به سایت ایرج فرزاد خوش آمدید


Posted by at 10 June , 2022

 

رفقا بحث کنترل کارگرى و رابطه‌اش با مواضع بلشویکها را من از این جهت انتخاب کردم که بنظر من یک گوشه مهمى از تجربه شوروى است و یکى از مسائل مهمى است که انحرافاتى که بعداً انقلاب اکتبر به آن دچار میشود را در این رابطه توضیح میدهند و یکى از پایه‌هاى هر نوع نقد جامع شوروى بحث کنترل کارگرى است. ما در برنامه خودمان یک خواست اینطورى داریم که کنترل کارگرى توسط شوراها در تمام سطوح. اگر همینطور این برنامه را بدست ما بدهند و در بحران انقلابى یا در فرداى یک انقلاب پیروزمندى رهایمان کنند من فکر میکنم هر کدام ما یک نوع کنترل را تبلیغ میکنیم و  هر کدام ما یک نتیجه‌گیرى از این بحث کنترل میکنیم. این همان واقعیتى است که در روسیه هم اتفاق افتاد. یعنى تفسیر مسأله کنترل کارگرى به اَشکال مختلف و اینکه بالأخره چه تفسیرى تثبیت شد و جا افتاد، محور بحث است. الآن اگر خود برنامه حزب کمونیست بنا بود براى رهنمود دادن به ما کافى باشد و اگر بنا باشد فقط بر آن مبنا برویم چیزى بهتر از آن از ما در نمیآید، شخصاً اینطور فکر میکنم. هر کس میتواند پیش خودش فکر کند این کنترل کارگرى یعنى چى؟ و من اینجا سعى میکنم بگویم براى بلشویکها به چه معنى بود؟ براى منشویکها به چه معنى بود؟ براى آنارشیستها به چه معنى بود؟ و آن چیزى که واقعاً عملى شد چه بود و تا چه درجه میشود یک موضع مستقل کمونیستى را این وسط پیدا کرد؟


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 9 June , 2022

همراه با یک دیالوگ و جدل سیاسی سالم پیرامون این نوشته

جامعه ایران در جوشش و غلیان است. مردم دائما در خیابان اند و اعتراض میکنند. تجمعات هر روز به شهرها و نقاط مختلف ایران گسترش می یابد. کمپینی براه افتاده است در تقابل با شعار “سلام فرمانده”، با عنوان “تفنگ ات را زمین بگذار”. “مقام معظم”، این بار دیگر به “فتنه” اشاره نمیکند. چه، وقتی گوشه چشمی به خروش خشم مردم دارد، میفهمد که مردم این اعتراضات را با استفاده از شکافهای بالا، عمدتا  در ایام “انتخابات”، سازمان نداده اند. این اعتراضات، بطور اخص پس از خیزشهای شهری سالهای ۹۶ و ۹۸ مستقیما به مطالبات مردم متکی است. چه، از سوی دیگر میدانند که سپاه اسلام در رویاروئی با مردم قادر نیستند به تئوری توطئه “استکبار جهانی” و یا شیطنت “صهیونیستها” چنگ اندازند. فلان مسئول قوه قضائیه گفته است که نمیتواند برای مردمی که بخاطر نان اعتراض میکنند، پرونده امنیتی و یا وابستگی به نیروهای دشمن، تشکیل بدهد.

 
Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 8 June , 2022

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 29 May , 2022

جناب “محسن حکیمی” تیتر آخرین نوشته خود را چنین انتخاب کرده است:

 کانون نویسندگان ایران: گذشته، حال، آینده”

از همان شروع نوشته فلسفه انتخاب آن تیتر را توضیح داده است:

عنوان این مقاله را از نوشتۀ کارل مارکس به نام «اتحادیه‌های کارگری: گذشته، حال، آینده» گرفته‌ام

اما به نظر میرسد آن تیتر، میبایست، سوتیتر “پنجمین” سلسله نوشته های قبلی ایشان، یعنی “ آغاز دگردیسی کمونیسم مارکس” باشد. آن عنوان اگر چه “آغاز” چنان دگردیسی ادعائی را توصیف میکردند، با این آخرین نوشته میبایست “پایان” می بود. چرا که “انتقال” کمونیسم مارکس به بستر جنبش های طبقات دیگر، به جنبش “استقلال طلبی” نویسندگان و ادباُء و شعرای کشورهای “توسعه نیافته”، که “کانون نویسندگان” آقای حکیمی را هم میپوشاند، سالها پیش و پس از شکست انقلاب اکتبر، “آغاز” شده بود. دگردیسی کمونیسم مارکس به جنبش دهقانان، به “جنگ توده ای” علیه امپریالیسم و در راستای استقلال و کشور صنعتی را اکنون دیگر به طور شاخص در چین، میبینیم.

“بر گرفتن” تیتر آخرین نوشته محسن حکیمی از یک نوشته مارکس، شاید یکی از حلقه های پایانی آن “گسست” در میان ادباء ایران است. ادامه تلاش ها در جهت تکمیل آن انتقال طبقاتی کمونیسم مارکس به بستر آرمانهای “صنف” نویسندگان میهن آقای حکیمی.

ایشان هیچ نیازی به فلسفه بافی و نگارش جملات پرطمطراق نداشتند که کاغذ سیاه کنند تا جوهر تعلق سیاسی خویش را به آرمانهای شعرا و ادبا و نویسندگان هنوز ماتم گرفته از سرنوشت مشروطه را در پرده نفرت پراکنی از لنین و  تکفیر برداشت لنینی از مارکسیسم به مخاطبان خویش ارائه بدهد.

خیر جناب حکیمی! کمونیسم مارکس، تئوری صنف ادبا کشورهای “شرق” نیست، این “برگرفتن” تیتر نوشته از یک نوشته مارکس، تلاشی از سر استیصال در ناکامی شما در جهت انتقال طبقاتی کمونیسم مارکس به بستر بخش کوچکتری از صنف نازنین و وسیعتر، گرچه سرشار از رقابت و کشمکش و نارسیسیم ذاتی و بحث های خاله زنکی، بر سر “نام”  و جایگاه “من” در صندلی ادباء و شعرا کانون نویسندگان شما است. چه، به باور من نیک میدانید درست در شرایطی که طیف وسیعی از اقشار جامعه ایران، آنهم تحت اختناق و سرکوب خونین رژیمِ “مستقل از امپریالیسم” اسلام سیاسی، به ادبیات جهانی دسترسی دارند، میخوانند و ترجمه میکنند، در شرایطی که آثار مارکس، کاپیتال او، به زبان فارسی هم در دسترس جامعه است، کسی با فیلم و فیلم نامه “گاو”(چوب بدست های ورزیل) و ادبیات شاگردان مکتب آل احمد و “غرب زدگی” او، این “مانیفست” تمامی طیفهائی که در حسرت ایام سپری شده مشروطه و مشروعه، هنوز که هنوز است زانوی غم بغل گرفته اند، در این روان درمانی، “سنتی و اصیل”، شرکت نخواهد کرد.

این تقلاها ممکن است برای امثال حکیمی و کانون نویسندگانش نوعی تسکین و در همان حال تخدیر با نوستالژی های موهوم و خرافی گذشته ها باشد، اما قطعا قصد و نیت اصلی این جماعت  برای مسموم کردن اذهان کنجکاو نسلی انقلابی و آگاه و مسلط به ادبیات مدرن و پیشرو “غیر شرقی”، ابدا کار ساز نیستند. این نسل را که ابدا بدهکار پدر خوانده های نسل روشنفکران و ادباء هنوز مشروطه خواه نیستند، نمیتوان “فرمانبر و پارسا” فرض گرفت.

 با این شیوه های عقب مانده و این شیون و شام غریبان بازی ها، هر گز قادر به پر کردن این شکاف نسلی نخواهند بود.  

 ایرج فرزاد

۲۹ مه

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 19 May , 2022

دو اتفاق، یکی ظاهرا “غیر سیاسی” و کم اهمیت در ایران و دیگری اتفاق مُهمِ  باخت حزب اله در انتخابات اخیر لبنان نیاز به یک ارزیابی عمیقتر و فرا رفتن از سطح نگاه ژورنالیستی دارد.

  خبر دوم، در حقیقت مُهر پایانی بر داعیه پان اسلامیسم و اهرم فشار اسلام سیاسی در ماوراء مرزهای ایران بود. این خبر در مهمترین عرصه “برون مرزی” و جائی که اسلام سیاسی همزمان با انقلاب ۵۷ بر آن سرمایه گذاری کرده بود، پایان قطعی تثبیت نوعی “جدید” قدرت در معادلات سیاسی، لااقل به عنوان یک جریان “منطقه ای” بود. اسلام سیاسی در هیات پان اسلامیسم در این مهمترین نقطه قدرت خود، یعنی لبنان و در “جنوب لبنان” که پایه “توده ای” اش را در “جهان عرب” و بیخ گوش اسرائیل با کمک بیدریغ جمهوری اسلامی از هر لحاظ، برپا کرده بود، در انتخابات اخیر باخت. زعمای اسلام سیاسی به این ترتیب با این حقیقت مواجه شدند که پان اسلامیسم چندان هم  “غیر قابل اغماز” نیست. لاجرم در دنیای واقع، سالها پیش و قبل از وضعیت رو به انقراض حزب اله لبنان، رژیم اسلامی همه نیروهایش را بر حفظ قدرت “داخل” متمرکز کرد.


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 14 May , 2022

 رژیم جمهوری اسلامی شیرازه مدنیت جامعه ایران را از هم پاشانده است. در ابتدای عروج جریان پان اسلامیستی در ایران، سران اسلامیستها مترصد این بودند تا در برابر شکست انواع رژیمهای پرو غرب و تعقیب مدل توسعه کاپیتالیسم غربی، در کشورهای “جهان سوم”، یک بدیل اسلامی نه فقط در ایران که عمدتا در منطقه خاورمیانه ایجاد کندد. اولین نقطه حرکت اسلامیون، اما، میبایست به هر نشانه ای از مقاومت و ایستادگی در رابطه با تحکیم قدرت در سطح جامعه ایران، در بیرحمانه ترین شکل ممکن پایان دهند. در اوائل و تا مقطع خرداد سال ۱۳۶۰، سران اسلام سیاسی، گرچه توانسته بودند در متن انقلاب سال ۵۷ چنین نشان بدهند که این مردم “مسلمان ایران” بودند که جمهوری اسلامی را، به قدرت رساندند، اما هنوز یکدست نبودند. بخش زیادی از اپوزیسیون چپ و شبه سوسیالیست تا حد زیادی به معنی دقیق کلمه به این توهم دچار شدند که آری قدرتگیری اسلام سیاسی، واقعا پیروزی “ملت اسلامی” بر امپریالیسم و تحقق رویای “استقلال” و نوستالژیهای ایام مشروطه بود.


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 10 May , 2022

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 3 May , 2022

آقای رضا مقدم، در یک سری شوهای تصویری و کتبی به بازخوانی ریشه های ” ترک صفوف کمونیسم کارگری”  پرداخته است.

اما اینکه طی ۲۳ سال پس از تولد دگر باره این جماعت با عروج جنبش دوخرداد، مدام روایات متفاوت و متناقض را بلغور میکنند، خود نشانه این است که در پنهان کردن ریشه اصلی کناره گیری و استعفا از جنبش کمونیسم کارگری ناتوان و عاجز مانده اند.

 قدم به قدم و موضع به موضع، نه با توجیهات و دروغپردازیها، که با عین رفتار و گفتار و ” تز”های آنان، باید علل زمین خوردن ها را “بازخوانی” کرد.


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 10 April , 2022

آقای محسن حکیمی، بار دیگر و این بار به شیوه دیگری، مواضع خود علیه لنین و انگلس را به نمایش گذاشته است.

این جناب “دورینگ” ایرانی، اما، به این توهم دچار شده است که گویا کسی نمیتواند علل و ریشه های اجتماعی و سیاسی رویکرد ضد لنینی- ضد لنینیستی او را رد یابی کند.

او در آخرین نوشته خویش و در مورد “اختراع”، “مارکسیسم” و دستکاری “نظریه” مارکس توسط انگلس، این ناشیگری آماتور را چنین فرموله کرده است:


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 7 April , 2022

توضیح بر متن پیاد شده این مباحث:

نوارهای صوتی بحث منصور حکمت در ۱۵ تیر ماه سال ۱۳۶۴-۱۵ ژوئیه ۱۹۸۴- اند که رفیق عزیز، «دنیس مر» زحمت پیاده کردن و مقابله اولیه را به درخواست من بر عهده گرفت. همینجا برای چندمین بار از رفیق دنیس گرامی نهایت تشکر را اعلام میکنم.

متن پیاده شده، بار دیگر و در چندین نوبت توسط من مقابله و ادیت شده اند. لازم است توضیح بدهم که ترتیب متن پیاده شده به همان روال بحث در نوارهای صوتی نیست، بلکه نکاتی را که در بخشهای مختلف بحث آمده اند، به زیر عنوان بحث مربوطه منتقل کرده ام. بعلاوه در متن موجود، در تبدیل لحن گفتاری به نوشتاری، تغییراتی را در ترتیب جملات و کلمات منظور کرده ام و به جای ضمائر بکار برده شده، خود اصل منظور نظر را وارد کرده ام. با اینحال باید اضافه کنم که من در محتوا و منظور منصور حکمت در جملات، با اینکه متن پیاده شده، عینا همان نیستند که گفته شده اند، هیچکونه تغییری نداده ام. و بخشهائی را که تکراری بودند، حذف کرده ام. و این را با توجه به اینکه من شخصا بسیار با شیوه بیان او آشنائی دارم، مجاز دیدم. با اینحال مسئولیت صحت و سقم این متن تماما بر عهده من است.  زیر نویسها را همگی من اضافه کرده ام.در متن پیاده شده به بحثهای مورد اشاره منصور حکمت، لینک اضافه کرده ام. 

مباحث منصور حکمت، بسیار عمیق اند. بحث او در مورد کلیشه سازی از احکام مارکسیستی، در باره مطلوبیت و یا عدم مطلوبیت اسلام سیاسی برای سرمایه داری، در باره عدم امکان «متعارف» شدن تولید کاپیتالیستی تحت سیطره اسلام سیاسی، که طی سالها بعد نیز به آنها مراجعه و تکامل داده است، واقعا خیره کننده اند.

این مباحث بسیاری را که یا با موج انقلاب ۵۷ با حزب کمونیست آمدند، و یا در دوره آستانه فروپاشی دیوار برلین، با کمونیسم کارگری همراه شدند، وقتی آن امواج فروکش کردند، «به خویش» و یا منشویسم سنت دار و کارگر پناه بازگرداند. کافی بود که دو خرداد به میدان بیاید تا بار دیگر ایده و اسطوره بورژوازی ملی و مترقی، حامل «متعارف» سازی سرمایه داری در «ایران» تلقی شود. خیل وسیعی که با موج انقلاب ۵۷ و در سایه «جنبش مقاومت خلق کرد»، حتی تازه به سیاست قدم گذاشته و تحت آن اوضاع مادی و اجتماعی، خو را «کمونیست» نامیده بودند، با فروکش فضای آن دوران، به «کرد» بودن خود به عنوان هویت سیاسی و «حق تعیین سرنوشت ملت کرد» به عنوان سایه ای از ایام کمونیست شدن خویش و حتی در خوشبینانه ترین حالت، چون یک اصل و بنیان سوسیالیسم، چسپیدند.

در این نوارها بروشنی می بینید که بحث «تشکیل» یک حزب کارگری، با تشکیل کنگره موسس حزب کمونیست ایران، تازه آغاز راه بود. اینکه کمونیسم را باید از نو به میان طبقه «منتقل» کرد، را خیلی از آن لایه، بروی خود نیاوردند و گفتند و تکرار کردند که «دوخرداد» و «جنبش کرد»، نشان داد که نمیتوان چنان حزب کمونیست کارگری را ساخت و بنیان گذاشت. بحثها را چنان تعمیم دادند که حتی بر عقایدی که در ایام براه افتادن مبارزه نظری علیه پوپولیسم و انواع سوسیالیست های خلقی، به آن «آویزان» شده بودند، مهر باطل کوبیدند. این نوارها و انتقادات و کینه توزیهائی را که علیه مبانی کمونیسم کارگری براه افتاد بخوانید تا متوجه شوید که روند «کمونیسم کارگری» در مبارزه علیه انواع سوسیالیسمهای بورژوائی، خرده بورژوائی و خلقی و کارگر پناه، «ادامه» دارد.

با سپاس مجدد از رفیق دنیس عزیز.

ایرج فرزاد:     ۲ آوریل ۲۰۲۲

 
Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »