به سایت ایرج فرزاد خوش آمدید


Posted by at 22 October , 2015

پیام سایت “مبارزان کمونیست” به “کنگره هفتم” جناح “غیر رسمی” حزب موسوم به حکمتیست که توسط نماینده آنها قرائت شد، مستقل از وزن و جایگاه آن نشست، از نظرهائی جالب است. بخش عُمده پیام، یک تحلیل از اوضاع جاری در جهان و منطقه است. اما نقطه اصلی، جلب نظر به این سوال است:

” چرا در این دنیا هر روز گروه و دار و دسته ای سر بلند می کند  و کاره ای میشوند ولی ما دستمان به جائی بند نیست،چرا؟ مشکل چیست؟”

پاسخی که خود به سوال مذکور داده اند، و در واقع قصد هم این است که مخاطبین پیام خود را در آن پاسخ با خود شریک کنند، این جمله است:

“ما تجربه غیر از این را در حزب کمونیست ایران و کومه له قدیم و حزب کمونیست کارگری ایران دوره منصور حکمت داریم. نگاهداشتن آن توقع و انتظار از فعالیت حزبی و سیاسی که در آن دوره ها پیدا کرده ایم هنوز نقطه قوت و خاطره زنده  بخشی از فعالین کمونیست آن دوره میباشد”

١- به نظر من با “خاطرات” تجارب گذشته هر اندازه زنده و نقطه قوّت، نمیتوان به مسائل امروز پاسخ داد. این نقطه حرکت، یعنی اتکاء به تجارب اشخاص و جمع بندی آنها در مبارزه سیاسی و حزبی به عنوان ابزار تحلیل و نگرش، در بهترین حالت شیوه و مُتد تحلیلی است که به آن “امپیریسم” میگویند. متُد و روش امپیریستی، قابل تعمیم نیست و بنا به جوهر خود مجموعه انسانهائی را که در آن تجارب شرکت نداشته و یا سن شان قد نمیدهد که از آن هم “خاطرات” داشته باشند، از دایره مخاطبان بیرون می افتند.

٢- مخاطب امپیریسم از این نظر به جمعی از آشنایان، خودی ها، همشهری ها و هم ولایتی ها محدود است که در دوره های مُعیّن، “در عمل” اتفاقات مشترک را “تجربه” کرده و یا شاهد رویدادهائی بوده اند. اختلاف نظر، کشمکش حاد و قُطبی بین نظرات متفاوت و حتی جدائیها و پیوستن به صفوف بورژوازی و ناسیونالیسم و انشعابات، که بازتاب کشمکش گرایشهای متفاوت و مبارزه طبقاتی اند، از منظر امپیریسم بی معنی و تشریفاتی اند. محفل و محفلیسم، برعکس تنها فاکتور است که از شمول تقابل گرایشات مٙصون و؛ در برابر آنها بیمه عُمر است. از این نظر، مُستقل از اینکه بند ناف سیاسی و فکری مخاطبین پیام، و تاریخ واقعی موجودیت آنها به عنوان حزب و تشکل، بر مٙلقمه ای از دوخردادیسم و تئوری های مُشترک مدرسی- شفیق و تزهای عاریه ای آذرین(که اکنون دیگر در جهان سیاست عددی نیستند) استوار و به آن مُتّصِل است، اما با اینحال این کماکان تجارب مشترک گذشته هم محفلی است که مرکز کائنات و شروع و مبدا تاریخ است. گرم و سٙرد شدن مناسبات محفل، قهر و آشتی ها و گلایه و شکوه ها است که به جای سیر حقیقی تحولات و تقابلهای اجتماعی می نشیند و هنوز “زنده” و قوت قلب و مرکز ثقل جذب نیرو برای فعالیت سیاسی. این حقیقت که تجارب مشترک گذشته نتوانسته است در برابر جدائی ها و تفاوتهای سیاسی سد و مانع ایجاد کند، بروشنی خصلت دوگانه و متناقض امپیریسم را مستدل میکند. امپیریسم و سیاست محفلی مبتنی بر آن، پرده عارفانه تفرقه و تشتت و دوگانگی است. با همه اینها اینجا باید از خود طراحان سوال پرسید که پاسخ “عملی” خود آنها، باتکاء همین موضع برگفته از”تجربه مشترک” چیست؟ اگر اتحاد حول تجربه مشترک خوب است، چرا پیرامون صورت مساله که ظاهرا چنان روشن و واضح است که جای تردید باقی نگذاشته است، هنوز ابهام و چرا هائی وجود دارد که باید دیگران به آن پاسخ بدهند؟

٣- مستقل و صرفنظر از توقعات و توهُمات سُنت محفل گرائی و امپیریسم ذاتی آن، به نظر من حزب مخاطب پیام مذکور، آینده ای ندارد. حال اسلاف، منظره و آئینه روزها و ماههای آتی اینهاست. فقط به عنوان نمونه اشاره کنم که در فاصله “کنگره” قبلی اینها تا نشست فعلی، تعدادی از کادرهای “مهم” کناره گیری کردند و چسپ درونی صف باقیمانده علاوه بر تحمل انقباض، سست تر و وارفته تر شده است. به سایه روشن “اختلافات” که در موارد مشابه قبلی، انشعابات و جدائی ها و یارگیری های جدید را در پی داشت، دقت کنید. دلخوش کردن به زندگی سیاسی در لابلای شکاف چنین محافل بی اهمیت و بی تاثیر و سست و مٙوّاج و لرزان که در پی فروپاشی حزب کمونیست کارگری ایران، از میدان حقیقی سیاست حرفه ای در جامعه و سرو کار داشتن با انسانهای واقعی؛ به دنیای آماتورها آنهم در فضای فریبنده و مجازی اینترنت و فیس بوک و تویتر و یوتیوب؛ و سرگرمی و هابی ایام تعطیلات آخر هفته نقل مکان کرده اند، خالی از هر لطف است. تنها مطالبه برحق، به جای توهم پراکنی و دوگانه گوئی در مورد نقش اساطیری محفل و مناسبات محفلی در سیاست و فعالیت حزبی و کمونیستی؛ و به جای اشاعه باورهای متناقض و مُردّد در وصف اعجاز امپیریسم، فقط این است که خطاب به آنها باید بر سرشان فریاد کشید و غُرّید که بس کنید! از ادامه تخریب تصویر سیاسی منصور حکمت و کمونیسم او، دست بردارید.

 ٢١ اکتبر ٢٠١۵

ایرج فرزاد

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 2 October , 2015

روز ٧ اسفند سال جاری(١٣٩۴)- دوم فوریه ٢٠١۶- یعنی حدود چهارماه دیگر، روز بر گزاری دو انتخابات در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی است: انتخابات نمایندگان دوره دهم مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان رهبری.

از هم اکنون بحثها و گمانه زنیهای زیادی در مورد این دو انتخابات همزمان، چه در صفوف جناحهای رژیم و چه خارج از آن، در جریان بوده است. چگونگی پروسه این انتخابات که شاید برای بخشی از اپوزیسیون و نیز رسانه ها و دوائر رسمی حکومتها در اروپا و آمریکا از حساسیت ویژه ای برخوردار است، از زوایای مختلف، گاه همسو و گاه متضاد، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 30 September , 2015

بخش اول نوشته ای نسبتا مفصل از آقای امیرحسین امویی را در سایت اخبار روز خواندم با عنوان: در ارزیابی کنگره سوم جنبش سکولار دموکراسی.

آنچه من از رویکرد ایشان، در نوشته مورد اشاره، برداشت کردم، اینها هستند:

ایشان سکولار، مدافع دمکراسی و از طرفداران سرنگونی رژیم اسلامی( مستقل و صرفنظر از شیوه مسالمت آمیز و یا قهر آمیز) هستند. اما ایراد من به زاویه نگرش در نوشته مذکور، و در عین حال پاسخ من به چرائی پراکندگی در صفوف جنبش مورد نظر ایشان است. جوهر این نقطه نگرش و در توضیح اینکه در کنگره مورد اشاره، در پاسخ به “پرسش اصلی”: چرا سکولار دموکرات ها هنوز متحد نشده اند”، در این عبارت فرموله شده است:

“این قلم بر این باور است که مختصات نظام جانشینِ حاکمیت ولایت فقیه را قبل از هرچیز مختصات تاریخی جامعه ی ایرانی و نیز مناسباتش با دنیای محیط بر آن تعیین می‌کند. هر گونه ابراز نظر و پیشنهادی بدون توجه به تاریخ ایران و نقاط عطف برجسته ی آن و نیز بی توجه به موقعیتش در چهارچوب شرایط کنونی جهانی محکوم به شکست است و ایران را باری دیگر در سراشیب شکست می‌اندازد و طعمه ی دشمنان خارجی اش می‌کند.” (از نوشته  آقای امویی)
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 24 September , 2015

در دو بخش قبلی بر مهم بودن بررسی چگونگی شکل گیری “حکمتیسم” توسط مدرسی تاکید کردم. در ادامه بحث، لازم میدانم، چند نکته را توضیح بدهم. تا جائی که خاطره من یاری میکند و با مراجعه به همه سخنرانیها و مقالات و رسالات و سمینارهای منصور حکمت، او فقط یک بار از اصطلاح “حکمتیسم” استفاده کرده است. بکار بردن آن اصطلاح زمینه عینی قابل فهمی دارد. به این پاراگراف در متن سخنان او که در آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری، ٧ و ٨ ژوئیه ٢٠٠١ بیان کرده است، دقت کنید:

” راستش اینکه در نامه ها نوشته شده که اگر من نباشم خط حزب چه خواهد شد، بحث درستی نیست، برای اینکه وقتی که من هستم حزب سر خط نیست. تمام زندگی سیاسی من این بوده است که یک جمعی را که نمیخواهد به این سمت برود، متقاعد کنم که بطرف این خط برود، نترسد، و مایه بگذارد. اما مایه نمیگذارد، اینطوری نیست که حزب کمونیست کارگری با وجود من، روی خط کمونیسم کارگری است. نیست! همانطور که در بحث رهبری مطرح خواهم کرد این بحث هیچ ربطی به خط منصور حکمت و به “حکمتیسم” ندارد. خط منصور حکمت در حزب کمونیست کارگری یک گروه فشار است. مدام این خط( کمونیسم کارگری)سعی کرده است که حزب (کمونیست کارگری) را از یک وضع “داده”ای، از یک “وضع موجود” بِکٙنٙد و ببٙرد یک جای دیگر. در کنگره اخیر(کنگره سوم) همین بحث را داشتم و در کنگره قبل(کنگره دوم) هم، چنین موضعی داشتم. در بحثهای “سبک کاری” حرفهایم را زده بودم، در مباحث تئوریک حرفم را زدم.”(خط تاکید از من است)
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 15 September , 2015

در نوشته اول به گوشه هائی از بحث کمیته های کمونیستی و جایگاه آن در “حکمتیسم” مورد نظر کورش مدرسی پرداختم.

اینجا و در ادامه بحث میخواهم مستدل کنم که چرا پرداختن به هر دو وجه مساله، یعنی اهداف واقعی ابداع حکمتیسم و بنیانهای سیاسی و جنبشی و فکری آن، و سیر تکوین اختلافات در دایره چندین شاخه یک محفل چهار نفره بر سر ارث و میراث داری منصور حکمت، مهم است.

ابتدا مایلم در برابر ملاحظاتی که یکی چند نفر در مورد نوشته اول، با من طرح کردند، توضیحاتی بدهم. خلاصه آن ملاحظات دو نکته بود: الف. خود مساله مورد بحث من، “مهم” نیست. بخاطر اینکه جریاناتی که تحت نام “حکمتیست” و کمونیسم کارگری فعالیت دارند، از نظر  سیاسی بی تاثیر اند و در ذهنیت جامعه، وزنی نیستند. ب. نوشتن در باره آن مساله که ریشه آن به تشدید اختلافات در حزب کمونیست کارگری پس از مرگ منصور حکمت، و انشعابهای بعدی برمیگردد، بیشتر دل آزردگی شخصی و نوعی تقلا برای جبران ضربات عاطفی در آن قهر و آشتی و رنجیدگیهای شخصی و ادامه “جنگ درون فرقه ای” است.
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 10 September , 2015

مظفر محمدی در نوشته “جواب به چند سوال”،  ناگهان و غیر مترقبه، مقوله جدیدی را به ما معرفی میکند:

“کمیته های کمونیستی مخفی کارخانه”!

اینجا من مطلقا قصد جدل سیاسی و نظری با مظفر محمدی و پرداختن به پاسخ به چند سوال مطرح شده را ندارم. اتفاقا میخواهم به همان سوال در مورد کمیته های کمونیستی بپردازم.
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 6 September , 2015

در یادداشت پس از برجام، به دو کشمکش و تخاصم اشاره کردم. تخاصم بین باندهای رژیم اسلامی و معضل رابطه با بازار جهانی و غرب و آمریکا.

در این یادداشت، به فاکتور سوم؛ و تخاصم دیگری میپردازم که شاید مهمترین عامل اجتماعی در تعیین تکلیف آن دو تخاصم درونی و بیرونی مورد اشاره من در یادداشت اول است.

به این منظور شاید مناسب باشد، قدری دقیق تر اهداف “رزمایش اقتدار ثارلله” را که درست در متن کشمکشهای درونی بین جناحهای رژیم پیرامون برجام، بر پا شد، بررسی کنیم.


Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 5 September , 2015

برجام(برنامه جامع اقدام مشترک)، به عبارتی دیگر میتواند معنی جامع تری هم داشته باشد. جامع از منظر نگاه از درون به جمهوری اسلامی: تناقض و تخاصم جناحهای رژیم اسلامی؛ و جامع از منظر معضل رابطه رژیم اسلامی با بازار جهانی،جهان غرب و بویژه رابطه با آمریکا.
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized , ایرج فرزاد | No Comments »

Posted by at 31 August , 2015

توضیحی در باره “افشاگری” بیژن رنجبر

 

آقای بیژن رنجبر، انگار زندگی من را بهتر از خود من میشناسد!

فکر میکنم، هیچکس در زندگی واقعی، اختیار خود را به دیگری واگذار نمیکند. این در سیاست، در دمکراسی، و متاسفانه حالا دیگر در نوعی فعالیت “کمونیستی” و حزب داری، و تشکیلات داری و سکت داری صدق نمیکند. آقای بیژن رنجبر با زندگی سیاسی واقعی من، همین کار را کرده است. او انگار بهتر از خود من میداند که مشغله سیاسی من در سالهای ورودم به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و “نوع” کمونیسمی که به آن پیوستم، سالهای ۱۳۴۶ به بعد، چه بوده است؟ بهر حال توضیح اضافی و شرح مفصل و تفصیلی کل این داستان که من گوشه های مهمی از آن را در داستان زندگی خودم، زندگی و زندگانی من، مکتوب کرده ام و در دسترس عموم،  دیگر بی فایده است. ایشان، در نوشته خود، “آقای فرزاد لطفا کمی متانت معطوف به حقیقت”، به شیوه تسخیری، وکیل و نماینده من شده اند که آن تاریخ زندگی سیاسی من را هر طور که خود مصلحت میداند شرح و تفسیر کند. اگر شهروندان هیچکاره عالم سیاست در نظام “دموکراسی”، اختیار خود را به مدت چهار تا هشت سال و در مواردی تا ابد، به دیگران واگذار میکنند، به دلیل بی اهمیت شدن خود “سیاست” در زندگی آنهاست. وکلا و نایبان طبق موازین “دمکراسی” مختارند هر بلائی سر آن اختیار  واگذار شده بیاورند. من، اما، در هیچ پروسه انتخاباتی و دمکراتیک، اختیار زندگی سیاسی ام را به هیچکس دیگر، از جمله کسی مثل بیژن رنجبر که او را نمیشناسم و دور و نزدیک شنیده ام که از سنت “مجاهدین” آمده است، واگذار نکرده ام. این دیگر تحمیل نمایندگی زندگی سیاسی من، از طریق تسخیری است. ایشان از یک رهگذر، مستقیما به مقام اشغال کننده کل متن زندگی سیاسی ام  برگزیده شده است. وقتی هم اعتراض میکنید که آی مردم دارند خانه و کاشانه من را به محل فسق و فجور تبدیل میکنند، میفرمایند: “کمی متانت”!! بسیار متاسفم که امثال ابراهیم علیزاده  مهمترین دوران فعالیت مشترک گذشته را برای منافع حقیر سکت داری کنونی، این چنین ارزان و سبک به سودا و معامله و حراج گذاشته است.

باید اذعان کنم که اسم بردن از بیژن رنجبر در نقد مواضع ابراهیم علیزاده، درست نبود. ایشان مجری برنامه ای بودند که سوالات از پیش تعیین شده را از ابراهیم علیزاده مطرح کرده بودند.

۳۱ اوت ۲۰۱۵

Posted in: Uncategorized | No Comments »

Posted by at 23 August , 2015

ابراهیم علیزاده در مصاحبه ای در ۵ بخش با عنوان: “حزب کمونیست ایران، ناکامی ها، دستاوردها و چالش ها”، به یک بازبینی “مجدد” و “به عبارتی دیگر” در تاریخ کومه له، حزب کمونیست ایران، علل جدائی و “تشابه” انشعاب و جدائی کمونیسم کارگری و جریانات زحمتکشانی ها پرداخته است. در بخش پایانی گفته است: (کمونیسم به معنی رویا پردازی و افراطی گری نیست. در کومه له “اجتماعی”، مردم داری و “عنصر عقل” حضور دائمی داشته است”)

مقدمتا این نکته را توضیح بدهم که مطلب من قدری طولانی است که البته با توجه به ۵ بخش مصاحبه مذکور و نکات متعددی که در آن گفتکو به آنها پرداخته شده است، تا حدی متناسب است.

 
Read the rest of this entry »

Posted in: Uncategorized | No Comments »