به سایت ایرج فرزاد خوش آمدید


Archive for the ‘Uncategorized’ Category

Posted by at 23 January , 2018

“انقلابهاى بورژوایى، از نوع انقلابهاى قرن هژدهم، با سرعت تمام از یک کامیابى به کامیابى دیگر میرسند. آثار دراماتیکِ هر یک از انقلابها بیش از دیگرى است. آدمها و اشیاء غرق نور و آتش‌اند، و روز، روزِ از خود بیخودى است. اما این همه دوامى ندارد و طولى نمیکشد که این شور و شوق‌ها به نقطه اوج خود میرسد؛ و جامعه به دورانى طولانى از پشیمانى، در حالتى فرو میرود که هنوز فرصت نیافته است کامیابى‌هاى دوران توفان و التهابش را با آرامش و سنجیدگى جذب و هضم کند. انقلابهاى پرولتاریایى برعکس، مانند انقلابهاى قرن نوزدهم، همواره در حال انتقاد کردن از خویش‌اند، لحظه به لحظه از حرکت باز میایستند تا به چیزى که بنظر میرسد انجام یافته، دوباره بپردازند و تلاش را از سر گیرند، به نخستین دودلى‌ها و ناتوانیها و ناکامیها در نخستین کوششهاى خویش بى‌رحمانه میخندند، رقیب را به زمین نمیزنند مگر براى فرصت دادن به وى تا نیرویى تازه از خاک برگیرد و به صورتى دهشتناک‌تر از پیش رویاروى‌شان قد عَلَم کند، در برابر عظمت و بیکرانىِ نامتعین هدفهاى خویش بارها و بارها عقب مینشینند تا آن لحظه‌اى که کار به جایى رسد که دیگر هرگونه عقب نشینى را ناممکن سازد و خودِ اوضاع و احوال فریاد برآورند که “رودُس همینجاست، همینجا است که باید جهید! گل همینجاست، همینجاست که باید رقصید.”

(مارکس هیژدهم برومر لوئی بناپارت)


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 14 January , 2018

آقای شعیب زکریائی دو باره به منبر رفته است. این بار به مخاطبین خود مژدگانی میدهد که او بطور قطع از “فرقه ضالّه” کمونیستها کناره گیری کرده است و در آستان شیوخ و عشایر کردایه تی به آئین مقدس ناسیونالیسم و قوم پرستی کرد، مُشّرف شده است.

این تجدید زیارت زائد بود، چه، ایشان درست در هنگامی از کفار و زندیقه اعلام برائت کرده است که هنوز خون کسانی که علیه حاکمیت مشتی فاسد و گندیده در کردستان عراق به خیابانها ریختند، و توسط تفنگچی های خانم “هیرو ابراهیم احمد”،  در “رانیه” در اطراف مقر و بارگاه “اتحادیه” میهنی به خاک و خون کشیده شدند، خُشک نشده است


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 13 January , 2018

تحولات خیره کننده روزها و هفته های اخیر جامعه ایران، ما را با یک تغییر بنیادی در ذهنیت مردم ایران مواجه میکند.

اعتراضات بسرعت همه گیر شد و اکثر شهرهای ایران را فراگرفت. برخلاف جنبش میلیونی سال ۸۸ که به تهران محدود ماند، و مردم هنوز ناچار بودند اعتراض خود را در لابلای شکاف بین جناحهای رژیم و رقابتها بین احمدی نژاد و موسوی و کروبی، فرموله کنند، در جریان خیزشهای اخیر، کمترین نشانی از رنگ و بوی اسلامی، “یا حسین میرحسین” و از این قبیل وجود خارجی نداشت. مردم این بار بسیار شجاعانه و تعّرُضی، از احضار روح مُردگان اسلام سیاسی برای پیشروی خود در مقابل رژیم اسلامی، خودداری کردند. در سال ۱۳۸۸، توهمات مشروطه خواهی، که بویژه در یک نوحه خوانی توام با سینه زنی، با شرکت جمعی کثیر در یکی از مساجد یزد، جمعیت با شعار “آن زمان که بنهادم سر براه آزادی  دست خود زجان شستم از برای آزادی”، قند را در دل تمامی طیفهای گرایش ملی- اسلامی و حزب صاحب سنت این گرایش، توده ایسم، آب کرده بود، مجالی برای تنفس مصنوعی دادن به یک پدیده مُرده و در حال موت را فراهم نکرد.

“چپ” ضد شاهی، با تمامی توهمات و خرافه هایش ، و تمامی سنتهای مبارزاتی اش به بایگانی تاریخ سپرده شد.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 13 January , 2018

برای دسترسی به قایل پی دی اف نشریه شماره ۲۴ بر این سطر کلیک کنید

 

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 10 January , 2018

جهت اطلاع دوستان گرامی، من مجادله و مناظره با عباس گویا را ادامه نمیدهم. جوهر نقد من به نوشته عباس، با این پیش فرض من انجام شد که نه صفحات تاریخ سفید اند و نه صفحات تاریخ جنبش کمونیستی بطور اخص، در زمینه برنامه و اساسنامه و اصول سازمانی جنبش کمونیستی، عباس خیلی روشن نوشته است برای او صفحه تاریخ سفید است که گویا جنبش کمونیستی در زمینه ساختار سازمانی باید از اساس از “صفر”شروع کند. نه انترناسیونالی وجود دارد، نه یک گام به پس و نه اصول سازمانی کمونیسم کارگری و نه تدقیق تعریف عضو و تبین تفاوت بین کادر و عضو حزب کمونیستی توسط منصور حکمت و فراتر رفتن او از تفاوت بین لنین و مارتف. همه باید از نو، بر پدیده انگار خلق الساعه و تازه کشف شده ای به نام “رای” و “تقسیم قدرت” بین اعضاء آنهم در پوشش “ساختار شورائی” سجده کنند. بحث عباس یک جدل درون جنبشی نیست، حرکت از جنبش طبقه بورژوازی با دمکراسی و جایگاه خرافی رای علیه مبانی کمونیسم کارگری است.

من برای یکی از دوستان هم نوشتم، به نظر من حال و روز احزاب موجودی که به نام کمونیسم کارگری فعالیت دارند و رفتار آنها علیه ناراضیان و منتقدین، پدیده ای را به وسط پرتاب کرده است: “شهید و قربانی”. من با این روحیه نیستم. ظاهر شدن به عنوان شهید تاریخ و قربانی حرکات فرقه ای و سکتاریستی احزاب موجود، کوچکترین حقانیتی برای دست بردن به انبان “دمکراسی” علیه مبانی سیاسی، فکری و برنامه ای و آرمانی و جنبشی؛ و اصول سازمانی کمونیسم کارگری؛ و احاله “دادخواهی به دادگاه استیناف “رای” اعضاء “مظلوم” نمیدهد. من با این “انحلال طلبی” تاریخ واقعی افت و خیز جنبش کمونیستی، از جمله در بازتعریف و تدقیق تعریف از عضویت و کادر، نیستم. بحث من برخلاف تعابیر عباس، بازی با کلمات و مُلانُقّطی نبود.

۱۰ ژانویه ۲۰۱۸

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 9 January , 2018

عباس کویا در نوشته اخیر خود، “پس از دوسال و اندی”، بزعم خود، علت کناره گیری از عضویت در حزب کمونیست کارگری ایران و “فلسفه” آن اقدام را تشریح کرده است. به این جمله ها در آن نوشته توجه کنید:

” به مرور هر چه بیشتربه این نتیجه رسیده ام که رابطه فرد با تشکیلات کمونیستی نه میتواند و نه لزومی دارد که در یک قالب هرمی پاسخ بگیرد. بنظر من تشکل کمونیستی باید اعضا را در ظرفی که قدرت را به یکسان توزیع میکند سازمان دهد. این پایدارترین رابطه فرد و تشکیلات در یک سازماندهی کمونیستی است.”

(عباس گویا، پس از دو سال و اندی)


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 4 January , 2018

آقای زکریائی ظاهرا خواسته اند در نوشته خویش: “رستاخیز آزادگان زمین در برابر مدعیان خدائی”  به سهم خود مردم ایران را در جریان اعتراضات وسیع، پند و اندرز بدهند. نوشته را که به دقت میخوانید و البته برای کسانی که با سابقه پشتک وارو زدنهای سیاسی او و انتقال طبقاتی و اجتماعی او از کمپ کمونیسم به جناح فالانژ ناسیونالیسم کرد آشنا هستند، متوجه میشوید که نصایح او تشویق حرکت مردم و یا حتی همراهی با آن نیست. چه، فرموده اند مردم خشمگین بهتراست از “خشونت” پرهیز کنند و حتی از ضرب و شتم “بدترین” ماموران رژیم و “تخریب” مکانهای مذهبی خودداری کنند. او برعکس مشوق نوعی دیگر از  خشونت و نفرت است اما در “برابر مدعیان خدائی” که چنین اند:

“همواره دم از مبارزەی طبقاتی و جانبداری از طبقه کارگر میزند اما ـ همچون عناصر بی‌طبقەای که با شعار  و یا گاه با سرسپردگی به فلان “تئوریسین” خود را تخدیر میکنند”

او مشکلی با هیچ مدعی خدائی یا پیغمبری ناسیونالیسم کرد ندارد. برخلاف بخشی از تاریخ زندگی سیاسی خود او و در دوره توابیت از کمونیسم و پیوستن به کمپ بدنام نفرت علیه کمونیسم کارگری، او اکنون دلشوره حرکات “نپحته” احزاب ناسیونالیست کرد را دارد. او که در آن زمانهای دور و در سالهای ابری که خود حضرتشان زمانی که در این سوی دیوار بود، و بویژه در جریان جنگ حزب دمکرات علیه کومه له، تفاوتی بین حاکمیت حزب ناسیونالیسم کرد و رژیم اسلامی قائل نبود، در آرایش و بَزَک کردن ناسیونالیسم کرد چنین گفته اند:

“نباید از نظر دور داشت که کوردستان بدلیل وجود ستم ملی و مبارزەی دهها ساله علیه این ستم‌گری و سرکوبگری رژیم فاشیستی دارای شرایط ویژه ، متفاوت و گاه مستقل از جنبش سراسری در ایران بودە است. اما اقدامات مسلحانه در هر نقطەی کردستان نیز در شرایط امروز از جانب هر جریانی صورت بگیرد بنفع جنبش نخواهد بود.”

این تحلیل سیاسی، حتی تحلیل سیاسی آدمی که صندلی عوض کرده است و حالا طور دیگری فکر میکند، نیست. این کلنجار رفتن آدمی با خود است که فکر میکند همه نه با دید بازبینی شده و تجدید نظر و تغییر معیار، که از دریچه نفرت به تاریخ و جامعه و تحولات آن بنگرند. خیال میکند چون خود او زمانی “گول” کمونیستها را خورده است، و علیه ناسیونالیسم کرد حرف زده است، حالا باید اگر انقلاب هم میشود، مردم خشمشان را “علیه مدعیان خدائی” متوجه سازند. این مالیخولیا و این ذهنیت بیمار به یک معنی حتی سیاسی هم نیست، نه راست و نه چپ، نه ناسیونالیستی یا کمونیستی. توقع شریک شدن مردمی با فرهنگ و شجاع و بپاخاسته و بشدت سیاسی و متمدن و فکور، با این هذیانها، با این بغض و کینه تلنبار شده و در حال انفجار، پوچ است.

iraj.farzad@gmail.com

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 31 December , 2017

نگاهی به اوضاع تظاهرات چند روز اخیر در شهرهای ایران این مساله را که ایران به کجا میرود، در مقابل هر کس که رابطه ای مستقیم و یا غیر مستقیم با آن جامعه دارد، گذاشته است. بحث از تغییرات در حال وقوع، بسیار جدی و واقعی است.

اما اگر “وجود” و قابلیت لمس بودن و پیوستن به “فیزیک” یک حزب انفلابی کارگری از سوی این مردم شجاع و یپاخاسته، فرض بود و “داده” و جزئی از معادلات سیاسی جامعه ایران، این سوال میبایست چنین طرح شود:

“ایران را به کجا میبریم”


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 24 December , 2017

حال که نتایج واقعی امتداد اختلافات درونی حزب کمونیست کارگری، با شروع بیماری منصور حکمت و پس از مرگ او و تا انشعاب سال ۲۰۰۴ را پیش رو داریم. قضاوت و ارزیابی از ریشه واقعی اختلافات بسیار ساده تر است. هیچکس در صف آن جناح بندیها، در موقعیت دوران سپری شده نمانده است. راستش من متوجه نشدم که چرا مدرسی به آن اختلافات برگشته است تا به اظهار نظرهائی که در آن دوران و قبل از انشعاب سال ۲۰۰۴ در مورد بحت او تحت عنوان “حزب کمونیستی و قدرت سیاسی” به گفته او “بویژه از جانب مبلغین خط منحط کنونی حاکم بر حزب کمونیست کارگری” انجام شد، برگردد؟ که مثلا خط حاکم بر جریانی که بخش اعظم کادرها و اعضاء یک سوی اختلافات که “خط” او را نخواندند و نمیخوانند طی این سالها استحکام و “صلابت” خود را نشان داده است؟


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 17 December , 2017

به نظر میرسد حرکات سرخود مظفر محمدی دیگر به جزئی قوام گرفته از خصلت سیاسی و روش تحلیلی و شیوه مبارزاتی او نبدیل شده باشد. تغییری بسوی یک “انسجام” که عدم انسجام و ناپیوستگی و گسست با و از مواضع تا دیروز و حتی نوشته های قبلی؛ مکانیسم آن روند  “انسحام وارونه” را مشخص میکند، اما در عین حال برای کسی مثل او که ادعا دارد یک حزب مانندی دارند با “کمیته مرکزی” و “کنگره” و ارگان مرکزی “رسمی” و “ادیتور”، حداقل انتظار این است که لابد “حساب و کتابی در کار است و هر کس هر چه دل تنگش میخواهد، نمیتواند مسقیما از کامپیوترش به روزنامه حزبش برای انتشار بدون ادیت و کنترل، “فوروارد” کند. به نظر میرسد این نوع مطلب نویسی ها دیگر دیفالت اند. محمدی، شاید نمونه شاخص موتور سر خودها در فرقه و سکت مهجوری است که حزب و حزبیت، با همان سیاستهائی که خود را معرفی کرده اند، حتی فرمایشی  و بازیچه و برای “حفظ ظاهر” هم نیست. ببینید اینها چه بر سر اصول سازمانی و مبانی کمونیسم کارگری آورده اند. شرم بر اینها که این نحوه ظهور در کار سیاسی را “حکمتیست” و آنهم “خط رسمی” نام گذاشته اند. اولین جمله زیر را بخوانید و خود قضاوت کنید:


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »