Archive for the ‘Uncategorized’ Categoryدوست گرامی “سید ابراهیم علیزاده”، در بخش دوم مصاحبه با تلویزیون “آسمان ریگا”(راه آسمان) روایتی از جدائی “کمونیسم کارگری و “منصور حکمت” از کومه له و حزب کمونیست ایران داده است که من را ناچار کرده است چند نکته ای را توضیح بدهم. اختلاف و دلیل جدائی را با این جمله توضیح داده است: ” کمونیسم کارگری گرایشی در درون حزب کمونیست ایران بود، اما بعدا و به تدریج از جانب منصور حکمت و طرفدارانش آن خط چنان توضیح داده شد که قدرت را نه طبقه کارگر، بلکه از طریق شماری اندک از کارگران که به حزب میپیوندند، تصرف میکنند تا بعدا آن قدرت را به طبقه کارگر واگزار کند، این “انحراف” از مارکسیسم بود” (متن کتبی مصاحبه موجود نیست و این جملات ترجمه محتوای کلمات شفاهی ابراهیم علیزاده است) Posted in: Uncategorized | No Comments » این روزها، ماجرای انتخاب رئیس مجلس خبرگان در جریان بود و آیت “عظام”، محمد یزدی، در این پست به جای هاشمی شاهرودی که پس از مرگ “مهدوی کنی” موقتا جانشین او بود، تکیه زد. رسانه های مختلف داخلی و خارجی نوشتند که این انتخابات کشمکشی بود بین جناح “تند رو” اصولگرایان از یکسو؛ و خرده بقایای “اصلاح طلبان” و “معتدل” ها از سوی دیگر. چه، علیرغم همه مشکلاتی که برای جناب سردار سازندگی، رفسنجانی، درست کرده اند، و علیرغم اینکه در ماجرای محاکمه “مهدی” آقازاده و زندانی کردن “فائزه” دختر او، معلوم بود که یک “اتهام” سیاسی علیه “خانواده” رفسنجانی و شخص او در جریان است. با ابنحال او در برابر ۴۷ رای “تند روان” اصولگرا، ۲۶ رای را از آن خود کرد. و این صحنه جدال بین “اعتدالیون” و “افراطیون” در سطح نهادهای رهبری رژیم اسلامی، ما به ازاء “خارجی” هم داشت و همین “کشمکش” بین جناح عقابها و کبوترهای رژیم های غربی و بویژه آمریکا بروز بیرونی یافت. “نتانیاهو”، نخست وزیر اسرائیل، علیرغم مخالفت اوباما در نشست مشترک مجلسین آمریکا حضور بهم رساند و علیه “خام اندیشی” مقامات دولت آمریکا نسبت به قصد رژیم اسلامی برای ساخت سلاح اتمی “هشدار” داد. جناح “اعتدال” اما چندان اهمیتی برای نگرانی و “ترس” دولت اسرائیل قائل نشد و بلافاصله پس از آن نطق، ۴۷ نفر از “سناتورهای جمهوری خواه” در رابطه با برنامه اتمی رژیم اسلامی نامه ای به مقامات این رژیم نوشتند. در این نامه، ما انعکاس کشمکش بین “رویکرد” اعتدال و افراط گرائی را نیز مشاهده میکنیم. چه، خانم کلینتون، نوشته است سناتورهای عزیز با آن نامه و طومار دسته جمعی، یا خواسته اند به “رژیم تهران” کمک کنند و یا به “اعتبار” اوباما لطمه بزنند. لایه ای از حاکمیت آمریکا نوشتن آن نامه را کوتاه آمدن در برابر “افراطیون” حاکم در ایران تفسیر کردند. بحث چنان دراماتیزه شد که برخی روزنامه های جناح “افراط” آمریکا، که رژیم اسلامی و نیز بسیاری از اپوزیسیون پرو رژیم آنان را “نئو دمکرات” ها نامیده اند، خواهان “اعدام” آن خیانتکاران به مصالح و “امنیت” آمریکا شده اند! اما خامنه ای برای چندمین بار و از جمله در مورد آن نامه دسته جمعی سناتورهای آمریکا تاکید کرد که “اسلام هراسی” دولتهای استکباری “بی مورد” است. Posted in: Uncategorized | No Comments » جلسه سه وزیر رژیم اسلامی: وزیر اقتصاد، وزیر کار و وزیر صنایع که مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی هم در آن شرکت داشت و با حضور نماینده “تشکل غیر مستقل کارگری”، یعنی شورای اسلامی کار در مورد سقف حداقل دستمزها برای سال ۱۳۹۴ برگزار شد، “بی نتیجه” اعلام شد. علت “بن بست” را چنین توضیح دادند: وزیر اقتصاد رژیم اسلامی، طبق “نرخ اعلامی بانک مرکزی”، بر افزایش نرخ ۱۵ در صدی تاکید داشته است و موضع “گروه کاری” در آن نشست، بر مبنای گزارش “کمیته دستمزدهای کانون عالی شوراهای اسلامی کشور”، با رقم ۳۶۶ هزار تومان “پیشنهاد” شده بود. واقعیت این است که حتی بر مبنای ارزیابیهای مقامات رژیم، نرخ ۱۵ درصدی جناب وزیر اقتصاد و سقف حداقل دستمزد ۳۶۶ هزار تومانی “تشکل های غیر مستقل کارگری”، با حقیقت و حتی با ارزیابیها و محاسبات خود این مقامات و نهادها، متناقض است. و تناقض چنان آشکار است که نیازی به هیچ برنامه “اهل نظر” دپارتمان “اقتصادی” رسانه هائی چون بی بی سی و رادیو فردا و طرح پرسش از “کارشناسان مسائل ایران” و “اقتصاددانان” داخل و خارج برای کشف و غور و سخنسرائی پیرامون آن نیست. Posted in: Uncategorized | No Comments » “مصلح ریبوار”، که قبلا مانیفست را به زبان کردی ترجمه کرده بود، اخیرا، با بازنگری و ادیت مجدد، ترجمه جدیدی از این سند مهم را تهیه و بعلاوه به عنوان کتاب گویا نیز، ورژن صوتی مانیفست را در سایت خود منتشر ساخته است. من قرائت مانیفست به زبان کردی و با کلام مترجم را به بخش مانیفست کمونیست در سایت خود اضافه کرده ام. برای دسترسی به فایلهای صوتی لینک زیر را کنیک کنید: Posted in: Uncategorized | No Comments » دوست گرامی،“سعید کرامت”، به نظرم متین و خونسرد، در رابطه با نوشته من، بایکوت، ملاحظاتش را نوشته است. خواننده، هر دو نوشته قبلی من و ایشان را، “بازتاب شیعه گری در نگرش روشنفکران ایران”، در دسترس دارد که میتواند به آنها رجوع کند و خود راسا و مستقلا به قضاوت بنشیند. من در پایان نوشته اول، که در سایت شخصی ام هست، لینک به مطلب اول سعید کرامت را نیز آورده ام، تا بقول معروف “یک تنه” به قضاوت نروم. خواننده بروشنی متوجه خواهد شد که در آن نوشته، من به “بایکوت” یک ادبیات متفاوت، یک ادبیات نوین، یک ادبیات که “هیچ” ریشه ای در طول تاریخ “نظرات” سیاسی و اجتماعی و نگرشی و نیز”مکاتب ادبی” جامعه ایران از دوره سرآغازین “انقلاب مشروطه” تا سالهای پر تب و تاب “انقلاب ۵۷” نداشت، انگشت گذاشتم. Posted in: Uncategorized | No Comments » خواننده عزیز! من اعلامیه رفیق عزیزم، “فواد مصطفی سلطانی” در مورد “تحصن و اعتصاب غذا” در حمایت از دهقانان روستای “بیلو” را که با صدای رفیق نازنین و جان باخته “سید حسین پیر خضری” به شکل صوتی در همان زمان نیز، انتشار یافت، پیاده کرده و متن کردی پیاده شده را نیز به فارسی ترجمه کرده ام که هر دو و نیز هر سه بخش نوار صوتی، ضمیمه این نوشته است. قصدم این بود که از حسین پیرخضری، این انسان شریف و دوست داشتنی و محبوب در قلب مردم زحمتکش دیواندره و مریوان و سنندج، آن یار دیرین “سید ایوب نبوی” و سمبل “روشنفکر مردمی” و الگوی بسیاری از مبارزان جوان کمونیست در آن سه شهر، و دوست صمیمی خودم، خاطره ای زنده به ثبت برسد. حسین پیر خضری در لیست سفیر مرگ خمینی، خلخالی جلاد، قرار داشت که از جمله همراه با برادر خود، احمد و دو برادر فواد، امین و حسین مصطفی سلطانی، در چهارم شهریور ماه ۱۳۵۸ به جوخه اعدام سپرده شدند. من در پیاده کردن متن کردی، تلاش کرده ام که عین لهجه حسین پیرخضری را مکتوب کنم. هدف دیگرم این بود که با مرور بر این اعلامیه، نگاهی مجدد داشته باشم به فواد، افکارش و درایتها و سیاستهایش و البته به اشتباهات اش، بویژه در “بینش” اش به سوسیالیسم و به سرمایه داری. Posted in: Uncategorized | No Comments » خامنه ای، نامه ای به جوانان آمریکای شمالی و اروپا نوشته است که به گفته روزنامه ها و سایتهای رژیم اسلامی، “بازتاب گسترده ای” داشته است. این بازتاب، اما در هیچ فضای واقعی و یا مجازی مربوط به جوانان آمریکای شمالی و اروپا کمترین انعکاس نداشته است. خبرگزاری های “سی ان ان”، بخش فرانسوی صدای روسیه، خبرگزاری رسمی آناتولی ترکیه، نشریه های “فارین پالیسی” و نیویورک مگزین” و بسیاری دیگر از “تارنماهای” خبری غرب، بلافاصله آن نامه را “بازتاب” دادند. “مخاطب” اصلی خامنه ای در نامه اش همین دوایر بودند و “نیت” “رهبر معظم” هم جز این نبود. Posted in: Uncategorized | No Comments » به ادیان الهی احترام میگذاریم- ادیب برومند، رئیس شورای رهبری جبهه ملی ایران اصولا روشنفکر ایرانی بدون فرهنگ شیعه معنی ندارد- مسعود بهنود مصاحبه مسعود بهنود، آبی زلال در خوابگه نیمه تاریک خرد کلان، در داخل و خارج ایران، انداخته است. او دو نکتهء مهم، به گمانم اندیشیده و سنجیده، در مصاحبه با کامبیز حسینی در برنامهء پولیتیک رادیو فردا مطرح کرد. یکم: هویدا روشنفکر فرانسوی بود و نه ایرانی؛ خاتمی روشنفکر ایرانی است. دوم: روشنفکر ایرانی بدون فرهنگ شیعی معنا ندارد- عطااله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی دوست عزیز “سعید کرامت” مقاله مفصلی با عنوان: “بازتاب شیعه گری در نگرش روشنفکران ایران” نوشته است. تیتر نوشته او، گویاست. به نظر سعید کرامت، زبان و مذهب دو رکن ناسیونالیسم ایرانی است. تا جائی که به نفوذ شیعه گری مربوط است، در مقاله مذکور به وزن آن نه تنها در میان حوزه “علمیه” که به جاذبه جادوئی آن در ذهن اعلیحضرت محمد رضا پهلوی نیز اشاره کرده است و به عنوان فاکت نوشته است شاه: ” که خود را کمر بسته امام رضا میدانست. در زمانی که هیچ نیروی سیاسی یا صنفی مستقلی اجازه فعالیت نداشت، شاه اجازه داد یک سازمان مخوف مانند سازمان حجتیه که هدف خود را تقابل با بهاییگری اعلام کرده بود، نه تنها بدون کنترل و هیچگونه نظارتی آزادنه فعالیت نماید، بلکه رئیس ستاد وقت ارتش را فرستاد تا همراه اوباش سازمان حجتیه اماکن تاریخی بهاییان را ویران کنند.” Posted in: Uncategorized | No Comments » خشم “ضد صهیونیستی” جناب رئیس دانا دوباره فوران کرده است و مثل همیشه همراه با ترکش عقده و کینه علیه کمونیسم کارگری و منصور حکمت. او مصاحبه ای با “تلویزیون چشم انداز” انجام داده است که آقای “بهزاد سهرابی”، به گفته خودش، با توجه به “اهمیت” اظهارات جناب دکتر برای “جنبش کارگری” و نیز به منظور عبور دادن مواضع استاد خویش از “فیلترینگ”، “زحمت” پیاده کردن بخشهائی از مصاحبه را، داوطلبانه تقبل کرده اند. اما، جناب رئیس دانا در این مصاحبه نیز، بحث نکرده است، اختلاف سیاسی خود و حزب و جریان متبوع خود را، هر چند آمیخته با لحن ضدانسانی و نفرت شخصی، نه با منصور حکمت و نه با مبانی کمونیسم کارگری و مارکسیسم انقلابی، بیان نکرده است. از همان زمان که ایشان به ابراز وجود سیاسی روی آورده است، در هر جلسه ای، در هر گفتگو، با روزنامه و تلویزیون و در هر پانل که دوستان طیف سیاسی او در خارج کشور هم ترتیب داده اند، او همواره به کمونیسم کارگری اتهام زده است و پرونده جعل کرده است. و آقای بهزاد سهرابی با پیاده کردن همان بخش حاوی اتهام “وابستگی” کمونیسم کارگری به اسرائیل” و “ساواک”، یا از سر ساده لوحی و یا نارسیسم رایج در طیف “فعالان کارگری”، خود را شریک جرم کرده است. آقای رئیس دانا، اما، در این گفتگو نیز خود را لو داده است. ظاهرا این جمله جناب دکتر، مستقیما ربطی به موضوع مورد بحث او ندارد: ““مبارزین قدیمی هستند، مبارزان قدیمی ،مبارزان قدیمی ، اینها که پریروز افتادن تو دامن فرانکفورت و نمی دانم کمونیست اسرائیلی ها و اینها متولد نشده اند تو هوای خوب و افتابی اینها تو همین دود ، تو خود این دود زندگی کرده اند، ۳۵ سال ۴۰ سال ، قدیمی اند.” ایشان دارد به تعلق سیاسی خود به یک روایت از “سوسیالیسم”، تا ۳۵ سال ۴۰ سال پیش در جامعه ایران اشاره میکند. و آن سوسیالیسم، با مذهب توده ها و بورژوازی ملی و مترقی و اجزاء “خلقی” آن پس از همان ۴۰ سال پیش، و در دل تحولات سالهای بحران انقلابی ۵۷- ۱۳۵۶ به انتقادی کوبنده کشیده شد. و نه تنها این، بلکه ادبیات مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری عرصه را بر هر نوع سوسیالیسم خلقی و اسلامی- ملی و اردوگاهی تنگ کرد و ذهنیت نخبگان سیاسی جامعه ایران را شکل داد و مُسخّر کرد. حزب و جریان “قدیمی، قدیمی” ایشان، اما با همان توهمات خود، خود را کت بسته در اختیار جمهوری اسلامی گذاشت: توده ای هستم و همراه امام ماندگارم که ایام است به کام، با ریاست “محمد علی عموئی” از “رفقای” رئیس دانا، که به گفته او چنان به او اعتماد دارد که هر طومار و اطلاعیه ای را که نام عموئی را دارد، “ندید” امضا میکند، میزگرد وزارت اطلاعات برای نمایش اعتراف علیه وجدان خود با شرکت اکثریت قریب به اتفاق اعضای دستگیر شده رهبری حزب توده بر صفحه تلویزیونها به نمایش عمومی درآمد، و سپس اکثرا به جوخه اعدام سپرده شدند. عموئی اما، “ماندگار” شد و کماکان هست و یار غار و از بقایا و “یادگار” آن “قدیمی، قدیمی” های جناب رئیس داناست. و چه راه ساده تری جز متهم کردن کمونیسم کارگری به “کمونیسم اسرائیلی” وجود دارد که جناب دکترک خود را از زیر فشار آن سوسیالیسم و کمونیسم پس از ۴۰ سال پیش، رها کند و در کنار موجودی “ماندگاری” چون عموئی با آن پیشینه ننگین، خود را هم به جمع ماندگاران زیر ارتجاع اسلامی و اسلامیسم “ضد صهیونیستی” راضی کند؟ به نظر میرسد “استاد”، بشدت به بقاء رژیم اسلامی، باور دارد و این موجب یک “توهم” در مورد مسکوت ماندن ابدی کارنامه عملی و عواقب مخرب سیاسی آن نگاه ۳۵- ۴۰ سال پیش، به سوسیالیسم در ذهنیت او شده است. و اتهام وابستگی به “صهیونیسم”، البته انگار رمز بقاء و ماندگاری او هم هست. سوال این است که آیا این آدرس دادنهای رئیس دانا، موجب نمیشوند که در یک دوره بحران انقلابی دیگر، جامعه را به بازبینی دو ادبیات از بنیان متفاوت کمونیسم کارگری و مبانی اعتقادی و برنامه ای سوسیالیسم ملی – اسلامی و خلقی و اردوگاهی نیز، در دو دوره مختلف تا ۴۰ سال قبل؛ و دوره پس از برآمدهای انقلاب ۱۳۵۷ تشویق کند؟ بهر حال ایشان مختارند که در توهم به “ماندگاری” رژیم اسلام پابرهنه ها و سوسیالیسم “مستصعفان” و “ضد صهیونیست”، بر قطر پرونده اتهام زنی های خود بیافزاید. لابد، اگر عمر وفا کند، او یا پیه دفاع از پرونده سازی ها را به تن مالیده است و یا، شاید، همه کارنامه سیاه فالانژیسم توده ایستی خویش را به عنوان “توشه آخرت” به دیار باقی خواهد برد. ۷ ژانویه ۲۰۱۵ iraj.farzad@gmail.com Posted in: Uncategorized | No Comments » داریم به روزهای پر جنب و جوش “انقلاب ۵۷” نزدیک میشویم. “کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما”، شعاری بود که بر سر زبانها افتاد. ازهاری فرماندار نظامی و نخست وزیر منتصب شاه، بر صحنه تلویزیون ظاهر شد و با روحیه ای در هم شکسته اعلام کرد که کارگران شرکت نفت شریان نفت را بسته اند و از او و تانکهایش در خیابان کاری ساخته نیست. دستور تیراندازی به تظاهر کنندگان هم علیرغم پُشته ها بر کشته، و سازماندهی چماقداران از دهات و حاشیه شهرها، بی نتیجه مانده بود. مراکز اصلی شهرها و مردم با سواد و دانشجو و دانش آموز و کارمندان و حقوق بگیران ادارات صحنه را خالی نکردند، کارگر نفت ما، واقعا به موقعیت رهبری “سرسخت” انقلاب، اما متاسفانه فقط در “پائین”، انتقال یافته بود. جنگ در “بالا” و مبارزه بر سر قدرت سیاسی، انگار به طبقه کارگر مربوط نبود. شاید رهبران کارگری برای این بی تفاوتی خود، دلیلی هم داشتند. سازمان سیاسی و یا احزابی که آن رهبران کارگری یا هوادارشان بودند و یا احتمالا از اعضاء “پنهان” آنها، قرار نبود اهرم فشاری جز به قدرت نزدیک کردن جریاناتی باشند که بهر حال، هر چه بودند، ارتجاعی و یا واپسگرا و یا از صفوف “خرده بورژوازی سنتی”، ضد امپریالیست و مخالف صد در صد تولید کالاهای “بنجل” مصرفی و وارداتی بودند. و بدین ترتیب آن سرسختی در پائین و در صفوف طبقه، دریک رضایت خودفریبانه دسته جمعی در عرصه جدال سیاسی بر سر قدرت در “بالا”، هضم شد و برباد رفت. Posted in: Uncategorized | No Comments » |