش در آورده است. هر اندازه این نوشته را زیر و رو کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که علاقمندان به مطالعه کاپیتال، در ایران نیز، بسیار بهتر است که متون کتاب کاپیتال را به یکی از زبانهای اروپائی مبنا بگیرند. تصور میکنم سطح دانش بخش زیادی از روشنفکران ایران و علاقمندن به مسائل تئوریک، بویژه نسل جوانتر، و احاطه آنان به یکی از زبانهای اروپائی تا این حد هست که چنین توقعی را واقعی بدانم. در این رابطه، آنوقت، ترجمه فارسی کاپیتال، شاید بتواند نقش کمکی در درک مفاهیم انتزاعی داشته باشد.

ادامه مطلب را بخوانید »

و این خط وسط

آقای احمد پورمندی مقاله ای کوتاه نوشته است با عنوان: “آقای خاتمی! این آبرو را برای چه میخواهید؟”

این نوشته کوتاه را شاید بتوان نوعی “مانیفست” تلقی کرد که جایگاه کل جریاناتی که در طیف “میانه” و حد وسط راست و چپ، تحول سوسیالیستی جامعه و یا جستجوی راه برون رفت از معضل و بن بست انباشت سرمایه در ایران، را فشرده فرموله کرده است.

ادامه مطلب را بخوانید »

خیلی چیزها تغییر کرده است، آقای بهزاد کریمی!

هر اندازه نوشته نوشته آقای بهزاد کریمی: “چیز زیادی تغییر نکرده است”  را خواندم، متوجه شدم که در مقایسه با دورانی که ایشان “شوری دیگر در سر داشتند”، خیلی تغییر کرده اند! جهت اطلاع خوانندگان، من با آقای بهزاد کریمی، آنوقتها از فعالان جریان چریکهای فدائی خلق، در فاصله سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ به عنوان زندانی سیاسی هم بند بودم.

ادامه مطلب را بخوانید »

وقتی کمونیسم را به تفریحات در دنیای مجازی انتقال میدهند

حمید تقوائی، سوالی از خود را در قالب یک پرسش و پاسخ با “انترناسیونال” ̵  نشریه حزب کمونیست کارگری ایران ̵  پاسخ داده است. سوال این است: “کنگره دهم حزب”، که هنوز برگزار نشده است و معلوم نیست اگر واقعا این “بالاترین” ارگان مرجع و تصمیم گیرنده ایشان را به عنوان عضو کمیته مرکزی انتخاب کند، اما بهر حال باید طبق “انتظارات” و “فتوا” های حمید تقوائی حرکت کند. من اینجا وارد محتوای “توقعات” ایشان از کنگره موعود نمیشوم. سوال این است که چرا و در چه مکانیسمی، حمید تقوائی، برای خود این “حق وتو” را قائل شده است که تعابیر و تفاسیر خود از اوضاع و احوال “ایران و در مقیاس جهانی” را به عنوان انتظارات و توقع از کنگره ای که گویا قطعی است که ایشان را در مقام “لیدر” ابقاء میکند، فرموله کرده است؟ چرا کنگره حزبی تا این حد بی اهمیت شده و به یک بازیچه  تبدیل شده است؟

ادامه مطلب را بخوانید »

تناسُخ فُکاهی لوئی بناپارت در ترامپ

آقای دونالد ترامپ در سخنرانی تحلیف چند نکته را برجسته کرد. این سخنرانی یک سیاستمدار حرفه ای و یا حتی در حد متوسط و مرسوم در کشورهای “عقب افتاده” نبود. اولین واکنشها به مراسم و نیز نطق ترامپ، در میدیا و رسانه های جهان، خصلت نما بودند. “یک سخنرانی پوپولیستی”، لحن تند و پرخاشگرانه، جملات پرطُمطراق و حامل تناقضات شکننده در مواجهه با واقعیت. و عدم موافقت طیف وسیعی از همان حزب جمهوری خواه با آن سخنان و مواضع در فضائی سرد و فاقد هر گونه شکوه و جاذبه. اولین ارزیابیها این بود که ترامپ در “آینده نزدیک” با کنگره نمایندگان، کلاهشان تو هم خواهد رفت.

بگذارید به چند نکته این سخنرانی بپردازیم.

ادامه مطلب را بخوانید »