Archive for the ‘Uncategorized’ Categoryدر نوشته اول به گوشه هائی از بحث کمیته های کمونیستی و جایگاه آن در “حکمتیسم” مورد نظر کورش مدرسی پرداختم. اینجا و در ادامه بحث میخواهم مستدل کنم که چرا پرداختن به هر دو وجه مساله، یعنی اهداف واقعی ابداع حکمتیسم و بنیانهای سیاسی و جنبشی و فکری آن، و سیر تکوین اختلافات در دایره چندین شاخه یک محفل چهار نفره بر سر ارث و میراث داری منصور حکمت، مهم است. ابتدا مایلم در برابر ملاحظاتی که یکی چند نفر در مورد نوشته اول، با من طرح کردند، توضیحاتی بدهم. خلاصه آن ملاحظات دو نکته بود: الف. خود مساله مورد بحث من، “مهم” نیست. بخاطر اینکه جریاناتی که تحت نام “حکمتیست” و کمونیسم کارگری فعالیت دارند، از نظر سیاسی بی تاثیر اند و در ذهنیت جامعه، وزنی نیستند. ب. نوشتن در باره آن مساله که ریشه آن به تشدید اختلافات در حزب کمونیست کارگری پس از مرگ منصور حکمت، و انشعابهای بعدی برمیگردد، بیشتر دل آزردگی شخصی و نوعی تقلا برای جبران ضربات عاطفی در آن قهر و آشتی و رنجیدگیهای شخصی و ادامه “جنگ درون فرقه ای” است. Posted in: Uncategorized | No Comments » مظفر محمدی در نوشته “جواب به چند سوال”، ناگهان و غیر مترقبه، مقوله جدیدی را به ما معرفی میکند: “کمیته های کمونیستی مخفی کارخانه”! اینجا من مطلقا قصد جدل سیاسی و نظری با مظفر محمدی و پرداختن به پاسخ به چند سوال مطرح شده را ندارم. اتفاقا میخواهم به همان سوال در مورد کمیته های کمونیستی بپردازم. Posted in: Uncategorized | No Comments » در یادداشت پس از برجام، به دو کشمکش و تخاصم اشاره کردم. تخاصم بین باندهای رژیم اسلامی و معضل رابطه با بازار جهانی و غرب و آمریکا. در این یادداشت، به فاکتور سوم؛ و تخاصم دیگری میپردازم که شاید مهمترین عامل اجتماعی در تعیین تکلیف آن دو تخاصم درونی و بیرونی مورد اشاره من در یادداشت اول است. به این منظور شاید مناسب باشد، قدری دقیق تر اهداف “رزمایش اقتدار ثارلله” را که درست در متن کشمکشهای درونی بین جناحهای رژیم پیرامون برجام، بر پا شد، بررسی کنیم. Posted in: Uncategorized | No Comments » برجام(برنامه جامع اقدام مشترک)، به عبارتی دیگر میتواند معنی جامع تری هم داشته باشد. جامع از منظر نگاه از درون به جمهوری اسلامی: تناقض و تخاصم جناحهای رژیم اسلامی؛ و جامع از منظر معضل رابطه رژیم اسلامی با بازار جهانی،جهان غرب و بویژه رابطه با آمریکا. Posted in: Uncategorized , ایرج فرزاد | No Comments » توضیحی در باره “افشاگری” بیژن رنجبر
آقای بیژن رنجبر، انگار زندگی من را بهتر از خود من میشناسد! فکر میکنم، هیچکس در زندگی واقعی، اختیار خود را به دیگری واگذار نمیکند. این در سیاست، در دمکراسی، و متاسفانه حالا دیگر در نوعی فعالیت “کمونیستی” و حزب داری، و تشکیلات داری و سکت داری صدق نمیکند. آقای بیژن رنجبر با زندگی سیاسی واقعی من، همین کار را کرده است. او انگار بهتر از خود من میداند که مشغله سیاسی من در سالهای ورودم به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و “نوع” کمونیسمی که به آن پیوستم، سالهای ۱۳۴۶ به بعد، چه بوده است؟ بهر حال توضیح اضافی و شرح مفصل و تفصیلی کل این داستان که من گوشه های مهمی از آن را در داستان زندگی خودم، زندگی و زندگانی من، مکتوب کرده ام و در دسترس عموم، دیگر بی فایده است. ایشان، در نوشته خود، “آقای فرزاد لطفا کمی متانت معطوف به حقیقت”، به شیوه تسخیری، وکیل و نماینده من شده اند که آن تاریخ زندگی سیاسی من را هر طور که خود مصلحت میداند شرح و تفسیر کند. اگر شهروندان هیچکاره عالم سیاست در نظام “دموکراسی”، اختیار خود را به مدت چهار تا هشت سال و در مواردی تا ابد، به دیگران واگذار میکنند، به دلیل بی اهمیت شدن خود “سیاست” در زندگی آنهاست. وکلا و نایبان طبق موازین “دمکراسی” مختارند هر بلائی سر آن اختیار واگذار شده بیاورند. من، اما، در هیچ پروسه انتخاباتی و دمکراتیک، اختیار زندگی سیاسی ام را به هیچکس دیگر، از جمله کسی مثل بیژن رنجبر که او را نمیشناسم و دور و نزدیک شنیده ام که از سنت “مجاهدین” آمده است، واگذار نکرده ام. این دیگر تحمیل نمایندگی زندگی سیاسی من، از طریق تسخیری است. ایشان از یک رهگذر، مستقیما به مقام اشغال کننده کل متن زندگی سیاسی ام برگزیده شده است. وقتی هم اعتراض میکنید که آی مردم دارند خانه و کاشانه من را به محل فسق و فجور تبدیل میکنند، میفرمایند: “کمی متانت”!! بسیار متاسفم که امثال ابراهیم علیزاده مهمترین دوران فعالیت مشترک گذشته را برای منافع حقیر سکت داری کنونی، این چنین ارزان و سبک به سودا و معامله و حراج گذاشته است. باید اذعان کنم که اسم بردن از بیژن رنجبر در نقد مواضع ابراهیم علیزاده، درست نبود. ایشان مجری برنامه ای بودند که سوالات از پیش تعیین شده را از ابراهیم علیزاده مطرح کرده بودند. ۳۱ اوت ۲۰۱۵ Posted in: Uncategorized | No Comments » ابراهیم علیزاده در مصاحبه ای در ۵ بخش با عنوان: “حزب کمونیست ایران، ناکامی ها، دستاوردها و چالش ها”، به یک بازبینی “مجدد” و “به عبارتی دیگر” در تاریخ کومه له، حزب کمونیست ایران، علل جدائی و “تشابه” انشعاب و جدائی کمونیسم کارگری و جریانات زحمتکشانی ها پرداخته است. در بخش پایانی گفته است: (کمونیسم به معنی رویا پردازی و افراطی گری نیست. در کومه له “اجتماعی”، مردم داری و “عنصر عقل” حضور دائمی داشته است”) مقدمتا این نکته را توضیح بدهم که مطلب من قدری طولانی است که البته با توجه به ۵ بخش مصاحبه مذکور و نکات متعددی که در آن گفتکو به آنها پرداخته شده است، تا حدی متناسب است. Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای بهرام خراسانی در نوشته خود با عنوان: “جنبش پورشه سوارها و حسرت درشکه سواری”، ظاهرا نوشته من را با عنوان: “توپخانه جنبش پورشه سوارها”، نقد کرده است. این هر دو نوشته در سایت “اخبار روز” انتشار یافتند. نگاهی اجمالی به این نقد، اما، نشان میدهد که ایشان سعی کرده است که در فهم محتوای نوشته من، به تجاهل روی آورد. مدخل بحث را با انتساب “دشنام گوئی” من در نوشته ام، شروع کرده است. و من هر اندازه نوشته ام را مرور کردم، به “دشنام” برنخوردم. قدری دقت در نقد ایشان، من را متوجه کرد که منظور او از “دشنام” چه بوده است. از نظر او نام کسی به اسم محمد قوچانی را در گیومه گذاشتن، و نیز “خط بطلان کشیدن بر روی همه پژوهشهای تاریخی در نهادهای جمهوری اسلامی”، از آن نوع دشنامها است. برای او، محمد قوچانی، که افتخار عضویت در “شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی” را دارد، و از قلم زنان در نشریه “مجله اسلامی بانوان” و زیر نظر “فاطمه کروبی” و داماد “عمادالدین باقی”، از “بزرگان” است. Posted in: Uncategorized | No Comments » در ایران تحت حاکمیت اختناق اسلامی، نشریات و جُنگ و فصلنامه و کتابهای “پژوهشی” زیادی منتشر میشوند. یکی از این ماهنامه ها، “مهرنامه” نام دارد به سردبیری کسی به اسم محمد قوچانی. شاید فقط نگاهی اجمالی به یک شماره این ماهنامه کفایت کند تا فلسفه پلاتفرم مشترک تمامی چنان نشریات و کتب تحقیقی را یکجا شناسائی کرد. شماره ۴۲ مهرنامه، عناوین خاص خود را دارد. اما بعد از صفحه روی جلد و قبل از فهرست، یک آگهی تجاری برای یک شرکت اقتصادی درج شده است با شماره تلفن دفاتر تهران و دوبی و با تاریخ تاسیس ۱۳۲۹. شاید چنین تعبیر شود که درج آن آگهی، میخواهد عدم وابستگی مالی دست اندرکاران نشریه به نهادهای سرّی و علنی حکومتی را برجسته کند. میخواهند بگویند آن سیاستها، بویژه نفرت پراکنی، علیه چپ و مارکسیسم و افکار پیشرو و سکولار، از طرف شرکتهای غیر دولتی، اسپانسور دارد. Posted in: Uncategorized | No Comments » تناقض در خود جناح رسمی حزب “نقطه سرخط”، که زعامت آن کماکان بر عهده رهبر در سایه و مستعفی آن، کورش مدرسی، است، یک مژده به “نسل جوان” داده است. این جماعت چنین نوشته اند: ” در دسترس قرار دادن کل تاریخ جنبش خود را یکی از وظایف رهبری حزب میداند. در پاسخ به این وظیفه٬ صفحه جدید و ویژه ای در سایت حزب طراحی شده است و تمام این تاریخ ٬ از آرشیو منابع مکتوب و نوشتاری تا صوتی و تصویری٬ در دسترس همگان قرار میگیرد”. اما این زحمت و مجاهدت برای مستند کردن این “رگه فکری”، زیادی و ناشیانه قالب کردن پیرات کپی است. تقلب و جعل و دغل کاری، “مدرک” و سند نمیخواهد. بعلاوه این رگه فکری فی الحال نوشته شده و به ثبت رسیده است. این بخشی از نامه روشنفکر مذبذب مکتب منشویسم دو خردادی و جامعه مدنی چی معروف، به زعیم مذکور است: Posted in: Uncategorized | No Comments » در دوره ای که منشویسم خود ویژه ایرانی، تحرک جناحی از رژیم اسلامی را برای بقاء و متعارف کردن اسلام سیاسی در هوا قاپید و زیر توجیه جامعه مدنی، مناسک تکفیر کمونیسم انقلابی و تحزب کمونیستی و جنبش استععفا از انقلابیگری و سرنگونی طلبی را بر پا کردند و سپس به فاصله کوتاهی با “حفظ مواضع” پراکنده شدند و متفرق؛ در دوره ای که تعدادی نه چندان کم از درون یک حزب کمونیست کارگری، با ماسک یک کارگر پناهی دروغین، پیوستن شان را به آن مناسک برائت از “خشونت” و سرنگونی طلبی و راه “غیر متمدنانه” بزیر کشیدن هیولای اسلام سیاسی در ایران، نشانه درایت و عقل تعریف کردند؛ نادر بکتاش، با ظرافت و دقت، شیوا، نکته سنج و طنز پر معنی و صریح و بی تعارف، با قلمش در سنگر دفاع از کمونیسم انقلابی محکم ایستاد. این نقطه اوج زندگی سیاسی نادر، مستقل و صرفنظر از اینکه پس از آن دوران در مصاف با ناملایمات و تنهائی و دیپرسیون در برابر چه مشکلاتی قرار گرفت که به او آسیب رساند، به عنوان وجه مشخصه یک انقلابی شریف در داستان زندگی و کاریر سیاسی اش حک شد. آن نادر بکتاش نگهبان سنگر دفاع از شرافت انقلابی و وفاداری به کمونیسم، در تاریخ مبارزات سیاسی و ادبی اش. ماندگار شد. نام او بخاطر نبرد در آن دوره سخت و بخاطر مقاومت در برابر هجوم و شبیخون وادادگان و نادمین سیاسی به کمونیسم خلاف جریان، با عزت و احترام در خاطره ام ثیت شده است. حیف شد واقعا، حیف نادر! دوم ژوئیه ۲۰۱۵ iraj.farzad@gmail.com Posted in: Uncategorized | No Comments » |