Author Archive
سرانجام کنگره ۱۲ پ.ک.ک، که با محافظت اتحادیه میهنی جلال طالبانی و پارتی دمکرات بارزانی در شهر سلیمانیه برگزار شد، انحلال آن سازمان و نیروی مسلح اش را رسما اعلام کرد. واکنش های مختلفی به این تصمیم انجام شده و بسیاری از جریانات و شخصیتها در “چهار پارچه”، از جمله صلاح دمیرتاش این مصوبه را ستایش کردند. در صف چپ، انتقادهائی نیز به تصمیم پ.ک.ک صورت گرفته است. ابتدا گفتند تصمیم اوجلان “انحلال طلبانه” و “پاسیفیستی” است، که پ.ک.ک بدون گرفتن کمترین امتیاز از دولت ترکیه به نفع کردها، یکجانبه، پرچم تسلیم طلبی را بالا برده است. برخی آن را تغییر تاکتیک ناسیونالیسم کرد برای سهیم شدن در قدرت توصیف کردند. و نیز به نقش آمریکا در این “ئاش به تال”(برزمین گذاشتن اسلحه و تسلیم)، اشاراتی شده است. من چند نکته به نظرم رسیده است که مایلم با خوانندگان در میان بگذارم: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » توضیح در باره انتشار مجدد این دو مقاله: اخیرا در پاسخ به ارزیابی تمام ضد کمونیستی کسی به نام پیمان وهاب زاده در باره «داب»، فواد عبدالهی پاسخی نوشته است که هر دو در سایت اخبار روز، انتشار یافته اند. هدف من وارد شدن به این بحث نیست، فقط یک جمله را از پاسخ عبدالهی نقل میکنم تا علت باز انتشار دو مقاله خود را توضیح بدهم. او نوشته است: «امثال وهاب زاده و مترجم تحریک شدهی ایشان از این کمونیسم دخالتگر و اجتماعی به هراس آمدهاند و در سودای پروندهسازی برای کمونیستها و مارکسیستهایی هستند که از قضا با رجوع به رگه مشخصی از کمونیسم – یعنی منصور حکمت – تضاد اصلی در جامعه ایران را تضاد کار – سرمایه میدانند.» (خط تاکید از من است) این یعنی آنها، یعنی «خط رسمی» حزب عبدالهی در جریان فاجعه ای که بر سر داب آوردند، “رگه مشخصی از کمونیسم، یعنی منصور حکمت” را نمایندگی میکردند. نوشته های من را که همان زمان انتشار یافتند بخوانید تا متوجه شوید اینها و «خط رسمی» شان نماینده کدام خط چپ غیراجتماعی و نامسئول بودند. بعلاوه به سخنان منصور حکمت در پلنوم ۹ کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران- ۱۳۶۶- نگاه کنید که چگونه با اقدام خودسرانه و غیر مسئولانه در قبال جان نیروها با فرستادن «گردان ۲۲ ارومیه» به شمال کردستان ایران، جائی که پایگاه سنتی حزب دمکرات کردستان بود، قبلا مخالفت کرده است. رفتار اینها با ماجراجوئیها با داب در ۱۳ آذر ۸۶ دقیقا تداوم و تکرار همان بی مسئولیتی ناسیونالیسم چپ در قبال جان کمونیستها است. «خط رسمی» جناب عبدالهی، دقیقا همان خطی است که منصور حکمت با نهایت مسئولیت در قبال جان انسانها، بشدت در برابر «کمیته رهبری» وقت کومه له که خودسرانه و با زیر پا گذاشتن توافقات حزبی، واحد های گردان ۲۲ را به شمال فرستادند، می ایستد، تعرض میکند و به محاکمه میکشد. نوشته من و نیز بحث منصور حکمت در پلنوم مذکور را بخوانید. قضاوت با وجدانهای بیدار و مسئول. بحث منصور حکمت، در این شماره بستر اصلی ضمیمه است. ایرج فرزاد مه ۲۰۲۵ Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
“مذاکرات” و طبقه کارگر ایران به نظر میرسد در ایام مذاکرات “مستقیم” یا غیر مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا و دولت ترامپ، وحشت از فوران یک خشم خفته در بین طبقه کارگر ایران، تهدید بسیار جدی تری است تا احتمال “عدم تعهد” آمریکا به هر توافق احتمالی. بگذارید به دوران “نوشیدن جام زهر” توسط خمینی در برخورد با پذیرفتن آتش بس با دولت عراق پس از جنگ ۸ ساله نگاهی داشته باشیم. آنوقتها مرحوم رفسنجانی خطر “سوء استفاده” نیروهای اپوزیسیون، که بعضا مثل حزب دمکرات و کومه له مسلح بودند، از شرایط پسا جنگ را یک خطر سیاسی جدی تشخیص داد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
شماری از کارگر پناهان، علاوه بر اینکه خود قانون کار رژیم اسلامی را “دستاورد” طبقه کارگر ارزیابی میکنند، اما عناصر “کارگر کارگری” تر بطور ویژه “ماده ۴۱” این قانون ضد انسانی را به عرش اعلاء برده و کماکان میبرند. این ماده ملکوتی چنین فرموله شده است: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
شهاب برهان، نوشته ای در سایت اخبار روز دارد با عنوان: “واقعه ارومیه” واقعه ارومیه از نظر ایشان آن رخداد در دوم فروردین ماه سال ۱۴۰۴ است که دیگران آن را “حادثه” تعریف کرده اند. به گمان شهاب برهان ریشه مساله و بانی آن “حادثه”، نه “پان ترکیسم”، نه تحریکات خارجی “گرگ های خاکستری” از سوی آنکارا و باکو، و نه سازماندهی مسئولین حکومتی بقصد ایجاد اختلاف بین کرد و ترک، بلکه: “ستم ملی، حق کشی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نظام پان ایرانیست فارس محور بر مردمان غیر فارس است”. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
عادل الیاسی نوشته ای دارد با عنوان: “آیا چپ ایران می خواهد در این مبارزە با مردم کردستان برقصد؟” Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
رفیق مجید گرامی به انتقادات من با عنوان: کشف خواستگاه ناسیونالیسم کُرد!!؟؟ پاسخ داده است. البته با کنایه هائی چون
“تغاری بشکند، ماستی بریزد” (که ریشخند کسانی است که نوشته من را در فیس بوک لایک کرده اند) ” نه تو و نه من و نه هیچ فرد دیگری نباید این را فرض بگیرد که بهتر از بقیه منصور حکمت را فهمیده است” (هر کس میتواند در سایت من و شماره های نشریه بستر اصلی- در این مورد قصاوت منصفانه ای داشته باشد) و پز “مدرن” نمائی؛
:فقط این چند جمله او را نقل میکنم Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |