Author Archiveاز مقطع تشکیل تا پیوستن به حزب کمونیست ایران* و یک توضیح در ارتباط با “اختلافات” در صفوف کومه له فعلی و “حزب کمونیست ایران “ نوبت اول و معرفی موضوع بحث امروز تاریخ شفاهی چپ است ومی پردازد به تشکیلات کومه له از مقطع تشکیل و تا پیوستن آن به حزب کمونیست ایران در سال ۱۳۶۲. دونفر از بنیانگزاران این سازمان: ایرج فرزاد و حسین مرادبیگی اینجا هستند. رفقای دیگری هم دراین جلسه هستند که آنهاهم احتمالا در این همین سطح در ابتدا درگیر بوده اند و کسان دیگری از حزب کمونیست کارگری ایران که در کشورهای دیگر زندگی می کنند، که آنها هم می توانستند در اینجا حضور داشته باشند. طبعا همه کمیته کردستان حزب می توانست در اینجا حضور داشته باشد و خیلی های دیگر هم دربیرون که می توانند راجع به آن دوره حرف بزنند، چون همه از فعالین آن دوره بودند. اما در اینجا بیشتر این دو رفیق گفتگو می کنند. علت اینکه من اینجا اسم خودم را به لیست سخنرانان اضافه کرده ام این است که دریک دوره ای از فعالیت کومه له از نزدیک درآن حضور داشته ام. کومه له سه کنگره داشت. در کنگره دوم می گوید که اتحاد مبارزان کمونیست خط مشی درستی دارد و بعدا تماسش با ما شروع می شود. کنگره سوم کنگره ایست که در آن برنامه حزب کمونیست ایران تصویب می شود و من در آنجا از طرف اتحاد مبارزان کمونیست، سخنران مهمان بودم. در نتیجه رابطه پیش از تشکیل حزب، کومه له و ا.م. ک و این بحث که چطوری شد که کومه له کلا آمد توی حزب کمونیست ایران، یک مقدار زیادی مشاهدات ما را هم در بر می گیرد و من آن جنبه هایی که به آن دوره تشکیل حزب یعنی یک سال و نیم قبل از تشکیل حزب (ازخرداد ۶۰ تا تشکیل حزب ) من هم مشاهداتی دارم که می توانم در اینجا بیان کنم. بعلاوه اینکه اینجا به عنوان مجری جلسه به سؤالاتی که از رفقا طرح می شوند، یک مقداری به آن جهت می دهم که بتوانیم جنبه های بیشتری از بحث را بهتر بپوشانیم. Posted in: Uncategorized | No Comments » دولت ترامپ سپاه پاسداران را در لیست ترور گذاشت. متقابلا رژیم جمهوری اسلامی هم ارتش آمریکا را به لیست ترور اضافه کرد. برخی سر تیترها در دو سوی این صف آرائی خبر از یک صف آرائی “ظاهرا” حاد و متشنج میدهند: “ایران پاسدار سپاه شد”( روزنامه جوان وابسته به جناح سپاه) “مجلس سبز جامگان” ( اشاره به حاضر شدن نمايندگان مجلس اسلامي در لباس سپاهي) “گربه رقصانی آمریکا علیه سپاه به جائی نخواهد رسید” ( مقام معظم!) با همه اینها، این تشنج، دَور و مرحله جدیدی نیست. مدتها بود که سپاه قدس و فعالیتهای اقتصادی سپاه مورد تحریم قرار گرفته بودند. Posted in: Uncategorized | No Comments » جناب مهتدی، کتابی نوشته است با عنوان: “گسست و گذر”. مقدمه ای نیز در معرفی و توضیح بر کتاب مذکور نوشته است. به چند تکه از مقدمه نگاه کنید: “شکی نیست که پروژه ایجاد حزب کمونیست ایران، که تأسیس آن در یازدهم شهریور ماه سال 1362 رسماً اعلام شد، اگر قرار بود از همان اول به یک مضحکه تبدیل نشود، بدون حضور کومه له به عنوان یک حزب نیرومند و بانفوذ که در رأس جنبشی مردمی قرار داشت، مطلقاً غیرقابل تحقق میبود. درعین حال من بارها بر این واقعیت نیز تأکید کرده ام که باوجود مشارکت فعال و مؤثر از سوی کومه له در آن پروژه، مشارکتی که از روی حسن نیت کامل و با منتهای آرمانگرائی و انقلابیگری توأم بود، اما تشکیل «حزب کمونیست ایران» از همان ابتدا پروژه ای از اساس معیوب، فاقد پایه اجتماعی لازم و خلاف سیر حرکت تاریخی کردستان و همچنین ایران بود.”(حروف پر رنگ همه جا از من است) Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای وطندوست، “سرخود”، دست نوشته های “کنگره اول کومه له” را انتشار علنی داد. بحث ها در باره جایگاه و مباحث تخریبی جلسات ۳۶ روزه به حد کافی و از زوایای مختلف انجام شده است. حقیقت این است که من تا مدتها پس از این رفتار نامسئولانه، بحد افراطی “حرص و جوش” میخوردم. خیلی با خود کلنجار رفتم تا علت این احساسم را که به نوعی به حالتی شبیه به اضطراب توام با دیپرسیون شباهت داشت، دستکم برای خودم کشف و تحلیل کنم. من بارها نوشته ام که از آنجا که من تنها کسی بودم که اصل دستنوشته ها را در شرایط خفقان حفظ کردم، نوعی حالت پشیمانی در ذهنم شکل گرفته بود که چرا آنها را جز یکی چند صفحه ای که به مباحث سیاسی و نظری آنوقت کومه له مربوط بودند، نسوزاندم؟ جهت اطلاع خوانندگان، من در هر دو دوره ای که رژیم اسلامی به کردستان حمله کرد، یعنی در هر دو مرحله: ۱.پس از فرمان یورش به کردستان در پی فتوای خمینی در ۲۸ مرداد سال ۵۸، و ۲. پس از نطق معروف بنی صدر خطاب به نیروهای مسلح رژیم اسلامی: “تا متجاسرین را در کردستان سرکوب نکرده اید، پوتین ها را از پا در نیاورید” در ماههای پایانی سال ؛۵۹ و تا مقطع کنگره سوم کومه له، اردیبهشت سال ۱۳۶۱، در شهر سنندج، مسئولیت تشکیلات شهرهای کردستان کومه له را بر عهده داشتم. طی آن دورانها، بطور معجزه آسائی از خطر دستگیری و مرگ رها شدم. در یک مورد حتی دستگیر شدم، اما چون شناسنامه ام جعلی بود، و “تصادفا” به هنگام دستگیری کسی از مزدورانی که من را بشناسد در محل وجود نداشت، آزاد شدم. در مرحله دوم در دو مورد خانه مخفی من مورد بازرسی قرار گرفت، اسناد را هم در همانجا جاسازی کرده بودم، در آن دو مورد هم من را که در پوشش کارگر لوله کش زندگی مخفی داشتم، نشناختند و به محل جاسازی که به مهارت ساخته بودیم، پی نبردند. بهرحال قصدم این است که نشان بدهم که برای حفظ آن اسناد، چه خطرات جانی را نیز متحمل شده بودم. بالاخره در فرصتی، و یکی دو ماه قبل از ملحق شدن به بخش علنی تشکیلات، من نسخه اصلی و دستخط ها را برای مرکزیت کومه له فرستادم. Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای سامی روشن(ع. روشنتوده)، پا برهنه به تاریخ زندگی سیاسی من پریده است. نوشته اش را در نقد عصبی اش به نوشته من “در جستجوی حقیقت” که در برابر ادعاهای او در نوشته “درجستجوی عدالت” بود، با این عبارات آغاز کرده است: “ایرج فرزاد بار دیگر زبان نیشدار و زهرآگین معمول خود را به قصد آزار رساندن بکار انداخته است”. (باورهای مشترک” در گذشته پرافتخار، سامی روشن) Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای سامی روشن(ع. روشنتوده)، هر دو بخش نوشته و یا “کتاب” خویش تحت عنوان: “در جستجوی عدالت” را منتشر کرده است. من در اینجا قصد بررسی انتقادی نوشته مذکور را ندارم. فقط در مورد یک فکت درنوشته مذکور، توضیحی میدهم؛ و چند سند در رد یک ادعا و مواضع مطرح و اختراع شده را، ضمیمه میکنم. نکاتی را هم در باره یک حسرت و افسوس بر خواب و خیالاتی بر باد رفته، مینویسم. من فرضم این است که خواننده “در جستجوی عدالت” را در دسترس دارد و بنابراین از تفصیل شرح ماوقع حول اتفاقات و رویدادهای مورد اشاره در نوشته سامی روشن، خود داری کرده ام. Posted in: Uncategorized | No Comments » دو دوبخش قبلی این نوشته ها، زوایائی از شیوه نگرش در تشخیص سیر محتمل رویدادهای آتی در جامعه ایران را با خوانندگان با هدف قضاوت و تامل، در میان گذاشتم. در بخش آخر، قصد دارم به نیروها و احزاب سیاسی در طیفهای گرایش راست و چپ و چگونگی نگاه آنها به تحولات پیش رو بپردازم. اما، در همین رابطه، مقدمتا باید توضیح بدهم که “چپ” از نظر من چه طیفهائی را میپوشاند. منظور من از چپ، طیفی است که زیر مجموعه گرایشی معین است که اهداف آرمانی خود را ساختمان یک کشور “مستقل” و صنعتی تعریف کرده است. و طیف مورد نظر من، در جناح چپ آن قرار دارد، همانطور که همان گرایش، جناحهای راست، اسلامی و میانه و پارلمانتاریست و قانونی را نیز میپوشاند. به این معنی منظور من از چپ، سوسیالیسم کارگری و کمونیسم را تداعی نمیکند. شاید یک فاکتور در اینکه خود چپ مورد نظر من، نیز خود را در متن گرایش جنبش کمونیستی، تعریف نمیکند، کار من را ساده تر کرده باشد. این چپ، با فروپاشی “سوسیالیسم واقعا موجود”، به تعبیر خود آنها، همچون بسیاری از احزاب “کمونیست”، بویژه در اروپا، در دوره پسا فروپاشی دیوار برلین اکثرا همین عنوان “چپ” را به جای “کمونیست” قبلی برای خود برگزیدند. بنابراین، چه از منظر خود این چپ، و چه با عطف توجه به پیامدهای فروپاشی اردوگاه شوروی سابق، حرکت با چوب دستی های کمونیسمی که از نظر آنان همان بود که فروپاشید، دست و پاگیر و عامل بازدارنده و منفی تلقی شد. خود این چپ، نیز همین تعریف را برای خود انتخاب کرده است. Posted in: Uncategorized | No Comments » |