Author Archiveبه آقای نوید پایور! گرچه واقعا نمیدانم که شخصیت واقعی او ، جز یک اسم مستعار، چیست، اما از آنجا که در سایت بهمن شفیق، بشدت درگیر “تدارک کمونیستی- جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا” هستند، و در رابطه با یک نوشته من، مطلبی با عنوان: یک یاد آوری پاستوریزه به ایرج فرزاد و بستگانش” مرقوم فرموده است، چند نکته را به او تذکر میدهم: بهمن شفیق تان، در رابطه با یکی از عناصر “مُهم و کلیدی” و از “موسسین و بنیانگذاران” همان “تدارک…”، عباس فرد، چنین نوشت: “رفیق سابق ما عباس فرد در رابطه با انتشار یادداشت من تحت عنوان: عاقل را اشارتی کافی است، دو یادداشت در فیس بوک نوشته است. در یادداشت اول ایشان ضمن رعایت تعارفات، خروج خویش از تدارک کمونیستی را ناشی از این اعلام کرده که ما پایمان را سیستماتیک روی دُم ایشان گذاشتیم“ اولین تذکر من به هر دوی شما این است: مواظب باشید پا روی دُم همدیگر نگذارید! دوم: “امیر پیام”، بازهم از همسنگران “سابق” جناب شفیق، که به دلیل دیگری که در خوش بینانه ترین حالت ربطی به چنگ و پنجه و یال و دُم نداشت، از او کناره گرفت، به عنوان یک شاهد مُعتبر، به مناسبات “سالم”حاکم بین جمع شما، “نگاهی از درون” انداخته است. او اشاره کرده است که همان عباس فرد در جلسه باشکوه محفل با شکوه و جلال تر شما یعنی: ” کنفرانس مؤسس جنبش تجدید سازمان کمونیسم معاصر”، زنده یاد یداله خسروشاهی، که یک شخصیت واقعی با کارنامه قابل ارزیابی است، را “خیانتکار به طبقه کارگر” نامیده بود. عباس فرد بعد از کناره گیری از سایت شفیق، سایت امید، و اخیرا بخاطر آن ناروا علیه یداله خسروشاهی “انتقادی بر خویشتن”، گویا در یک سایت به اسم “سایت هفته” نوشته است. شفیق، در تذکری به سایت اخیر و برای براٸت سایت تحت مدیریت خویش، نوشته اند، قبول نیست، عباس فرد باید: ” مسئولیت درقبال گفته هایش را بپذیرد”. هشدار دیگر من به امثال پایور ها این است: از این مسخره بازیها و خودفریبیها دست بردارید، سعی کنید کمی شعور و تربیت داشته باشید و مودب و با نزاکت و قدری محترم، دستکم در رابطه با “همسنگران” دیروز و امروزتان. سعی کنید طوری رفتار کنید که دوست موقت و یک بار مصرفی بغل دستی تان، نه برای “جنبش تجدید سازمان کمونیسم معاصر”، که وقتی برای نوشیدن چای و قهوه در یک قهوه خانه و یا کافی نت همراهتان است، آنقدر به شما اعتماد کند، که جلو چشم مردم آنها را حیوان فرض نمیکنید و روی حیثیت و حرمت اش “پا” نمیگذارید. برایتان در هر فرداٸی که ممکن است شما یا شفیق، یکدیگر را خاٸن بنامید، و یا اندامی از بدنتان لای تله فحش و ناسزا و بی ادبیهای دیگری گیر کند، آرزوی صبر جمیل دارم. ۳۰ ژانویه ۲۰۱۶ iraj.farzad@gmail.com
Posted in: Uncategorized | No Comments » بازهم در باره دو “انتخابات” در جمهوری اسلامی من فکر میکنم نباید “انتخابات” برای دو مجلس اسلامی و خبرگان را دراماتیزه کرد و یا تعبیر خود و تمرین با مقولات اجتماعی و فلسفی و تاریخی را بر آنها مونتاژ کرد. این نمایش ها نه مصاف بین مشروعه طلبان و مشروعه چیان و ادامه خطی تقابل مُتشّرعه و صوفیسم در بستر تاریخی “میهن ما” است(آنطور که آقای خلیق در نوشته خود در سایت اخبار روز چنین تعبیری بدست داده اند)، و نه نبرد بین طرفداران دمکراسی و رای مردم در یک سنگر؛ با “تمامیت خواهان” و اولیگارشی روحانیت در اردوی متخاصم. در دوره نظام اعلیحضرتی، وقتی بحث اصلاحات ارضی و انقلاب سفید به میان آمد، حزب توده چنین شعاری مطرح کرد: “اصلاحات آری، دیکتاتوری نه”. اکنون و در شرایط پس از سقوط رژیم سلطنت، آیا واقعا کسی بر این باور است که ادامه تناقض بین گرایش اصلاحات از بالا و دیکتاتوری، بازهم از بالا، بود که موتور محرکه تحولات سال ١٣۵٧ را تشکیل میداد؟ آیا در هر فردای محتوم حذف رژیم اسلامی از صحنه قدرت، کسی خواهد پذیرفت که ریشه سقوط رژیم اسلامی در کشمکش بین گرایش اصلاح طلبان سابقا خط امامی و بنیانگذاران وزارت اطلاعات و حکام شرع دادگاه ها؛ و “تحول خواهان” و تمامیت خواهان، باز هم در بالا، ریشه داشته است؟ آیا “کُنشگران” جامعه ایران با همین شیوه و مُتد تحلیلی، تحولات دیگر جوامع را بررسی میکنند؟ آیا عناصر مُهّم و سرجُنبانان جناحهای رژیم اسلامی، واقعا بر این باورند که نبرد و مصافی بین طرفداران تحول و “اصلاحات” و دیکتاتوری “ولایت فقیه”، آنهم منحصرا در بالا و بین جناحهای رژیم، در جریان است؟ آقای صادق زیبا کلام در مورد رد صلاحیتها چنین نمیگوید، آقای محمد خاتمی چنین نگفت و موضع رفسنجانی هم چنین نبوده و چنین نیست. Posted in: Uncategorized | No Comments » اخیرا آقای آذرین، که اسم واقعی اش چیز دیگری است، بحثی داشته تحت عنوان “بحران سه گانه و سه پاسخ در چپ”. او به مطرح شدن “مساله نان” در جامعه ایران و معضل فقدان “پایگاه اجتماعی” چپ موجود بویژه در جنبش کارگری ایران اشاره میکند و اضافه میکند که بخشی از چپ در اوضاع “بحران سه گانه” فعلی، از لیبرالها و “اصلاح طلبان” دنباله روی میکنند و بخشی بزرگتر در شرایط بی نفوذی سیاسی و فقدان پایگاه اجتماعی در میان طبقه کارگر، دنبال “اتحاد چپ” اند. پاسخ خود او این است که “چپ کارگری” باید در پی نیروئی باشد که از پایگاه اجتماعی برخوردار است. کسانی که متد تحلیل، و یا به عبارت دقیقتر، شگردهای این موجودات و پیشینه و سابقه سیاسی شان را نمی شناسند، ممکن است به این بحث به عنوان یک بحث قائم بالذات و آکادمیک و ژورنالیستی، که چه بسا ممکن است موضوع paper و تز دانشگاهی در اروپا هم باشد و بخاطر آنها دکترا هم میدهند، به آن بنگرند. و راستش با تجسم مخاطبین او، و نیروی فعاله رویکردهای آذرین، این شگردهای تحلیلی به منظور “ارعاب تئوریک” دیگران، نقطه عزیمت او است. Posted in: Uncategorized | No Comments » بهمن شفیق، مطلبی عفونی با ادبیاتی که با مشخصات و کاراکتر سیاسی او همخوان است، علیه “حزب حکمتیست” نوشته است. جمال کمانگر در تاریخ ١۵ دسامبر ٢٠١۵ به آن “عقده ترکانی” پاسخی داده است. نوشته است بهمن شفیق: (هنوز اندر فوائد آن “یک تز و توهم” کاغذ سیاه میکند). جهت اطلاع یادآوری کنم که اشاره جمال کمانگر به “سند شماره ١، تزهائی در مورد یک بین الملل کمونیستی” نوشته شفیق در مارس ١٩٩٩ یعنی بیش از ١۶ سال قبل است. “عقده ترکانی” های جناب شفیق بسیار زشت و وقیح تر طی این سالها ادامه یافته است، طوری که تٙرکِش های آن اخیرا یکی از دو بنیانگذار “تدارک کمونیستی- جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا”- عباس فرد- را نیز شامل شده است. آن نوع “تدارک جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا…” مثل همه جریانات آماتور و انزواهای پرت، چنانچه انتظار میرفت، اعلام نشده در دنیای مجازی، در خلوتگه مالیخولیائی خود او و دیگر یاران هم سنخ دود شد و به هوا رفت. با اینحال بیرون از دنیای درونی امثال شفیق، “خط” او، در بستر همان کمونیسم های بی تاثیر، چنان جاذبه ای داشت که راس یکی از بانیان انشعاب از کمونیسم کارگری، مدرسی، تز آوردنهای خود را به او مدیون بود. ذکر چند فاکت بعد از سال ١٩٩٩ برای ترمیم حافظه دستکاری شده تاریخ لازم است: Posted in: Uncategorized | No Comments » پیام سایت “مبارزان کمونیست” به “کنگره هفتم” جناح “غیر رسمی” حزب موسوم به حکمتیست که توسط نماینده آنها قرائت شد، مستقل از وزن و جایگاه آن نشست، از نظرهائی جالب است. بخش عُمده پیام، یک تحلیل از اوضاع جاری در جهان و منطقه است. اما نقطه اصلی، جلب نظر به این سوال است: ” چرا در این دنیا هر روز گروه و دار و دسته ای سر بلند می کند و کاره ای میشوند ولی ما دستمان به جائی بند نیست،چرا؟ مشکل چیست؟” پاسخی که خود به سوال مذکور داده اند، و در واقع قصد هم این است که مخاطبین پیام خود را در آن پاسخ با خود شریک کنند، این جمله است: “ما تجربه غیر از این را در حزب کمونیست ایران و کومه له قدیم و حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت داریم. نگاهداشتن آن توقع و انتظار از فعالیت حزبی و سیاسی که در آن دوره ها پیدا کرده ایم هنوز نقطه قوت و خاطره زنده بخشی از فعالین کمونیست آن دوره میباشد” ١- به نظر من با “خاطرات” تجارب گذشته هر اندازه زنده و نقطه قوّت، نمیتوان به مسائل امروز پاسخ داد. این نقطه حرکت، یعنی اتکاء به تجارب اشخاص و جمع بندی آنها در مبارزه سیاسی و حزبی به عنوان ابزار تحلیل و نگرش، در بهترین حالت شیوه و مُتد تحلیلی است که به آن “امپیریسم” میگویند. متُد و روش امپیریستی، قابل تعمیم نیست و بنا به جوهر خود مجموعه انسانهائی را که در آن تجارب شرکت نداشته و یا سن شان قد نمیدهد که از آن هم “خاطرات” داشته باشند، از دایره مخاطبان بیرون می افتند. ٢- مخاطب امپیریسم از این نظر به جمعی از آشنایان، خودی ها، همشهری ها و هم ولایتی ها محدود است که در دوره های مُعیّن، “در عمل” اتفاقات مشترک را “تجربه” کرده و یا شاهد رویدادهائی بوده اند. اختلاف نظر، کشمکش حاد و قُطبی بین نظرات متفاوت و حتی جدائیها و پیوستن به صفوف بورژوازی و ناسیونالیسم و انشعابات، که بازتاب کشمکش گرایشهای متفاوت و مبارزه طبقاتی اند، از منظر امپیریسم بی معنی و تشریفاتی اند. محفل و محفلیسم، برعکس تنها فاکتور است که از شمول تقابل گرایشات مٙصون و؛ در برابر آنها بیمه عُمر است. از این نظر، مُستقل از اینکه بند ناف سیاسی و فکری مخاطبین پیام، و تاریخ واقعی موجودیت آنها به عنوان حزب و تشکل، بر مٙلقمه ای از دوخردادیسم و تئوری های مُشترک مدرسی- شفیق و تزهای عاریه ای آذرین(که اکنون دیگر در جهان سیاست عددی نیستند) استوار و به آن مُتّصِل است، اما با اینحال این کماکان تجارب مشترک گذشته هم محفلی است که مرکز کائنات و شروع و مبدا تاریخ است. گرم و سٙرد شدن مناسبات محفل، قهر و آشتی ها و گلایه و شکوه ها است که به جای سیر حقیقی تحولات و تقابلهای اجتماعی می نشیند و هنوز “زنده” و قوت قلب و مرکز ثقل جذب نیرو برای فعالیت سیاسی. این حقیقت که تجارب مشترک گذشته نتوانسته است در برابر جدائی ها و تفاوتهای سیاسی سد و مانع ایجاد کند، بروشنی خصلت دوگانه و متناقض امپیریسم را مستدل میکند. امپیریسم و سیاست محفلی مبتنی بر آن، پرده عارفانه تفرقه و تشتت و دوگانگی است. با همه اینها اینجا باید از خود طراحان سوال پرسید که پاسخ “عملی” خود آنها، باتکاء همین موضع برگفته از”تجربه مشترک” چیست؟ اگر اتحاد حول تجربه مشترک خوب است، چرا پیرامون صورت مساله که ظاهرا چنان روشن و واضح است که جای تردید باقی نگذاشته است، هنوز ابهام و چرا هائی وجود دارد که باید دیگران به آن پاسخ بدهند؟ ٣- مستقل و صرفنظر از توقعات و توهُمات سُنت محفل گرائی و امپیریسم ذاتی آن، به نظر من حزب مخاطب پیام مذکور، آینده ای ندارد. حال اسلاف، منظره و آئینه روزها و ماههای آتی اینهاست. فقط به عنوان نمونه اشاره کنم که در فاصله “کنگره” قبلی اینها تا نشست فعلی، تعدادی از کادرهای “مهم” کناره گیری کردند و چسپ درونی صف باقیمانده علاوه بر تحمل انقباض، سست تر و وارفته تر شده است. به سایه روشن “اختلافات” که در موارد مشابه قبلی، انشعابات و جدائی ها و یارگیری های جدید را در پی داشت، دقت کنید. دلخوش کردن به زندگی سیاسی در لابلای شکاف چنین محافل بی اهمیت و بی تاثیر و سست و مٙوّاج و لرزان که در پی فروپاشی حزب کمونیست کارگری ایران، از میدان حقیقی سیاست حرفه ای در جامعه و سرو کار داشتن با انسانهای واقعی؛ به دنیای آماتورها آنهم در فضای فریبنده و مجازی اینترنت و فیس بوک و تویتر و یوتیوب؛ و سرگرمی و هابی ایام تعطیلات آخر هفته نقل مکان کرده اند، خالی از هر لطف است. تنها مطالبه برحق، به جای توهم پراکنی و دوگانه گوئی در مورد نقش اساطیری محفل و مناسبات محفلی در سیاست و فعالیت حزبی و کمونیستی؛ و به جای اشاعه باورهای متناقض و مُردّد در وصف اعجاز امپیریسم، فقط این است که خطاب به آنها باید بر سرشان فریاد کشید و غُرّید که بس کنید! از ادامه تخریب تصویر سیاسی منصور حکمت و کمونیسم او، دست بردارید. ٢١ اکتبر ٢٠١۵ ایرج فرزاد Posted in: Uncategorized | No Comments » روز ٧ اسفند سال جاری(١٣٩۴)- دوم فوریه ٢٠١۶- یعنی حدود چهارماه دیگر، روز بر گزاری دو انتخابات در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی است: انتخابات نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری. از هم اکنون بحثها و گمانه زنیهای زیادی در مورد این دو انتخابات همزمان، چه در صفوف جناحهای رژیم و چه خارج از آن، در جریان بوده است. چگونگی پروسه این انتخابات که شاید برای بخشی از اپوزیسیون و نیز رسانه ها و دوائر رسمی حکومتها در اروپا و آمریکا از حساسیت ویژه ای برخوردار است، از زوایای مختلف، گاه همسو و گاه متضاد، مورد ارزیابی قرار گرفته است. Posted in: Uncategorized | No Comments » بخش اول نوشته ای نسبتا مفصل از آقای امیرحسین امویی را در سایت اخبار روز خواندم با عنوان: در ارزیابی کنگره سوم جنبش سکولار دموکراسی. آنچه من از رویکرد ایشان، در نوشته مورد اشاره، برداشت کردم، اینها هستند: ایشان سکولار، مدافع دمکراسی و از طرفداران سرنگونی رژیم اسلامی( مستقل و صرفنظر از شیوه مسالمت آمیز و یا قهر آمیز) هستند. اما ایراد من به زاویه نگرش در نوشته مذکور، و در عین حال پاسخ من به چرائی پراکندگی در صفوف جنبش مورد نظر ایشان است. جوهر این نقطه نگرش و در توضیح اینکه در کنگره مورد اشاره، در پاسخ به “پرسش اصلی”: چرا سکولار دموکرات ها هنوز متحد نشده اند”، در این عبارت فرموله شده است: “این قلم بر این باور است که مختصات نظام جانشینِ حاکمیت ولایت فقیه را قبل از هرچیز مختصات تاریخی جامعه ی ایرانی و نیز مناسباتش با دنیای محیط بر آن تعیین میکند. هر گونه ابراز نظر و پیشنهادی بدون توجه به تاریخ ایران و نقاط عطف برجسته ی آن و نیز بی توجه به موقعیتش در چهارچوب شرایط کنونی جهانی محکوم به شکست است و ایران را باری دیگر در سراشیب شکست میاندازد و طعمه ی دشمنان خارجی اش میکند.” (از نوشته آقای امویی) Posted in: Uncategorized | No Comments » در دو بخش قبلی بر مهم بودن بررسی چگونگی شکل گیری “حکمتیسم” توسط مدرسی تاکید کردم. در ادامه بحث، لازم میدانم، چند نکته را توضیح بدهم. تا جائی که خاطره من یاری میکند و با مراجعه به همه سخنرانیها و مقالات و رسالات و سمینارهای منصور حکمت، او فقط یک بار از اصطلاح “حکمتیسم” استفاده کرده است. بکار بردن آن اصطلاح زمینه عینی قابل فهمی دارد. به این پاراگراف در متن سخنان او که در آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری، ٧ و ٨ ژوئیه ٢٠٠١ بیان کرده است، دقت کنید: ” راستش اینکه در نامه ها نوشته شده که اگر من نباشم خط حزب چه خواهد شد، بحث درستی نیست، برای اینکه وقتی که من هستم حزب سر خط نیست. تمام زندگی سیاسی من این بوده است که یک جمعی را که نمیخواهد به این سمت برود، متقاعد کنم که بطرف این خط برود، نترسد، و مایه بگذارد. اما مایه نمیگذارد، اینطوری نیست که حزب کمونیست کارگری با وجود من، روی خط کمونیسم کارگری است. نیست! همانطور که در بحث رهبری مطرح خواهم کرد این بحث هیچ ربطی به خط منصور حکمت و به “حکمتیسم” ندارد. خط منصور حکمت در حزب کمونیست کارگری یک گروه فشار است. مدام این خط( کمونیسم کارگری)سعی کرده است که حزب (کمونیست کارگری) را از یک وضع “داده”ای، از یک “وضع موجود” بِکٙنٙد و ببٙرد یک جای دیگر. در کنگره اخیر(کنگره سوم) همین بحث را داشتم و در کنگره قبل(کنگره دوم) هم، چنین موضعی داشتم. در بحثهای “سبک کاری” حرفهایم را زده بودم، در مباحث تئوریک حرفم را زدم.”(خط تاکید از من است) Posted in: Uncategorized | No Comments » در نوشته اول به گوشه هائی از بحث کمیته های کمونیستی و جایگاه آن در “حکمتیسم” مورد نظر کورش مدرسی پرداختم. اینجا و در ادامه بحث میخواهم مستدل کنم که چرا پرداختن به هر دو وجه مساله، یعنی اهداف واقعی ابداع حکمتیسم و بنیانهای سیاسی و جنبشی و فکری آن، و سیر تکوین اختلافات در دایره چندین شاخه یک محفل چهار نفره بر سر ارث و میراث داری منصور حکمت، مهم است. ابتدا مایلم در برابر ملاحظاتی که یکی چند نفر در مورد نوشته اول، با من طرح کردند، توضیحاتی بدهم. خلاصه آن ملاحظات دو نکته بود: الف. خود مساله مورد بحث من، “مهم” نیست. بخاطر اینکه جریاناتی که تحت نام “حکمتیست” و کمونیسم کارگری فعالیت دارند، از نظر سیاسی بی تاثیر اند و در ذهنیت جامعه، وزنی نیستند. ب. نوشتن در باره آن مساله که ریشه آن به تشدید اختلافات در حزب کمونیست کارگری پس از مرگ منصور حکمت، و انشعابهای بعدی برمیگردد، بیشتر دل آزردگی شخصی و نوعی تقلا برای جبران ضربات عاطفی در آن قهر و آشتی و رنجیدگیهای شخصی و ادامه “جنگ درون فرقه ای” است. Posted in: Uncategorized | No Comments » مظفر محمدی در نوشته “جواب به چند سوال”، ناگهان و غیر مترقبه، مقوله جدیدی را به ما معرفی میکند: “کمیته های کمونیستی مخفی کارخانه”! اینجا من مطلقا قصد جدل سیاسی و نظری با مظفر محمدی و پرداختن به پاسخ به چند سوال مطرح شده را ندارم. اتفاقا میخواهم به همان سوال در مورد کمیته های کمونیستی بپردازم. Posted in: Uncategorized | No Comments » |