Author Archiveبین اعتصاب و اعتراضات کارگران هفت تپه و مبارزات یکساله کارگران معدن ذغال سنگ انگلیس، ۱۹۸۵- ۱۹۸۴ تشابهات و همسوئی ها و نیز “خطرات”، در ماهیت مشابهی، وجود دارد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » در اصطلاحات غیر مذهبی، و برای تشخیص اتفاقاتی که در حال وقوع اند، معمولا گفته میشود: “وقتی گوش ها را به زمین میچسپانید، صداهائی را میشنوید”. اما این غوغاها را جماعت اسلامی ها وقتی سرشان را هنگام نماز وحشت بر زمین میسایند، میشنوند و یا به آنان “وحی” میشود. به این ادعاها و تکذیب میکنم های خانم فائزه رفسنجانی و “دفتر” احمدی نژادی ها توجه کنید: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » بعد از فروپاشی اردوگاه شوروی سابق، بسیاری که در ایام دائر بودن، یا هوادار آن نوع “سوسیالیسم موجود” و یا منتقد فقدان و یا کم تاثیری “دمکراسی” در همان سیستم بودند، به یکباره خود را از منتقدان “مادر زاد” جا زدند. شوروی فروپاشید و علل و ریشه های آن فروپاشی قبل از ریزش دیوار برلین طرح شده بود، مورد بحث قرار گرفته بود و ریشه های “شکست انقلاب اکتبر” توضیح داده شده بودند. اما، علل آن در فقدان تعریف “سرمایه خصوصی” در برابر سرمایه دولتی، نبود. علت در انقلاب اکتبر و دست بردن بلشویکها به قدرت سیاسی قرار نداشت، علت این نبود که لنین و بلشویکها به جای “طبقه”، قدرتگیری “حزب” خود را نشاندند و علت در “کیش شخصیت” نبود که گویا همان روش و متد لنین در انقلاب اکتبر “پایه گذار”ش بود. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » بحث منصور حکمت در سمینار حزب کمونیست ایران- ۱۳۶۵ شمسی، ۱۹۸۶ میلادی یک مقدار از نکاتی را که میخواستم بگویم امیر(حمید تقوائی) گفت. فکر میکنم در بحث رضا یک قانونگرایى معیّنى دیده میشود که وقتى مثالهایش را میزند میبینید که دیگر پذیرش آن ساده نیست. فکر میکنم مهم است که کمونیستها بدانند کار قانونى چیست، و تفاوت آن را همانطور که امیر گفت با کار علنى، یعنى کارى که مخفیانه صورت نمیگیرد بلکه جلوى چشم جامعه صورت میگیرد ولى کسى کارى علیه آن نمیتواند بکند، روشن کنیم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » “پاپ اعظم” دیدارهای تاریخی زیادی داشته است، چه با سیاستمداران مختلف و یا سران ادیان و فرقه های مذهبی گوناگون. اماهیچیک به اندازه دیدار او با “آیت العظمی”! سیستانی، از چنان ابعاد تبلیغاتی برخوردار نبودند و تحت پوشش خبری شبکه ها و رسانه های دنیا قرار نگرفتند. براستی چطور شد که وقتی جامعه عراق را به سه بخش سنی و شیعه در مرکز و جنوب؛ و “کردها” در شمال تقسیم بندی کرده بودند و سناریو تجزیه عراق به این سه بخش، همواره یک نقشه ذخیره و روی میز بود ظاهرا بطور “ناگهانی” انظار را متوجه وجود یک نیروی قوی تر و البته “ربانی”تر به نام “مسیحیان” چرخاند؟ چطور شد که در شمال عراق و بویژه در منطقه تحت تسلط جناح بارزانی ها و پارتی ها، یکباره از وجود یک رگه مسیحیت که ریشه های باستانی تر و قوی تری از آثار “نژاد کُردها” را در حافظه تاریخی داشت، پرده برداری شد؟ Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » جامعه ایران آبستن حوادث بسیار تعیین کننده ای است. آنچه در “سطح” در جریان است، تکاندن هر میراث اسلامی از رژیم موجود است. جامعه سالهاست که در اعماق خود را به تحولاتی که به انقلاب ۵۷ انجامید و “انقلاب اسلامی” در متن دوران جنگ سرد و جهان دوقطبی آن پروسه را به سیاهی کشاند، دوباره و این بار با پتانسیل های بسی قدرتمندتر، وصل کرده است. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |