Author Archive
“اگر از یک غریبه بخواهید در باره شما قضاوت کند، او، شما را آنطور که “هستید” در نظر میگیرد، اما یک “آشنا” شما را آنطور که او میخواهد به نظرش برسید، میبیند.” این جمله را در یک رمان از کتابهای Carlos Ruiz Zafón (متولد ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۴ در بارسلونا و مرگ در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۰ در لوس آنجلس) نویسنده اسپانیائی برگرفته ام که فکر میکنم میتوان به کمک آن نکته مورد نظر در نوشته ام را توضیح بدهم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
در کامنتهائی که در رابطه با نوشته های من در سایت “اخبار روز”، اما زیر مقاله های محمد قراگوزلو، آمدند و چرخیدند، اظهارات “مودبانه” برخی سران “شورش استعفا” از کمونیسم کارگری واقعا تماشائی بودند. رهبر همواره در سایه آن خَیل، جناب سعید. … و آقای جعفر رسام، جملات و تعابیری را بکار بردند که تردید دارم خود آنها به آنها باور داشته باشند. به جای حزب کمونیست کارگری نوشتند “حزب کذا” و به جای اسم رهبر جنبش کمونیسم کارگری نوشتند: “شخصیت کذاتر”. آقای جعفر رسا”م”، بعلاوه مرقوم فرمودند که “کمونیسم کارگری از اول هم “هیچ” نبود همراه با لحنی متعفن تر همه آن جماعت در باره منصور حکمت. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » در رابطه با اعدامهای اخیر توسط دژخیمان اسلام سیاسی، اوضاع سیاسی و چشم انداز سیر تحولات، در باره “کلید گمشده” و “طرح یک توقع”؛ وضعیت جنبش کارگری و وظایف محافل کارگران سوسیالیست، با تلویزیون “رو در رو” مصاحبه ای انجام دادم. بخاطر سبک کردن حجم فایل تصویری، من فایل گفتگو را به فرمت فایل صوتی تغییر دادم. برای شنیدن این گفتگو بر تصویر زیر کلیک کنید: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
با این پیش داوری آغاز میکنم که بکار بردن “حلقه ضعیف” برای اوضاع کنونی ایران، ممکن است یک “دگم” و کلیشه از دورانهای نوستالژیک تلقی شود. “کلید گم شده”، بازهم اگر درست حدس زده باشید به یک “دگم” دیگر، یعنی وجود یک حزب سوسیالیستی و خلاف جریان، اشاره دارد. هر دو “دگم” را توضیح میدهم: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » این میزگرد به دعوت رفیق عزیز محمود احمدی با شرکت من و رفیق علی جوادی برگزار شد. برای دیدن برنامه، لطفا بر لینک زیر کلیک کنیدPosted in: ایرج فرزاد | No Comments »
اکنون دیگر این یک حقیقت روشن است که در اوضاعی که جهان به یک “دهکده” تبدیل شده است، سیر هر تحول و تغییر و “انقلاب” نمیتواند و نباید “درخود” باشد. بلشویکها در انقلاب اکتبر در روسیه آن سالها که فقط دو شهر نیمه صنعتی داشت، اگر به جنگ بین قدرتهای امپریالیستی بی تفاوت باقی میماندند و در یک انزوای مفروض، خود را به مصاف طبقاتی در روسیه محدود میکردند، نه “حلقه ضعیف” در صف امپریالیستها را متوجه میشدند و نه پایان دادن به آن جنگ که در حقیقت کلید قدرتگیری طبقه کارگر روسیه بود. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
توضیح بر این نوشته این بحث را فاتح بهرامی پیاده کرده و برای اصغر کریمی ارسال کرده بود تا در مشورت با منصور حکمت، متن را برای انتشار در «انترناسیونال» آماده کند. متاسفانه این دوران مصادف است با ب مریض شدن منصور حکمت . گرچه در همان دوران سمینار مهمی در راطه با مبانی کمونیسم کارگری ارائه داده بود، اما به نظر میرسد که او اولویتهای دیگری را در آن دوران سخت در دستور کار خود گذاشته بود. از جمله اینکه وعده داده بود که کاپیتال مارکس را تماما بازخوانی کند و چندین سمینار در رابطه با توضیح «یک دنیای بهتر» برگزار کند. گرچه اصغر کریمی نوشته است: نادرجان سعى کردم بعضى نکات ناروشن آنرا درست کنم اما متاسفانه شصت درصد اول نوار خیلى کیفیتش بد است و بعضى جاها خوب شنیده نمیشود. اما در مجموع فاتح بهرامی متن منسجمی را از آن تهیه کرده است که در اینجا با برخی تصحیحات در رعایت فاصله و موارد دیگری شبیه به این، ملاحظه میکنید. یادداشت اصغر کریمی به تاریخ دوم آوریل ۲۰۰۰ نوشته شده است. تیتر بحث، پیشنهاد از طرف اصغر کریمی است که من هم آن را مناسب تشخیص دادم. زیر نویسها و توضیح برخی کلمات و جملات و معادل انگلیسی آنها را در پرانتز، من اضافه کرده ام. اصل نوشته را من در یکی از هارد دیسکهای منصور حکمت که نزد آذر ماجدی بود، یافتم. ایرج فرزاد ۱۰ مه ۲۰۲۲ .از آنجا که جوهر بحث منصور حکمت “برای این روزهای” جامعه ایران بسیار روشنگر و راهنماست، من انتشار مجدد آن را ضروری تشخیص دادم. ۵نوامبر ۲۰۲۲ ———————————– Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
دو صحنه و دو تصویر سازی را در دو برهه زمانی با هم مقایسه کنید. تصاویر اول از “رهبری” تراشیده برای انقلاب علیه رژیم شاه در روزهای آخر بهمن ماه ۱۳۵۷ و متعاقبا شیوع شعار “اتحاد” و مجاز نبودن “تفرقه اندازی”. اینجا من به ریشه ها و دلایل اینکه چرا “چپ” و یا سوسیالیسم چپ موجود در آن سالها، ربطی به سوسیالیسم کارگری نداشت و بلکه جناح چپ و مسلح بورژوازی ملی و مترقی بود، نمیپردازم، چرا که فکر میکنم به اندازه کافی این نقد اکنون یک داده چه در سطح تئوریک و چه از نظر سیاسی است. اما در هر حال همان سوسیالیسم ملی و خلقی از این ظرفیت برخوردار نبود که نه فقط مدعی “رهبری” تحولات جاری باشد، بلکه درست در صفوف مردم حاضر در صحنه، آنان را از “اتحاد” حول پرچم خمینی و جریان اسلامی برحذر دارد و در سطح جامعه و ماکرو، و نه فقط در میان “هواداران”، دقیقا در آن اتحاد چیده شده و مهندسی شده از بالا، “تفرقه” ایجاد کند. فقط در آن لحظات تعیین کننده و حساس ممکن بود از تثبیت هژمونی جریان اسلام سیاسی بر جنبش مردم جلوگیری کرد. فقط در آن لحظات ممکن بود در سطح رهبری جامعه و انقلاب، نیروی دیگری را برای جلوگیری از بند و بست ها و توطئه ها، چه در رابطه با “اعلام بیطرفی ارتش” و یا تصمیمات کنفرانس گوادلوپ، در سطح “دولت سازی” و یا اشکال حکومت دوره “گذار”، در صحنه سیاست گذاشت. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |