به سایت ایرج فرزاد خوش آمدید


Posted by at 1 June , 2016

آقای رضا رخشان هم در باره شلاق خوردن کارگران معدن طلای آق دره، از “موضع کارگری”، چند رهنمود واقعا راهگشا داده است.

ایشان نوشته اند: “اگر درد شلاق شدید است، اما زود گذر است” و بلافاصله اضافه کرده اند “هر چند نفس همین شلاق در هیچ قاموس و ایدٸولوژی نمیگنجد” و “محکوم” است، اما چون بهر حال از موضع او: “کارگران تحقیرهای بیشتر از این هم زیاد دیده اند”، شلاق خوردن کارگران جای اعتراض چندانی نیست. ایشان میفرمایند حسرت و حرمان های کارگران از “صد شلاق خوردن بد تر است”. از این مساله فعلا صرفنظر میکنم که حکم اسلامی شلاق و تازیانه، فقط محدود و منحصر به کارگر نبوده است و؛ بلکه معلم و شاعر و هنرمند و ورزشکار و…را هم همراه با تبه کاران و “اراذل و اوباش” و مجرمین علیه “عفاف و حجاب”، یک کاسه  مشمول این بربریت و رافت و عدالت اسلامی شده اند.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 24 May , 2016

گفته شد که “سینمای ایران” با کسب دو جایزه برای شهاب حسینی و اصغر فرهادی در جشنواره کن، یکی از موفق ترین حضورهای خود در آن فیستیوال را “تجربه” کرد.

من، اما برخلاف “سینما” در “ایران” احساس خوشی نداشتم. تصور میکنم بسیاری از شهروندان جامعه ایران و وجدانهای بیدار در سراسر جهان به نحوی با این احساس تلخ من شریک اند. مگر میشود از سینمای کشوری آمد که میزان حداقل دستمزد رسمی کارگر از حد یک چهارم خط فقر پاٸین تر باشد و رفت روی “فرش قرمز” و به جهانیانی که آن صحنه را دیدند، حتی در یک جمله مبهم نگفت که انسان، زن و مرد، کودک و بزرگسال و کارگر و بیکار، و هنرمند و نویسنده در چه جهنمی زندگی میکنند؟


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 16 May , 2016

در باره انتشار صورتجلسات کنگره اول، اظهار نظرهای مختلف انجام شده است. رفیق عزیز، ریبوار مصلح، نیز زوایاٸی از نگرش و مُتد خویش را طرح ساخته است. ریبوار، یک نوشته هشت سال پیش خود را با این مقدمه بازتکثیر کرده است:

” کتاب {مباحث “کنگرەی اول کۆمەڵە”} بە ویراستاری ساعد وطندوست و ملکە مصطفی سلطانی، علامت دیگریست کە تلاش ناسیونالیسم برای مصادرەی دستاوردهای کمونیستی کۆمەڵە ادامە دارد. منهم مناسب دیدم کە عجالتا، این نوشتە را بازپخش نمایم تا اگر لازم شد، بازهم در بارەی این کشاکش، بنویسم، در فرصت دیگری بە آن بازگردم.

“(مصلح ریبوار ۵ مه ۲۰۱۶، خط تاکیدها همه جا از من است)

من بسیار خوشحال خواهم بود هر اندازه بر تعداد کسان قدیمی تری که خود را در “دستاوردهای کمونیستی کومه له” سهیم میدانند، اضافه شود، تا جامعه از زبان آنها هم بشنود که رسوبات ناسیونالیسم کُرد در کومه له در سیر تاریخ رو به شکوفاٸی آن سازمان، فقط در ذهن عقب مانده ترین عناصر خارج از شمول تکامل و تغییر، و در یک انزوای اجتماعی، کماکان نوستالژی است و حسرت دوره “اصالت”.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 9 May , 2016

۱- خانه تان شیشه ای است، سنگ پرتاب نکنید

– شما کی هستید که زندگی من را قضاوت میکنید؟

 قبل از اینکه انگشت اتهام را بسوی من دراز کنید، آن را نگاه کنید تا مطمٸن باشید، کثیف نیست-

“باب مارلی”


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 2 May , 2016

دوست اسبق، عزت دارابی، هم سرانجام در مراسم سنگسار و حّراج تاریخ زندگی سیاسی امثال من حضور بهم رساند. اما، خوشبختانه یا شوربختانه، دانسته یا نادانسته، او دریچه ای را بروی همه ما باز کرده است که از طریق آن میتوان، از زاویه دیگری به فلسفه انتشار صورتجلسات نشست موسوم به کنگره اول کومه له، و بازبینی ابژکتیو یک تاریخ، پرداخت. از این بابت من دل آزردگی شخصی ام را از نیش و متلک گوٸیهایش به خود، بر او میبخشم.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 26 April , 2016

نمیدانم هیچگاه شاهد چگونگی تبلیغ “شاهدان یهوه” بوده اید؟ اینها معمولا یا زنگ درخانه تان را به صدا در می آورند و یا در خیابان و معابر جلوتان را میگیرند و در باره انجیل و روز آخرت و وعده های مسیح برایتان به منبر میروند.

به آنها میگوٸید خواهران و برادران رّبانی! من به علم و داروین معتقدم، به خدا باور ندارم. صفحه ای از انجیل همراهشان را برایت باز میکنند و میگویند همین را هم خدواند سبحان پیش بینی کرده است! دوباره میگوٸید انگار شیفتگان پسر خدا نمیخواهند منظور من را متوجه شوند، عرض کردم که من خدا را قبول ندارم، شما از “کلام” او برایم مثال می آورید؟! فورا صفحه دیگری از انجیل را باز میکنند و برایم میخوانند، ببین ذات اقدس چگونه همین را هم توضیح داده است؟! و داستان شاهدان یهوه ادامه دارد.

برای جناب وطندوست و برای عالم و آدم مینویسید من آن جلسات ماراتونی اعتراف علیه وجدان خویش را کنگره نمیدانم و برسمیت نمیشناسم، ایشان به عنوان “سند”، بریده ای از دست خطهای همان اقرار نامه ها را جلو ما میگیرد و میفرماید این هم “سند” از زبان خودتان!  میگوٸید و مینویسید برادر غیر ربانی، من سندیت و مشروعیت و خود نشست را از بنیان قبول ندارم، اما ایشان چشم و گوش خود را بسته اند.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 21 April , 2016

جزوه ای را که میخوانید، به معنی واقعی، یک مبنای “مستند” برای قضاوت در باره دیدگاههای حاکم بر “سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران- کومه له” بویژه از کنگره موسوم به “کنگره اول”( اواخر پاٸیز سال ۱۳۵۷)  تا آستانه کنگره دوم( فروردین سال ۱۳۶۰) است.

کنگره اول، و مباحثات آن “سندیت” ندارند. جلسات ۳۷ روزه تقریبا تماما یک مراسم ضد اجتماعی اعتراف علیه وجدان خود و صورت جلسات آن متون، ثبت آن اقرار ها در محضر دادگاه روانکاوی است که بی شباهت به اوراق بازجوٸی و گرفتن اقرار تحت شرایط “غیر عادی” نیستند. تفاوت این صورتجلسات با متن اقرار و اعترافها زیر شکنجه و تحت فشار بازجوٸی، این است که زندان بسته ۳۷ روزه را خود زندانیان ساختند و خود را در آن محصور کردند و همه شرکت کنندگان به نوبت در مقام بازجو و زندانی و متهم، و در اکثر موارد هم متهم و هم بازجوی دادگاه محاکمه روانی شخص خویش، اینهم “داوطلبانه”، پشت سر هم به زیر ضربات بیرحم “شلاق” روانکاوی برای ابراز ندامت و اقرار علیه وجدان خویش رفتند. اگر با نگاهی سرسری به آن صورتجلسات به این نتیجه میرسیم که بیش از نود درصد محتویات آن، حتی اگر مستقیما توسط گویندگان روی کاغذ آمده باشند و امضاء آنها هم پای اعترافنامه درج شده باشند، اقرار علیه خود در شرایط غیر نرمال و غیر “آزاد” بوده است، باید حکم بر بطلان اعتبار آنها به عنوان سند و مدرک سیاسی و مصداق رد “اتهام” را هم نتیجه بگیریم.


Read the rest of this entry »

Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 8 April , 2016

مظفر محمدی، در نوشته: ” جدال طبقاتی، وظایف کمونیستها – ۷ آوریل ۲۰۱۶”، بد جوری بند را آب داده است. مهمترین نکات این نوشته و مخاطبان مورد انتقاد او، هر دو، مشخص و معرفه اند. تفاوت این است که او با حرکات همواره ناگهان و غیر مترقبه و ایمپالسیو  و سرسری خود، خیال میکند میتواند به تاریخ کلک بزند. به این جمله که نگرش و سیاست یک شخص کاملا معین و با اسم و رسم، با کلماتی چون زمانی “میگفتند” و حالا هم “بعضی ها” میگویند، ایضا از جانب “بعضی های دیگر” ، آنها هم در یک نگرش معین و رسوای خاص و عام، مورد انتقاد قرار گرفت توجه کنید. سپس رونوشت دستکاری شده آن جدل را با اصل ماجرا، مقایسه کنید:

 – “زمانی همه می گفتند و حالا هم بعضا می گویند،جمهوری اسلامی مطلوب بورژوازی ایران نیست. بورژوازی ایران پروغرب است و جمهوری اسلامی هم ضد غرب و ضد شیطان بزرگ که سرکرده سیاسی نظامی غرب است. یا اینکه، جمهوری اسلامی هیچگونه تغییر و اصلاحی نمی پذیرد. در نتیجه هر گونه عقب نشینی از سیاستها و مبانی ایدئولوژیکش به معنای مرگ جمهوری اسلامی است. عبارت “جمهوری اسلامی متعارف” چنان چپ ضد رژیمی را برآشفته می کرد که انگار به مبانی ایدئولوژیکش تعرض شده است…”

( از نوشته مظفر محمدی)

به این جمله هم نگاه کنید تا متوجه شوید آن “بعضی ها”، چه کسانی بودند:


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 6 April , 2016

روزهای ۱۶ و ۱۷ مارس نهادهای رهبری کانتونیهای سه منطقه: جزیره، عفرین و کوبانی بدنبال جلسات دو روزه اعلام کردند که از آن پس اداره آن سه کانتون بصورت یک سیستم فدرالیستی اداره خواهد شد. نشست، یک رهبری ۳۰ نفره از نمایندگان اقلیتهای مختلف را  انتخاب کرد.

اعلام “اداره” سه کانتون مذکور بصورت یک سیستم فدرالی، انگار ریختن آب در لانه مورچگان بود. فُرم و شکل و ظاهر؛ و بکار بردن کلمه فدرالیسم، بدون اینکه کمترین ارتباطی به سیاست و قدرت سیاسی، داشته باشد، در یک دایره انزوا با هیجان و مُشت های گره کرده، به بحث و جدل گذاشته شد. نتایج و عواقب آن نشست، اما، در مصوبات آن صراحت دارد: “سیستم فدرالی دموکراتیک، تمامیت ارضی سوریه را تضمین می کند”. در جهان سیاستمداران غرب و دولتهای منطقه، همین رویکرد، کافی بود، تا به دلیل بی اهمیت بودن خودِ نشست و مصوبه آن و کنار کشیدن آگاهانه و یا خودفریبانه شرکت کنندگان از سیاست و قدرت سیاسی، دست کم تا جاٸی که به مساله “کُرد”ها در “روژاوا” برمیگردد، کوچکترین حساسیت و عکس العمل نشان ندهند و؛ بر عکس با یک سکوت تحقیر آمیز از کنار آن رد شوند. با اینحال فُرم و جنبه صوری و غیر سیاسی مساله، از دو زاویه چپ و راست، با رویگردانی از تعریف محتوای سیاسی “فدرالیسم” در اوضاع و احوال کنونی حاکم بر جهان و منطقه، به جنگ کلیشه ها و مقوله پردازیها تبدیل شد.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 31 March , 2016

خواننده گرامی!

متنی را که میخوانید، کتابی است که از روی نسخه دست نویس صورت جلسات نشست وسیع کومه له، موسوم به “کنگره اول”، توسط ساعد وطندوست و ملکه مصطفی سلطانی، خواهر فواد مصطفی سلطانی، گردآوری، ادیت و تایپ شده است.  پس از دریافت یک یادداشت ارسالی از طرف ساعد وطندوست از طریق ای میل، در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۱۶ در جریان انتشار آن کتاب در نسخه های فعلا “معدود” اطلاع یافتم و متعاقبا در تاریخ ۲۳ مارس ۲۰۱۶ یک نسخه از کتاب از طریق پست برای من ارسال گردید.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »