Archive for the ‘ایرج فرزاد’ Category
حوصله کنید و این نقل قولها در نوشته های “عباس ولی” را بخوانید. رویکرد عباس ولی به ناسیونالیسم کرد، خصوصیات عجیب و غریبی دارد. مستقل و صرفنظر از تفاسیر عاریه ای “فلسفی” این دیسکورس یا “گفتمان”- discours – که تلاش دارد بی پایگی اش را در پرده مغلق گوئی پنهان کند، یک ویژگی دارد. قدری دندان روی جگر بگذارید و نقل قولی را که با حروف قرمز رنگ و بین دو کروشه مشخص کرده ام، بخوانید. اگر آنها را فهمیدید، من و دیگران را هم خبر کنید. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
“آبرا” یدی را از قدیمها میشناختم. علاوه بر اینکه در حوالی “مسجد دو در”، همسایه بودیم، از طریق مادری با “رعنا خانم”، مادر بزرگ او، نسبت خویشاوندی داشتیم.
تاریخی طولانی از مبارزه در جهت آرمانهای برابری طلبانه داشت، که خود بخشهائی را مستند کرده است.
او همواره کانون “محبت” بود و هیچگاه، حتی در دوره اختلافات شدید سیاسی، “کینه” علیه مخالفان سیاسی به دل نگرفت. در این اواخر هر بار که او را به مناسبتهائی، از جمله در مراسم یادبود “نقلی خانم”- مادر گرامی پیشیاری ها-، یا عیسی جمشیدی میدیدم، از اعماق قلب احوال عزیزهایمان”- یعنی فرزندان و همزی من- را میپرسید.
یک خاطره بیادماندنی از این “محبت” در طول زندگیم از یدی عزیز دارم:
Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
به جرات میتوان گفت که دستگاههای متخصص و حرفه ای ۹۹ درصد دروغ پراکنی ها را در باره حقایقی که خود بخوبی آنها را میشناسند، در جهت منافع خود، برای شکل دادن به افکار ما شهروندان ساخت و پرداخت میکنند. تصور میکنم حالا دیگر روشن است که بهانه و مستمسک حمله خونین به عراق که شیرازه مدنیت آن را چنان زیر رو کرد که تمامی جریانات ارتجاعی و اسلامی را به فعال مایشاء در تعیین معادله نیروهای سیاسی منطقه متحول ساخت، تا چه اندازه ضد حقیقت و دروغ پراکنی بود. خود دستگاههای حرفه ای در دوایر “اطاق فکر” یقین داشتند که مساله دسترسی رژیم صدام به سلاح کشتار جمعی، یک دروغ آشکار بود. هیات بازرسی سازمان ملل که حتی “اطاق خواب” صدام حسین را کاوش کرده بود، هیچ “مدرک و سندی” نیافتند. در مقابل “کالین پاول” این تاریخ “پرافتخار” را توشه آخرت خود ساخت: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
آقای فرخ نگهدار مقاله ای نوشته است با عنوان: “در باره جبهه اصلاحات ایران” به باور من این نوشته تناقضات زیادی را با خود حمل میکند. اولین مورد توصیف “جبهه اصلاحات” است که ایشان ذهنیت و انتظار خویش؛ و همزمان رویکرد سیاسی خویش را در باره اوضاع سیاسی جامعه ایران، با واقعیت های عینی و تاریخی، یکی فرض کرده اند. تعبیر ایشان از “جبهه اصلاحات”، در حقیقت، یک “نظریه” است که چون غیر قابل تعمیم است، بنابراین غلط و نادرست است. قدری توضیح میدهم: ایشان در توضیح برخی مشخصات “جبهه اصلاحات ایران”، از جمله چنین نوشته اند: Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
مهرنوش موسوی در یک کامنت بر انتشار مبحث: [در باره نام “توابین” در لیست جانباختگان]، بحث منصور حکمت در پیش از دستور پلنوم ۱۲ کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران، نکاتی را در فیس بوک طرح کرده است که من لازم میدانم، در باره آنها توضیحاتی بدهم. در همین رابطه بخشی از سخنان منصور حکمت در کنگره ۴ کومه له را هم که به نقد مواضع “وحید عابدی”، “طاهر خالدی” و … میپردازد، از روی نوار پیاده و تایپ کرده ام. تصور میکنم خواننده با دقت در این متن پیاده شده و مقایسه بین موضع کنونی مهرنوش در باره چند و چون “تشکیل حزب کمونیست ایران” به تشابهات و همسوئی هائی میرسد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » بحث و اظهار نظر در پلنوم دوازدهم کمیته مرکزى حزب کمونیست ایران ٢۶ تا ٣٠ تیر ١٣۶٧ ـــ ۲۱ جولای ۱۹۸۸ پیش از دستور رئیس جلسه (عبدالله مهتدی): کمیته اجرائی یک تبصره ای پیش از دستور دارد که مطرح میکنند. منصور حکمت: یک جنبه ناقصی در سیاست ما وجود داشته است، در دوره اول که توابیت بعنوان یک تاکتیک رژیم شروع شد، ما سفت و سخت به تواب شدن حمله کردیم. فکر میکنم علتش این بود که ما میخواستیم هنوز یک استانداردی از مقاومت نشان بدهیم. منتها این ماجرا به این تعمیم داده شد که قربانی مورد حمله قرار گرفت و نه مقصر. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » “انتخابات” جمهوری اسلامی به زبان خودشانبه این ارزیابیها در روزنامه های رژیم اسلامی در باره “انتخابات” اخیر مجلس اسلامی و مجلس خبرگان، توجه کنید: “چهلمین انتخابات؛ شکستها و پیا مهای معنادار باتوجه به آمارهای منتشر شده به نظر سهم کلانشهرها در مشارکت پایین بود… . به طوری که تا این ساعت آرای “محمود نبویان”، نفر اول انتخابات تهران، هنوز به ۱۲۰ هزار نرسیده است.” ( آرمان امروز، گروه سیاسی- یکشنبه سوم مارس ۲۰۲۴) دقت کنید که طبق آمار رژیم اسلامی، در استان تهران،۱۰ میلیون نفر واجد شرایط رای دادن هستند. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments »
با سیامک عزیز در زندان کمیته مشترک و اواخر پائیز سال ۱۳۵۳ به مدت بیش از یک ماه هم سلول بودم. “رسولی” بازجوی او و گروه “رازلیق” بود که سیامک در واقع موسس آن بود. او را چنان شکنجه کرده بودند که بازجویان ناچار شدند او را به بیمارستان بفرستند که خون او را عوض کنند چون خطر مرگ داشت. با خمیر نان و خاکستر سیگار و صابون یک تخته نرد ساخت و با هم بازی میکردیم. هر کس میباخت میبایست دیگری را روی کول بگیرد و سه دور در اطاق سلول بگرداند. بسیاری از خاطرات دوره جوانی و “عشق” هایش را برایم تعریف کرد. به دلیل شدت شکنجه، رسولی خیلی تلاش میکرد که دل سیامک را به دست آورد. وقتی به سلول ما سر میزد میگفت: “حال سی سی” چطور است؟ بعضی اوقات علاوه بر جیره یک نخ سیگار برای هر فرد، رسولی چند نخ سیگار برای سیامک می آورد و من را هم شریک میکرد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |