Author Archiveآقای حکیمی استاد مغلطه و عوامفریبی است. به نظر خود در برابر نوشته من: “عوام فریبان، بدترین دشمنان طبقه کارگر اند”، به یک “مارکسیست لنینیست درمانده”، پاسخ داده است. من با این عضو کانون نویسندگان، در باره موضع او در باره لنین و به تعبیر نیشدار او “مرده ریگ لنین”، بحثی نداشتم و ندارم. مخاطب حکیمی ظاهرا من هستم، اما رو به دوایر “داخل کشوری؛” چون “مهرنامه” و “اقتصاد نامه” است که در “نقد” “مارکسیسم لنینیسم” و مارکسیسم تروریست”، بسیار استادتر و علنا سر به “جائی” تر اند. بحث من این بود که او در تحقیر مبارزه کارگران نیشکر هفت تپه و دشمنی با آنها، خواست “واگذاری شرکت به دولت” از جانب آنان را پوشش و بهانه نفرت از لنین و یک خدمت صلواتی دیگر به دوایر مذکور قرار داده بود. الان میتوان متوجه شد که موضع کینه توزانه آقای حکیمی و شرکاء هم خط نسبت به لنین و “لنینیسم”، با بیگانگی و جدائی از دنیای زندگی و مطالبات کارگران مستقیما وصل، و دو روی یک سکه اند. رقص و سماع با کلمات و ردیف کردن نقل قول از “کائوتسکی مرتد” و “گرامشی” و “حزب انقلابیون حرفه ای” و… ممکن است “برای خودشان”، و مجاهدان “لغو کار مزدی” و دیگر هم سنخ های “متخاصم” کمونیسم انزوا، از فبیل: “تدارک کمونیستی، جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا”!! در آن فضای اشباع از ترور شخصیت مربوط باشد، اما واقعیت این بود که در دنیای واقعی با یک سنگدلی در برابر سرنوشت و زندگی و مطالبات کارگران معنی یافت. مشکل آقای حکیمی این بود که وقتی به کارگران هفت تپه رسید، با پوشیدن ردای تئوری ضد لنین، در کنار نفوذی های وزارت اطلاعات و حراست قرار گرفت. مشکل او این بود که من از جایگاه این شخصیت ادبی در ورای الفاظ و عبارت پردازیهای پرطمطراق، از چهره واقعی او و “هم خط”ها، چه در “داخل” و یا در فضای مجازی، در دعوت از کارگران به گدائی از نگهبانان “قانون اساسی جمهوری اسلامی”، عکس گرفتم و به کارگران فولاد و هفت تپه، نشان دادم. پاسخ “دندان شکن” آقای حکیمی ممکن است در سایتها و نشریات “وزین” و “مجاز در داخل”، قوت قلبی به دوایر “روشنفکران دینی” و خدمات صلواتی او به امثال مهرنامه و اقتصادنامه نوشته شود، اما به انتقاد مشخص من، یعنی بیرحمی مطلق نسبت به سرنوشت و زندگی کارگران و تهی شدن از هر بارقه حس همبستگی انسانی با کارگران هفت تپه و فولاد و مردم زحمتکش و مطالبات و زندگی آنان، تماما نامربوط است. برای پامنبری های معصوم و گاه خوش باور و ساده لوح این وعظ و خطابه عوامفریبان هفت خط، صبر جمیل؛ و بخاطر “مقاومت” لجوجانه آنان دربرابر دعوت ما “لنینیستها” برای توجه به مسائل جامعه با عقل سلیم؛ و تفکر و احساس مسئولیت در مقابل زندگی، مصائب، مطالبات و مبارزه کارگران، اجر جزیل آرزو دارم. ۳ دسامبر ۲۰۱۸ iraj.farzad@gmail.com Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای محسن حکیمی، که به عنوان “فعال فرهنگی و ادبی”، عواطف و احساساتش در صف کانون نویسندگان بجوش می آید، وقتی میخواهد در مورد جنبش کارگری حرف بزند، از هر گونه احساس همدردی انسانی و عاطفه به زندگی واقعی کارگران، یکباره تهی میشود. چه، مرقوم فرموده اند که کارگران هفت تپه و فولاد بخاطر مطرح کردن الغاء “خصوصی سازی” و واگذاری شرکت ها به دولت، خطای بس فاحشی مرتکب شدند. میفرمایند: ”نمایندگان کارگران که خواهان «اداره ی شورایی» شرکت هستند مدیریت دولتی شرکت را به طور کلی رد نمی کنند و فقط آن را به نظارت شورای کارگری مشروط می کنند”. Posted in: Uncategorized | No Comments » داستان “رضا رخشان” و خدمات صلواتی ای که هسته های کمونیسم انزوا به او ارائه دادند، در عین خنده دار بودن، اما بسیار تلخ هم هست. چه، جناب شفیق در سایت پر شکوه و جلال: “تدارک کمونیستی، جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا” او را بر فرق سر نهاد تا به اتکاء به این عنصر که “خودش کارگر” است، زیپ دهانش را علیه کمونیسم کارگری بازتر کند. رضا رخشان به هر مناسبت و بی مناسبت، هر چه را منتشر میکرد، بدون بد و بیراه به کمونیسم کارگری و شخص منصور حکمت. نبود. آینده نشان خواهد داد که آیا این همسوئی هسته کمونیسم انزوا با هیستری ضد کمونیستی، فقط به سطح “هم نظری” و گرفتن مشاوره از فعال کارگری” در راستای تدارک” کذائی محدود بوده است یا اینکه جوانب پنهان و سر به مُهر قول و قرارهای سیاسی، تشکیلاتی و مالی را هم شامل میشده است؟ Posted in: Uncategorized | No Comments » به صفوف کارگران هفت تپه، فولاد و شرکت واحد و مدافعان فکور امر رهائی جامعه و طبقه کارگر آقای محسن حیدریان، نوشته ای دارد با عنوان “لحظه ۲۲” که در سایت “ایران امروز”، انتشار یافته است. قصد من اینجا پرداختن به محتوای این نوشته نیست. ایشان با اشاره به “فیلم کمدی”، “قند دون جهیزیه”، به باور من از ۲ نمود و در نگاه به آنچه در “سطح” در جریان است، برای “باور” خویش، ماتریال دیده اند: “ناکارآمدی حکومت دینی” و اینکه: ” از همگسیختگی اعتماد عمومی و تلاش حداکثر برای ادامه حیات به هر قیمت، فساد و ناکارآمدی حکومت را به بدنه اجتماع نیز رسانده است” Posted in: Uncategorized | No Comments » برای شنیدن این گفتگو به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.youtube.com/watch?v=G6FpUo-1uAc&t=1418s Posted in: Uncategorized | No Comments » در روزهای اخیر شاهد حرکاتی از طرف رژیم جمهوری اسلامی برای عَلَم کردن یک سندیکای کارتونی و گوش بفرمان، به جای سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد بوده ایم. افراد و تشکلهائی که “جهت سیاسی” توطئه های رژیم را میشناسند و در این رابطه حرف و ادعاهایشان میتواند پایه واقعی داشته باشد، چنین نوشته اند: Posted in: Uncategorized | No Comments » جناب “وحید صمدی” به نوشته من: “صفحات تاریخ سفید نیست” برخورد فرموده است و آن را “افترا” نام گذاشته است. و این البته شیوه ای است که “درونی” های خودشان بهتر میشناسند. چه خطاب به “بابک پایور” وقتی که پس از “پا گذاشتن” بهمن شفیق روی دُم “عباس فرد”، این دومی ها رفتند و سایت “رفاقت کارگری” را راه انداختند، و سایت “تدارک کمونیستی..” را “تدارک دروغ” نام گذاشتند، چنین نوشتند: Posted in: Uncategorized | No Comments » سلامت جدل تامین شد! ضمن تشکر از رفیق محمود قزوینی، بابت احساس مسئولیت و نیز نظر محبت او به نسبت به من، من فقط یک جمله تکمیلی در مورد یادداشت کوتاه او: “توضیح کوتاه در باره سلامت بحث” مینویسم: رفیق محمود کافی بود که از نوشته “۸ سال پیش” خود، جمله ای را از خودش بنویسد و نقل کند. چه اعتبار و حرمت و وجهه و وزن سیاسی او نزد من بیشتر و بالاتر از آن است که چنان فروتنی نالازم به خرج بدهد که در دفاع از حقانیت بحث اش در همان نوشته ۸ سال پیش، از کسی مثل آذرین نقل قول بیاورد. برای رفیق محمود سلامت و سرفرازی آرزو دارم. ایرج فرزاد ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸ Posted in: Uncategorized | No Comments » |