Archive for the ‘Uncategorized’ Categoryمروری به مواضع سیاسی و “تئوریک” حمید تقوائی خصلت نمای مواضع و تزهای حمید تقوائی عدم انسجام و نا پیوستگی نهادینه شده آنهاست. امروز تزی کشف میکند که نه تنها با یک پروسه حداقل یک ماهه بی ربط است، بلکه حتی هر تز ظاهرا ابداعی پر از تناقض در خود است. آخرین مواضع پر از تناقض ایشان را میتوان در بحث “حزب در عرصه قدرت سیاسی” که به گفته خودشان بر “مبنای سخنرانی در پلنوم ۴۱” حزب کمونیست کارگری ایران تنظیم شده است دید. من در باره دلایل اینکه، دستکم بطور علنی، کمترین ملاحظه انتقادی در میان مستمعین این بحث را نشنیدم و ندیده ام، در ادامه توضیح مختصری خواهم داد و تعبیر شخصی ام را بیان خواهم کرد. مواضع متناقض حمید تقوائی، از فرط وفور، از جمله در این آخرین بحث ایشان، نیاز به یک جدل کشاف را برطرف میکند. من فقط به یکی از این موارد، اشاره ای میکنم. حمید تقوائی چنین گفته است: ” تحولات سوریه تا آنجا پیش رفت که یک نیروی کمونیستی میباید اسلحه بر میداشت و جلو می افتاد. چنین نیروئی نبود و اسلحه را سلفی ها برداشتند. و نتیجه این شد که می بینیم. اما تا آنجا که به دست بردن به اسلحه در برابر رژیم اسد مربوط میشود این یک ضرورت بود و این در تئوری و استراتژی ما کمونیستها هست. ما کمونیستها باید به پیشوازش میرفتیم. کمونیسم باید میافتاد جلوی صف. اگر کمونیسم کارگری در سوریه حضور داشت باید جلو می افتاد و میرفت و رهبری ارتش آزاد را بدست میگرفت. … Posted in: Uncategorized | No Comments » برمبنای مصاحبه با رادیو سپهر، ۱۹ دسامبر ۲۰۱۳ اوکراین این روزها صحنه یک زورآزمائی راست افراطی و مدافعان متحدین فاشیسم در جریان جنگ دوم حهانی برای الحاق این کشور به اروپای واحد بود. زمینه این تحولات شاید به انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۴ برمیگردد. در جریان آن انتخابات، علیرغم تمامی حمایتهای غرب، کاندید مورد حمایت “دمکراسی” و مدافع سرسخت “شورشیان باندرا” یا “گروه ملی گرایان اوکراین” که متحد فاشسیم هیتلری در جریان جنگ دوم جهانی بودند، ویکتور یوشچنکو، رای نیاورد. اما دنیای دمکراسی به نتیجه آراء تن نداد و محرک حرکتی شدند که آن را “انقلاب نارنجی” نام گذاشتند. انتخابات ملغی اعلام شد و در دور بعدی با نظارت “ریچارد لوگار” ، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا، تجدید انتخابات شد. این بار در پس غریو ارتجاع “انقلاب نارنجی” و این خیزش “توده ای” ضد کمونیستی، جناب یوشچنکو، را از صندوقهای رای در آوردند. در فاصله کوتاهی پس از تکیه بر قدرت، “باندرا” به عنوان مظهر و قهرمان ملی اوکراین از جانب یوشچنکو اعلام شد. انقلاب نارنجی، اما هنوز تا پایان رسالت خود، راه درازی پیش رو داشت. “فدراسیون روسیه” که متکی به یک بورژوازی نوپا در روسیه و با اتکاء مافیای قدرت اقتصادی این طبقه از دل دوران فروپاشی جهان دوقطبی سربرآورده بود، تماما سنت های محافظه کارانه سرمایه داری دولتی و خاکستری را بسرعت پشت سر نهاده بود و بر زمینه بحران فزاینده ای که بویژه با فروپاشی جهان دوقطبی در مهمترین کشورهای غرب و آمریکا روی نموده بود، به عنوان یک قدرت رو به عروج قد علم کرد. میلیاردرهای سابفا “کمونیست” و روسای سابق کی. جی. پی و باندهای در حاشیه آنان، نه فقط در روسیه و در قلمرو “فدراسیون روسیه”، که در اروپا و آمریکا دست به سرمایه گذاریها و “خرید” های بزرگی زدند. چند باشگاه معروف تیم فوتبال حرفه ای انگلیس، از جمله باشگاه “منچستر سیتی” و چند باشگاه تیم بسکتبال حرفه ای آمریکا، NBA، از جمله باشگاه “بروکلین” توسط سرمایه داران بورژوازی نوپای روسیه خریاداری شدند. در قلمرو خود روسیه، تلاش برای راه انداختن و سازماندهی یک حرکت تماما ارتجاعی اسلامی، چچن، ناکام گذاشته شد و چچن به عنوان منطقه تحت حاکمیت روسیه فدرال تثبیت شد. با اینحال بورژوازی غرب و آمریکا، هنوز در دوران توهمات ارتجاعی دوران جنگ سرد زندگی میکردند و در خیالات خود برای امحاء هر نشانی از بازمانده های جهان “کمونیسم” و “توتالیتاریسم”، در پی تدوین سناریوهای دیگری بودند. این “فرصت” با بحث و سوال “قرارداد اقتصادی و بانکی” با اروپای واحد و بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، آری یا نه، فراهم شد. Posted in: Uncategorized | No Comments » با عمر احمدزاده در رادیو صدای انقلاب ایران( رادیو کومه له) از اوائل سال ۱۳۶۳ به مدت بیش از یک سال همکار بودم. آشنائی از نزدیک من با عمر از همین دوران آغاز شد و با آرمانها و اهداف سیاسی و فکری و فرهنگی همان دوره ها گره خورد. تاریخ و سابقه و پیشینه گذشته ما در دورانهای قبل هر چه بود، آنچه حتی در ابعاد شخصی، پیوندهای عاطفی مان را محکم تر میکرد، همان باور و اعتقاد قلبی به فعالیتی بود که به آنها باور داشتیم. عمر احمدزاده، اما، انگار مهارت زیادی در عجین کردن سیاست با متن زندگی و مناسبات انسانی و صمیمانه داشت. برداشتن مرز و حدود مناسبات شخصی و خانوادگی در رفاقت های سیاسی از جانب عمر، چنان بدیهی به نظر می آمد که انسان های پیرامون و همکار با او خود را عضوی از خانواده او حس میکردند. مرگ او برای من بسیار سنگین بود. میدانستم که پس از مرگ پسر نوجوان او “نه به ز”، تکیه گاه عاطفی محکمی برای فرزندانش زردشت و یادگار و رزگار و بویژه پناهگاهی برای پروانه خانم، همسر محترم او و مادر داغدیده نه به ز خواهد بود. از این نظر، مرگ عمر با تمام سنگینی اش بر ما همه دوستان و یاران قدیم و جدید او، بر این نزدیکان گران تر خواهد بود. امیدوارم این عزیزان، زیر بار این فقدان بزرگ، کمر راست کنند، و با همان روحیه ای که عمر را به “ادامه زندگی” امیدوار ساخت، پنجه در پنجه غم و اندوه افکنند. از صمیم قلب به پروانه خانم، زردشت، رزگار و یادگار و نسلیت میگویم. ۶ دسامبر ۲۰۱۳ ایرج فرزاد و از طرف فهیمه قطبی Posted in: Uncategorized | No Comments » بر مبنای مصاحبه روز ۱۴ نوامبر با رادیو سپهر طوفان “هایان” در فیلیپین خسارات انسانی بسیاری را در پی داشت. صحنه ها، حتی در دوردست ها و پشت صفحه تلویزیون، و در جائی که مستقیما خود و نزدیکان قربانی فاجعه نبود، نه باورکردنی بود و نه قابل تحمل. و چه بسا وحشتناکتر که بطرز فلج کننده ای انسان شاهد و ناظر “ناتوان” سرنوشت فاجعه بار خود و شهروندانی باشد که در برابر نیروی “ظاهرا” قهار طبیعت، هیچ کاری از دستش بر نمی آید. قبلا طوفانهائی از جمله “کاترین” موجب تلفات انسانی بسیاری شده بود. میگویم “ظاهرا” نیروی قهار طبیعت، چرا که در واقع دلیل ناتوانی بشر در مهار این نیروهای بازهم ظاهرا طبیعی، حقایق تلخ تر و کاملا متفاوت تری با همین شکل بیرونی مصیبتها ها را برای ما حکایت میکنند. Posted in: Uncategorized | No Comments » بر اساس مصاحبه با رادیو سپهر، ۳۱ اکتبر ۲۰۱۳ در برنامه های هفتگی مصاحبه با رادیو سپهر، سیر تحولات آتی در پی “انتخابات” در کردستان عراق را مورد ارزیابی قرار دادم. گفتم که در انتخابات مذکور، جریان اتحادیه میهنی، حزب جلال طالبانی، برخلاف انتخابات پیشین با “لیست مشترک” همراه با حزب دمکرات کردستان عراق، حزب خانواده و عشیره بارزانی، ظاهر نشد و در نتیجه از نظر رده بندی پس از جریان موسوم به “تغییر”، در مرتبه سوم قرار گرفت. از منظر، “داخلی”، یعنی میزان سهم در قلمرو “اقلیم کردستان عراق”، توازن نیروها بر هم خورد و حزب تحت رهبری ایل ملامصطفی بارزانی در موقعیت بالاتری قرار گرفت. این مساله بطور مستقیم بر کلیه جریانات مختلف کردستان ایران که در حوزه اقلیم کردستان عراق مقر و اردوگاه دارند، بویژه بر جریاناتی که در منطقه تحت قیمومیت سنتی اتحادیه میهنی فعالیت دارند و کمک های مالی خود را از اتحادیه میهنی، اساسا به وساطت و “توصیه” جلال طالبانی دریافت میکردند، تاثیر بلافصل خواهد داشت. موقعیت رو به افول اتحادیه میهنی، فقط یک شکست صرف در آن “انتخابات” نبود و نیست. وزن طرفهای رقابت سنتی توزیع “فیفتی- فیفتی” قدرت، کاملا به رابطه سیاسی و اقتصادی آنها با دولتهای منطقه، بویژه با رژیم جمهوری اسلامی و ترکیه وابسته است. کاملا روشن است که با توجه به مرز گمرکی ترکیه با منطقه تحت سیطره بارزانی، و منابع حاصل از این بزرگراه بازرگانی ترکیه و اروپا با کردستان عراق و سراسر عراق و بخشی از کشورهای حوزه خلیج فارس، حذف اتحادیه میهنی از لیست “توافق” و بند و بستهای تاکنونی بر سر تقسیم و سهمیه بندی “پست” و مقام، چه در سطح عراق و چه بویژه در کردستان عراق، با عواقب کاملا متفاوتی روبر خواهد شد. اولین تاثیر آن، افزایش حدود نفوذ دولت ترکیه و کم اهمیت شدن رابطه و قول و قرارهای علنی و پشت پرده اتحادیه میهنی با رژیم جمهوری اسلامی است. Posted in: Uncategorized | No Comments » برمبنای مصاحبه با رادیو سپهر، ۱۰ اکتبر امسال جایزه فیزیک نوبل به پیتر هیگز از بریتانیا و فرانسوا انگلرت از فرانسه تعلق گرفت. دلیل این انتخاب نقشی است که این دو نفر و بویژه هیگز در کشف کوچکترین ذره جهان مادی داشته اند. در نتیجه افزایش شتاب و سرعت پروتونهای موجود در اتم، تا سطح سرعت نور و در نتیجه برخوردی که در این پروسه بوجود آمد، مشخص و تایید شد که تمام ذره های بنیادی اتم، پروتون و پوزیترون و الکترونها از شش ذره و واحد های دیگر با نام کوارک و لیتون تشکیل شده اند. به این ترتیب گام مهم دیگری در راستای تئوری تکامل، بیگ بنگ و انفجار اولیه، و تئوری گسترش پیوسته کل مجموعه جهان و یونیورس به جلو برداشته شد. Posted in: Uncategorized | No Comments » بر اساس مصاحبه با رادیو سپهر، ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۳ همزمان با سفر روحانی به نیویورک به منظور شرکت در نشست سازمان ملل، بحث آب شدن یخ ها در روابط رژیم جمهوری اسلامی با دولت آمریکا، بار دیگر به جلو صحنه پرتاب شد. این بار، بحث از این بود که روحانی حمایت خامنه ای و تعدادی از مقامات “ارشد نظام” و نیز برخی از “امام جمعه” های نماز جمعه را با خود دارد. به نظر چنین می آمد که در یک توافق غیر رسمی بین رسانه های غرب و جناحهائی از رژیم اسلامی و نیز بخشهائی از طیف طرفداران “مسالمت” و “خشونت گریز”، فضا قدری حماسی و شورانگیز و به درجه ای متمایز با دوره های پیشین، بویژه متفاوت با دوره “دیالوگ تمدن ها” ی خاتمی تصویر شود. از قبل، انگار که حادثه ای معجره آسا در حال اتفاق است، همه این طیفها بر بلیط بخت آزمائی ای که عنقریب برنده اعلام خواهد شد، یعنی “فرصت” دیدار “تصادفی” اوباما و روحانی در جریان نشست های مذکور سرمایه گذاری کردند. نفس آن تماس، چه تصادفی و چه دیپلوماتیک و “احتمال” وقوع لحظه شورانگیز “چاق سلامتی” بین اوباما و روحانی به عنوان “نقطه ای تاریخی” در حال تیک تاک بود. قبلا خامنه ای کلید چراغ سبز “نرمش قهرمانانه” را زده بود. دیدار “اتفاقی” که قرار بود Posted in: Uncategorized | No Comments » یادداشتهای روزانه ۵۴- پنجم سپتامبر ۲۰۱۳ ایرج فرزاد جمال بزرگپور در دفاع از “اجتماعی” و “موثر” عمل کردن کومه له در ماجرای “کنگره ملی کردستان”، اندر حاشیه ای بودن جریانات “کارگری و کمونیستی”، مواضع یک “انزوای کمونیستی” را دستمایه قرار داده است تا نشان بدهد که برخلاف تاریخ و بر خلاف تمامی دیگر ملیت ها و قومیتها و اتنیک های محلی موهوم و یا واقعی، در مورد استثنائی “کرد”، فاشیستها و جنایتکاران جنگی، حق آب و گل دارند. عنوان نوشته جمال بزرگپور این است: “چرا شرکت کومەلە در کنگرە ملی قابل پشتیبانیست؟ نقدی بر مواضع و عملکرد اخیر حزب حکمتیست!” Posted in: Uncategorized | No Comments » در برنامه امروز، در باره دو مساله بحث شد: اوضاع جاری در سوریه و احتمال خطر دخالت نظامی غرب و ناتو و آمریکا به بهانه استفاده دولت سوریه از کاربرد گازهای سمی و ؛ موضوع “کنفرانس ملی کرد” و حواشی پیرامونی آن. در مورد سوریه به این واقعیت باید اشاره کرد که علیرغم ظرفیت دولت بشار اسد برای احتمال دست داشتن در کاربرد سلاح شیمیائی، اما واقعیت ها دلیل بر این اند که گازهای سمی از جانب اپوزیسیون مورد حمایت غرب مورد استفاده قرار گرفته اند و “بهانه” حمله نظامی به سوریه این بار بسیار دست سازتر و ناشیانه تر از دروغ بزرگ دسترسی دولت بعث به سلاحهای کشتار جمعی است که دلیل زیر و رو کردن کل شیرازه مدنی جامعه عراق در پی بمباران و لشکر کشی دولت بوش در سال ۲۰۰۳ بود. Posted in: Uncategorized | No Comments » در برنامه امروز، پنجشنبه ۲۲ ماه اوت، اوضاع مصر، پس از قرق کردن فضای سیاسی توسط ارتش مصر، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. ارتش مصر با اعلام حکومت نظامی، و یورش بیرحمانه و بی ملاحظه به تظاهرات و تحصن هواداران مرسی و کشتار صدها نفر، در حقیقت با یک تیر دو نشان را هدف گرفت. سیبل ظاهرا “خطر” اسلامیست ها و اخوان المسلمین و نگرانی از حاکم شدن قوانین شرع بر مصر بود. اما، خطر واقعی تر تبدیل شدن شهرها و مراکز بزرگ کشور مصر به محل تصمیم گیری های سیاسی؛ و روند رو به رشد اعتماد به نفس مردم در رابطه با سلطه سیاسی و دولت و بنیانهای اساسی آن، ارتش، دادگاهها و بوروکراسی و میراثهای “اسلام” در این کشور “عربی” و “اسلامی” بود. ارتش مصر در پوشش دفاع از جنبش “تمرد”، و در دفاع ظاهری از “خیابان” در تصمیمی که بی شباهت به کودتاهای امثال ژنرال پینوشه نبود، کلا خیابان و مردم حاضر در صحنه آنها را مشمول حکومت نظامی کرد. سوال این است که آیا با توجه به کارنامه حکومت اسلام سیاسی در ایران و نمایش بی پرده ماهیت ضدانسانی جنبش ها و حرکات اسلامی در منطقه و جهان، جریان اسلامی در مصر و مشخصا اخوان المسلمین در موقعیتی هست که بتواند به یک پاتک اسلامی و براه انداختن نوعی جریان عملیات انتحاری دست بزند؟ این سیر تحول دور از انتظار است و به نظر میرسد که جریان اسلامی در مصر در یک پروسه طولانی تر و جنگ فرسایشی ارتش مصر، به تدریج در سیر رویدادها هضم میشوند. با اینحال این هنوز به این معنی نیست که ارتش مصر که در واقع مردم را بخاطر ساقط کردن حکومت حسنی مبارک مجازات کرده است و از آنها بخاطر تحرکات میدان تحریر انتقام میگیرد، قادر خواهد شد که میراث ها و “سنت باستانی” فراعنه و یا سنن “نوین” سادات و حسنی مبارک را احیا و ابقا کند. ارتش که خود فاکتور مهمی در اقتصاد مصر است، تا ایجاد امنیت لازم برای توریسم مصر و برقرار نمونه سوگلی دمکراسی نوع پینوشه ای و حکومت جونتاهای مورد حمایت غرب و آمریکا، و حتی ایجاد نوعی از حکومت “اسلام معتدل” نوع ترکیه، بسیار فاصله دارد. طی این همه سال پس از دوران سیاه حاکمیت ژنرالها و کودتاچیان دست آموز سیا و ام. آی. ۶، هم مردم تغییر کرده اند و هم دوره ابهت و مقام ژاندارمی بورژوازی غرب و آمریکا سیر افول را طی کرده است. چشم انداز سلطه چکمه پوشان ارتش مصر، علیرغم بیرحمی و نمایش تانک و هلیکوپتر توپدار علیه مردم خیابان، و اعاده حیثیت از؛ و آزادی حسنی مبارک، چندان هم روشن و مطمئن نیست. برای شنیدن برنامه امروز، لینک زیر را کلیک کنید: http://www.radiosepehr.se/interviews/2013/IrajFarzad130822.wma Posted in: Uncategorized | No Comments » |