Archive for the ‘ایرج فرزاد’ Category
حمید تقوائی اخیرا مطلبی نوشته است با عنوان: “در نقد مارکسیسم مکتبی” که در پایان توضیح داده است: ” این نوشته بر مبنای بحث در یک سمینار درون حزبی تدوین شده است“. با اینحال به نظر میرسد که جلسه “سمینار” نبوده است، چرا که کوچکترین اشاره ای به بحث دیگران و انتقادات “احتمالی” به بحث او نشده است. از این نکته میگذرم و بنابراین، نوشته را چون یک “منولوگ” در نظر میگیرم. ظاهر قضیه این است که حمید تقوائی دارد “مارکسیسم مکتبی” را نقد میکند. نگاهی اجمالی به “محور”های این سخنرانی خیلی روشن نشان میدهد که حمید تقوائی رویکردهای مارژینال و حاشیه ای را که او دستکم در ۲۷ سال پیش نمایندگی میکرد تا آن شیوه های بیست سال قبل تر از سال ۱۹۹۸ را چون یک کانال نارضایتی علیه سیاستهای جاری حزب کمونیست کارگری باز کند، اکنون در راس حزب موجود به ریاست خود، تماما تثبیت کرده است. به فایل ضمیمه مراجعه کنید و خود به قضاوت بنشینید. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
رویکرد نسبتا استراتژیک “پایان باز”(Open End)، که از نوعی سیاست و “دکترین” در دوردوم ریاست جمهوری ترامپ حکایت دارد، تعابیر متناقضی را با خود حمل میکند. کلمه “پایان”، به بسته شدن یک دوره از تحولات سیاسی و اشکال مختلف حاکمیت سیاسی اشاره دارد. دوره ای که بویژه در اواخر دهه هفتاد میلادی، بی ثباتی در قدرت دولتی حاکم شد. قبل از آن دوره، و در پی دوران پس از ختم جنگ دوم جهانی، نوعی “ثبات” به معنی تعریف مناطق تحت نفوذ دو قطب شرق و غرب برقرار بود. شوروی سابق پس از جنگ، به عنوان غنیمت جنگی بخش وسیعی از کشورهای اروپای شرقی را به خود مُنضم؛ و سپس وارد “پیمان ورشو” ساخت. غرب به سرکردگی آمریکا، گرچه با اکراه آن الحاق طلبی را پذیرفتند، اما از پیش و بطور مشخص در دو کنفرانس “تهران” – ۲۸ نوامبر تا اول دسامبر ۱۹۴۳- و “یالتا”- ۴ تا ۱۱ فوریه ۱۹۴۵- دولت شوروی و استالین را متعهد به قبول “تمامیت ارضی” دیگر کشور ها و از جمله مهمترین آنها ایران ساخته بودند. اشاره من به “ثبات”، محتوای آن کنفرانس ها در برسمیت شناختن “مناطق نفوذ” و حوزه های تقسیم بازار است. در این راستا بود که در بسیاری از کشورهای “جهان سوم” در آسیا و آفریقا در اساس با تحکیم دولت های “ملی” و شبه ملی، هر حرکت از جانب جریانات اپوزیسیون، چه اسلامی و یا غیر آن، به معنی هموار کردن دخالت قطب شوروی تلقی میشد و بدون ارافاق سرکوب میشدند. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
سرانجام کنگره ۱۲ پ.ک.ک، که با محافظت اتحادیه میهنی جلال طالبانی و پارتی دمکرات بارزانی در شهر سلیمانیه برگزار شد، انحلال آن سازمان و نیروی مسلح اش را رسما اعلام کرد. واکنش های مختلفی به این تصمیم انجام شده و بسیاری از جریانات و شخصیتها در “چهار پارچه”، از جمله صلاح دمیرتاش این مصوبه را ستایش کردند. دوست عزیزی در یک پیام کوتاه خطاب به من، ضمن ابراز محبت، چنین نوشت: [در رابطه با پ.ک.ک و تصمیم برای انحلال و دست کشیدن از مبارزه مسلحانه، در اینجا سخن فراوان است. عده ای به “پایان” دوره مبارزه مسلحانه در رابطه با “مساله ملی” اشاره میکنند، جماعتی دیگر بحث “ادغام” ملیتهای “تحت ستم” و از جمله مهمترین آنها مساله کرد در تحولات جامعه را مطرح کرده اند و بالاخره تا حدی اختلافات بین جریانات مختلف در موافقت و همسوئی با آن تصمیم اوجلان و یا مخالفت و ابراز “ملاحظات” قابل تامل در همین رابطه، به چشم میخورد. میخواستم نظر شما را بدانم.] Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
این روزها و پس از امر مقام معظم به مداح نوکرمنش خویش برای خواندن نوحه: “ای ایران خدائی” آن هم در مراسم عاشورا، “بیلبورد”هائی بر خیابانهای تهران نصب شده اند. در آن ها “والرین”، امپراطور رومی، پیش پای “شاپور اول” زانو زده و از او تقاضای بخشش دارد. روشن است، یا دستکم از نظر من چنین است، که این حرکات گوشه هائی از “تغییر رفتار” در سناریوهای “تحویل” حکومت اسلامی به طبقه بورژوازی ایران است. در نوشته های قبلی و از جمله در یادداشت: “علیه شیفتگی به سیر اوضاع” به این مساله پرداخته ام. در این نوشته قصد من این است که بر ضرورت یک کار جدی در قلمرو علمی، فلسفی و اجتماعی در نقد و بازبینی شاهنامه و نهج البلاغه، و البته قرآن نیز، تاکید کنم. فکر میکنم بسیاری از غول های فکری در اروپا هم علیه کلیسا و هم اساطیر “ملی” ایستادند، که مدنیت غربی و سکولاریسم به معنی واقعی را به یک داده غیرقابل برگشت در اذهان شهروندان تبدیل کردند. شاید بتوانم به عنوان سمبل این نقد بر کلیسا و اساطیر ملی، به دو فیلم، هر دو از گروه مانتی پایتون اشاره کنم: “زندگی برایان” و “جام مقدس”. اولی نقد کلیسا و مسیح در یک طنز عمیق، و دیگری نقد افسانه پردازی از “کینگ آرتور”، آیکون ناسیونالیسم بریتانیائی است. اینجا لینک به دو فیلم مذکور را در یوتیوب در دسترس دارید: زندگی برایان https://youtu.be/QHjj5S70kBc جام مقدس https://www.bilibili.tv/en/video/2006628798 .اگر لینک دوم مستقیما عمل نکند، بعد از های لایت آدرس بر آن رایت کلیک، و گزینه باز کردن لینک را انتخاب کنید Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
این روزها و پس از امر مقام معظم به مداح نوکرمنش خویش برای خواندن نوحه: “ای ایران خدائی” آن هم در مراسم عاشورا، “بیلبورد”هائی بر خیابانهای تهران نصب شده اند. در آن ها “والرین”، امپراطور رومی، پیش پای “شاپور اول” زانو زده و از او تقاضای بخشش دارد. روشن است، یا دستکم از نظر من چنین است، که این حرکات گوشه هائی از “تغییر رفتار” در سناریوهای “تحویل” حکومت اسلامی به طبقه بورژوازی ایران است. در نوشته های قبلی و از جمله در یادداشت: “علیه شیفتگی به سیر اوضاع” به این مساله پرداخته ام. در این نوشته قصد من این است که بر ضرورت یک کار جدی در قلمرو علمی، فلسفی و اجتماعی در نقد و بازبینی شاهنامه و نهج البلاغه، و البته قرآن نیز، تاکید کنم. فکر میکنم بسیاری از غول های فکری در اروپا هم علیه کلیسا و هم اساطیر “ملی” ایستادند، که مدنیت غربی و سکولاریسم به معنی واقعی را به یک داده غیرقابل برگشت در اذهان شهروندان تبدیل کردند. شاید بتوانم به عنوان سمبل این نقد بر کلیسا و اساطیر ملی، به دو فیلم، هر دو از گروه مانتی پایتون اشاره کنم: “زندگی برایان” و “جام مقدس”. اولی نقد کلیسا و مسیح در یک طنز عمیق، و دیگری نقد افسانه پردازی از “کینگ آرتور”، آیکون ناسیونالیسم بریتانیائی است. سعی میکنم در صورتی که با اشکالات فنی و معضل “کپی رایت” روبرو نشوم، این فیلم ها و لینک به آنها را در سایت خود، قابل دسترس سازم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
هرج و مرج و بلبشوى سیاسى یا اعتلاى انقلابى؟ فکر میکنم آنچه که مسجل است که در آینده نزدیک در ایران شکل میگیرد، وجود یک هرج و مرج و بلبشوی سیاسی است. در اینکه ادامه این وضعیت به اعتلای انقلابی منجر شود، تردید دارم. نه به این دلیل که طبقه کارگر تودههای متشکل نیستند – و اینجا یک اختلافی در مقایسه با بهمن( حبیب فرزاد) حس میکنم. متشکل بودن میتواند جزء پارامترهای پیروزی یک حرکت انقلابی باشد ولی جزء پیدایش شرایط انقلابی و حرکتهای انقلابی نیست. بلکه با پیدایش آن شرایط است که تشکلها امکان پیدا میکنند بوجود بیایند. به این معنی اگر شرایط به سمت انقلابی شدن برود، بنظر من تشکلهای لازمه شرایط انقلابی تا آن حدی که بتوانند سر پا بایستند، بوجود میآیند. پیروزی قطعی بدست نمیآورد، شکست میخورند یا در راه پیشرفت شان محدودیت بوجود می آید و غیره. تشکل به آن معنی که بهمن به کار برد را میفهمم، ولی برای اینکه انقلابی بشود بنظر من این ضروری نیست. اما به دلایل دیگری، بنظر من، به بوجود آمدن آن شرایط انقلابی باید با تردید نگاه کرد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
حملات “غافلگیرانه” اسرائیل به جمهوری اسلامی از نظر من چندان هم غافلگیرانه نبودند. اینکه دولت نتنیاهو قادر شد که اهداف بسیار دقیق را هدف قرار بدهد، بنا بر اطلاعاتی که گوشه هائی از آن علنی شده است، از قبل تدارک دیده شده بودند. اینکه در ظاهر قضیه آن حملات دقیق به حساب فعالیتهای اطلاعاتی و زبردستی نهادهای امنیتی اسرائیل در ارسال محموله های رد یابی به داخل خاک ایران نوشته شد، واقعا همان روی ظاهر قضیه است. نهادهای امنیتی اسرائیل، چه شباک و یا موساد و یا دائره های تحت اداره ارتش و وزارت دفاع و رهبری عملیات “کماندوئی” اسرائیل، هر اندازه کارکُشته، بدون دسترسی به اطلاعات “درونی” در رده های سپاه پاسداران و ارتش و وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و حتی دفتر “رهبری” امکان نداشت چنین دقبق اهداف حملات را شناسائی کنند. در میان رده های فرماندهی سپاه و اطلاعات سپاه و ارتش، به احتمال قریب به یقین لایه ای وجود دارد که به آن عملیات برق آسا “گرا” داده اند. حمل بر “تئوری توطئه” و این ذهنیت عوامانه نشود که این “کار خودشان” بود. اما اهداف حملات خیلی روشن، مُهره هائی را از میان برد که موانع جدی بر سر راه پیاده کردن یک سناریو در “تغییر رفتار” رژیم اسلام سیاسی در ایران بودند. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
رفیق سابق من، “آسو کمال”، کتابی نوشته است با عنوان: “کمونیسم نو، تحلیلی در باره حزب و دولت و معضلات کمونیسم معاصر” قصد نقد نوشته مذکور را ندارم، فقط یک سوال را از آسو کمال دارم: آیا کسی از او پرسیده بود که چرا از فعالیت با حزب کمونیست کارگری کناره گیری کرده است؟ این سوال را میپرسم چون کتاب او سرتا پا انتقاد است از ینیانهای کمونیسم. انگار با جمع “بی خبر” از تاریج و از جمله بی خبر از تاریخ مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری، دارد میگوید که “رفتن” او، به دلایل بس “عمیق و فلسفی” مربوط است. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
دوره ای دیگر از “انتقال کمونیسم کارگری و مارکسیسم انقلابی” به جنبش طبقات و اقشار دیگر
گفته میشود که جنبش نوینی که از آمریکا نشات گرفته است، مبانی و دکترین استرتژیک کاملا متضاد با “دگم”های مارکسیستی، را به صحنه اجتماعی آورده است. این جنبش در واقع فراخوان است با شعار: “Stay wake“(بیدار باش یا هشیار بمان) و مخاطب آن همه اقشار و لایه های موسوم به “اقلیت”، از سیاه پوستان گرفته تا اقلیتهای جنسیتی، ترانسکسوئل ها و تا اقلیت های اتنیکی و “بومی” های اسبق و مهاجران و پناهندگان و تا مدافعان حفظ محیط زیست و جلوگیری از انقراض گونه های حیوانات و جانوران است. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |