![]()
این روزها و پس از امر مقام معظم به مداح نوکرمنش خویش برای خواندن نوحه: “ای ایران خدائی” آن هم در مراسم عاشورا، “بیلبورد”هائی بر خیابانهای تهران نصب شده اند. در آن ها “والرین”، امپراطور رومی، پیش پای “شاپور اول” زانو زده و از او تقاضای بخشش دارد.
روشن است، یا دستکم از نظر من چنین است، که این حرکات گوشه هائی از “تغییر رفتار” در سناریوهای “تحویل” حکومت اسلامی به طبقه بورژوازی ایران است. در نوشته های قبلی و از جمله در یادداشت: “علیه شیفتگی به سیر اوضاع” به این مساله پرداخته ام. در این نوشته قصد من این است که بر ضرورت یک کار جدی در قلمرو علمی، فلسفی و اجتماعی در نقد و بازبینی شاهنامه و نهج البلاغه، و البته قرآن نیز، تاکید کنم. فکر میکنم بسیاری از غول های فکری در اروپا هم علیه کلیسا و هم اساطیر “ملی” ایستادند، که مدنیت غربی و سکولاریسم به معنی واقعی را به یک داده غیرقابل برگشت در اذهان شهروندان تبدیل کردند. شاید بتوانم به عنوان سمبل این نقد بر کلیسا و اساطیر ملی، به دو فیلم، هر دو از گروه مانتی پایتون اشاره کنم: “زندگی برایان” و “جام مقدس”. اولی نقد کلیسا و مسیح در یک طنز عمیق، و دیگری نقد افسانه پردازی از “کینگ آرتور”، آیکون ناسیونالیسم بریتانیائی است. سعی میکنم در صورتی که با اشکالات فنی و معضل “کپی رایت” روبرو نشوم، این فیلم ها و لینک به آنها را در سایت خود، قابل دسترس سازم.
Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »










