Author Archive
نوشته ای نسبتا مفصل را با عنوان ” آیا جنبشی به نام جنبش کمونیستی وجود داشته است؟ یا جنبشی ساخته شده بوسیله ی چپ های سنتی است؟” که توسط “علی برومند” نگاشته شده است، خواندم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » رژیم جمهوری اسلامی بر پله های آخر ویرانه سازی شیرازه مدنیت و ساختار اقتصادی جامعه ایران ایستاده است. ابتدا سیر این فروپاشی را در اقتصاد از نظر میگذرانیم و سپس این سوال را در برابر خود قرار خواهیم داد که بنیانگذاران اسلام سیاسی در ایران، کدامین سناریو را، چه در رابطه با غرب و یا مردم ایران، تعقیب میکنند؟ در سیر این بررسی است که متوجه خواهیم شد، عناصر و دوایری که گزینه: “پر کردن شکاف و کم کردن فاصله رژیم اسلامی با مردم” و “تعامل با غرب” را راهی برای “آشتی ملی” و در راه “نجات ایران” یافته اند، تا چه اندازه از مرحله پرت اند و یا به عبارت دقیق تر تا چه اندازه کاتالیزر”خود فریبی دسته جمعی” دیگری اند؟ Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » نوشته ای نسبتا مفصل را با عنوان ” آیا جنبشی به نام جنبش کمونیستی وجود داشته است؟ یا جنبشی ساخته شده بوسیله ی چپ های سنتی است؟” که توسط “علی برومند” نگاشته شده است، خواندم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » فرهاد شعبانی در ادامه تقابل با یک نوشته مجید حسینی، به فکت های تاریخی رجوع داده است. یک جمله در آن نوشته، موضوع حمله متقابل جمال بزرگپور و فرهاد شعبانی شده است. Posted in: Uncategorized | No Comments » برای دسترسی به نسخه پی دی اف این مطلب، بر. لینک زیر کلیک کنیذلینک به مطلبPosted in: ایرج فرزاد | No Comments » به این چند اتفاق توجه کنید: – سپاه پاسداران، آسمانی شد؛ – مصطفی سلیمی که از زندان سقز فرار کرده بود، پس از اینکه کَت بسته توسط اتحادیه میهنی کردستان عراق تحویل قرارگاه رمضان سپاه پاسداران شد، به دار آویخته شد؛ – موسوی لاری از ریاست شورای سیاست گزاری اصلاح طلبان، کناره گیری کرد؛ – در نشست ها برای تعیین حداقل دستمزد، دولت که نماینده ۸۵ درصد سرمایه داران است، شرکت نداشت؛ – رئیسی “قاضی القضات” جمهوری اسلامی، از “ماموریت فوری سازمان بازرسی” برای بررسی مشکلات “جامعه کارگری” و “مشکل مجتمع تعطیل شده هپکو” خبر داد. رئیسی گفت که قرار است سیاست های ابلاغی مقام معظم، “اجرائی” شوند؛ – اردشیر زاهدی وزیر خارجه رژیم سلطنت، جمهوری اسلامی را حکومت “ایران” نامید و هر تلاش برای سرنگونی رژیم اسلامی را “ضد ملی” و ضد تاریخ تمدن ایران توصیف کرد. سردار قاسم سلیمانی، شهید اردشیر زاهدی نیز بود. به گفته او، آن سردار میهن از سوی “اجانب” به بقاءالله پیوست؛ – بسیج دانشجوئی در جریان دیدار با رئیسی در ۱۶ آذر، از خامنه ای، نزد قاضی القضات شکایت کردند و خواهان بازخواست او شدند؛ – ویروس کرونا مائده آسمانی بود که جمهوری اسلامی را از خطر “تجمع” و “خیابان” در امان نگاه داشت. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » با علنی شدن اختلاف بین علی جوادی و محمد آسنگران، از اعضاء دفتر سیاسی، با حمید تقوائی- لیدر حزب کمونیست کارگری ایران- در سریال “کانون مباحث کمونیسم کارگری”، شاهد روشنگری و افشاگریهای بسیار “جدی” بودیم. به سوال “محمد رضا پویا” از علی جوادی توجه کنید: محمدرضا پویا: کاظم نیکخواه در مقاله خود تحت عنوان حزب و تحریم اقتصادی در پاسخ به شما میگوید که: “… در این شرایط هرگونه گفتمانی که این جنبش سرنگونی طلبی را تحت الشعاع قرار دهد، از نظر عملی بشدت نادرست است. و از نظر سیاسی قرار گرفتن در کنار لابی های جمهوری اسلامی است … علی جوادی و محمد آسنگران بدون اینکه خود بخواهند دقیقا در اینجا ایستاده اند.” پاسخ شما به این ادعا چیست؟ علی جوادی: من کاظم نیکخواه را شخصا بسیار دوست دارم. شوخ و خوش مشرب است. اینجا هم دارد شوخی میکند.عادت دارد، شوخی را نمیتوان چندان جدی گرفت. واقعا؟! یعنی اینکه آنگاه که خود علی جوادی همراه با آذر ماجدی، حزب کمونیست کارگری حمید تقوائی و محمد آسنگران را بخاطر اینکه دیگر “اکس مسلم” و “اکس کمونیسم کارگری” شده بود و رفتند “حزب اتحاد کمونیسم کارگری” را راه انداختند، “شوخی” میکردند؟ یعنی پس از انحلال حزب اتحاد و پیوستن به شاخه غیر “رسمی” حزب “نقطه سر خط” و برسمیت شناختن این جریان دوم به عنوان “بستر اصلی کمونیسم کارگری”، باز هم به جای جدی گرفتن خود، قایم باشک بازی کردند؟ یعنی، پس از انشعابی دیگر و پیوستن مجدد علی جوادی و نسرین رمضانعلی به حزب کمونیست کارگری ایران، این بار هم به عنوان “بستر اصلی کمونیسم کارگری”، کماکان “شوخ و خوش مشرب” بودند؟ خیلی دوست دارم که ادعاهای فعلی و مرزبندی و خط کشی ها؛ و پیوستن و گسستن همراهان اسبق و سابق و فعلی را در تاریخ این “محفل بازی”ها، نه fake که جدی و صمیمانه تلقی کنم. اما فقط به شرطی که آنها خود بپذیرند که در موارد قبلی نیز جدی بوده اند. در این صورت، خود را در یک مخمصه گرفتار میکنند. این کلاف سردرگم و گره کور را چگونه باز میکنند: آیا اصلا قابل اعتماد هستند که به سان جدی بودن در موارد قبل که صدها صفحه کاغذ در باره شفافیت و قاطعیت آنها سیاه کردند، در هر فردائی خود آنها، با همان “جدیت” زیر جدی بودن امروزشان هم نخواهند زد؟ با چه روحیه ای یک گُسست جدی از شوخی گرفتن سیاست و کمونیسم را نه به جامعه؛ که به جمع محفلی خود در طول دوران نزدیک به بیست سال، نشان میدهند؟ من این روحیه را میشناسم: تئورى، سیاست، مبانی کمونیسم کارگری، منصور حکمت و عکس و تصویر و “نقل قول” ها از او فقط ابزار و سپر ارضاء حس منًیت وجاه طلبی سلبریتی؛ و روکش و زیور آلات ردای کردار و منش نارسیسیستی و خود شیفتگی است. ۱۹ آوریل ۲۰۲۰ Posted in: Uncategorized | No Comments » روایت یک جنایت به زبان دیپلوماسی کردی مصطفی سلیمی زندانی سیاسی که ۱۷ سال در اسارت رژیم اسلامی بود، روز ۸ فروردین ۱۳۹۹-۲۷ مارس ۲۰۲۰- در پی شورش زندانیان در بسیاری از زندان های ایران، از زندان سقز همراه با عده ای دیگر فرار کرد. او خود را به شهر پنچوین در منطقه معروف به اقلیم کردستان عراق رساند. اما توسط مسئولین سازمان امنیت اتحادیه میهنی(آسایش) به جمهوری اسلامی تحویل داده شد و او روز۲۳ فروردین- ۱۱آوریل ۲۰۲۰- در همان زندان سقز، به دار آویخته شد. Posted in: Uncategorized | No Comments » |