پس از پیچ و تاب دادنها از سوی اعضاء “نهاد” مرکز همکاری احزاب “کردستان شرقی”، سکت سیاسی تحت رهبری ابراهیم علیزاده، بالاخره اعلام کرد که “طرف سوم” آنها را نیز برای تدارک نشست و “مذاکره” با جمهوری اسلامی از مدتها پیش در جریان گذاشته بود. از قرار این عضو “مشورتی” مرکز همکاری کذائی، در جلسه ای هم در آلمان با نمایندگان جمهوری اسلامی، شرکت فرموده است. با اینحال هیچکدام از اعضاء رسمی و غیر رسمی نهاد مذکور، به صراحت نه از نشست اسلو و نه آلمان و اینکه از سوی جمهوری اسلامی چه افراد و از چه نهادهائی به آنان افتخار حضور داده اند، اسم نبرده اند. در مقابل مثل هر مُجرمی که حین سرقت و یا تدارک به آتش کشیدن جائی، مُچ شان را میگیرند، برای نجات از مخمصه، در هیات کارشناسان جرائم و شرح و بسط شرط و شروط بر خورداری از بیمه حوادث ظاهر شده اند.
این که چرا در اوضاع بن بست رژیم اسلامی، اینها اعلام آمادگی کرده اند که در لفافه عوامفریبانه حل “مساله کرد”، رژیم اسلامی را “قابل مذاکره” بدانند، اصل مساله است. واقعیت این است که تا جائی که به کردستان ایران و مبارزه مردم و نیروی رادیکال و سوسیالست، کومه له “قدیم” تا مقطع رویدادهای جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ از یک طرف. با رژیم اسلامی از طرف دیگر بر میگردد، تاریخ رژیم اسلامی با خون و خون ریزی و لشکر کشی و جنایت عجین است. رژیم جمهوری اسلامی در متن این تقابل و مصاف، در میان مردم کردستان، یک نیروی “بیگانه” است. و نه تنها این، بلکه رژیم اسلامی در بالاترین سظح سیاسی و نظامی بارها موقعیت “ذلیل” خود را حس کرده و چشیده است. این معضل است که همه جناحهای رنگارنگ بویژه دوایر “امنیتی” رژیم را ناچار ساخته است که “راه کار”هائی را جستجو کنند، تا به هر طریق ممکن “دل کرد”ها را در کردستان ایران بدست آورند.
در سالها قبل و آن هنگام که مقامات رژیم در کردستان در دست “خط امامی” و جناح “تندرو” ها بود، رژیم اسلامی “کنگره اورامان شناسی” را راه انداخت که دست بر قضا تعدادی از رهبری احزاب اقلیم و شعرا و ادباء “باشور” در آن نیز شرکت کردند تا در آن پادوئی و پا اندازی برای رژیم اسلامی، سهمی بر عهده بگیرند. در همان حال جناب “اسفندیار رحیم مشائی”، به عنوان عضو مهم وزارت اطلاعات، و کارشناس ویژه کار روی “کومه له” ماموریت یافت که نشریه دو زبانه “سروه” را با کمک و همکاری تنی چند از “مشاهیر ناسیونالیسم کرد”، از قبیل “ماموستا”ها هه ژار و هیمن، و یکی دو نفر از اعضاء رهبری حزب دمکرات منتخب “کنگره ۴”، مثل فاروق کیخسروی، راه اندازی کند. “مامه غنی” بلوریان عضو دیگر کمیته مرکزی کنگره ۴ نیز خود را به رژیم اسلامی تسلیم کرد و به سیاست “کردایه تی” دیرین و توده ایسم خویش، زیر بیرق رژیم اسلامی ادامه داد. با اینحال کردستان ایران، از مقطع ایام بحران انقلابی سالهای آخر دهه ۵۰، شاهد رشد و شکوفائی یک نیروی بالنده رادیکال و کمونیست بود که طیف وسیع تحصیلکردگان شهری و کارگر و زحمتکش سوسیالیست آنرا در آغوش گرفتند. اگر رژیم اسلامی، نوروز خونین سنندج را راه انداخت، اگر در ۲۸ مرداد سال ۵۸ فرمان هجوم خمینی به کردستان صادر شد، اگر خلخالی را چون سفیر مرگ به کردستان فرستادند تا جوخه های اعدام فرودگاه سنندج و پادگان مریوان و سقز و در خیابانهای پاوه و بانه و… بر پا دارد، طیف “مشاهیر” واقعی چون کاک فواد و عطا رستمی و صدیق کمانگر و جعفر شفیعی و ایوب نبوی و… و فرماندهان برجسته و اسطوره ای چون: محمد مائی( کاک شوان) به میدان مبارزه سیاسی گام نهاده بودند که به فرمان آنها “خلق کرد” به بوته آزمایش گذاشته میشد. آنها از چنان نفوذی برخوردار بودند که برای اینکه اتفاقات خونین شهر نقده و جنگ بین “کرد و عجم” که بر اثر ماجراجوئی و بی مسئولیتی حزب دمکرات و توحش ملاحسنی ها،براه افتاد؛ تکرار نشود، در برابر لشکرکشی چمرانها، رهبر واقعی اعتراضات مدنی بودند و مردم یک شهر را کوج دادند. آنها رهبری مقاومت ۲۴ روزه سنندح را در برابر تهدید بنی صدر: “تا غائله کردستان را سرکوب نکرده اید، پونین هایتان را در نیاورید” در زیر باران بمب و موشک و خمپاره، سازمان دادند. نه مردم کردستان تاریج عروج خونین جریان اسلام سیاسی را فراموش کرده اند و نه از دلبستگی و احنرامشان به لشکر و صف وسیعی از مشاهیر بلند آوازه و کمنام خود، ذره ای کاسته اند.
ماجرای “مذاکره” به این تاریخ وصل است. به نظر من امثال مظهر خالقی و شهرام ناظری و بیژن ذوالفقار نسب، به این تاریخ بی ربط اند؛ و رژیم اسلامی به عبث تلاش دارد تا کسانی را که در دوره قبل از تحولات سال ۵۷ نامی در موسیقی و ورزش و هنر داشتند، به عنوان مشاهیر کرد در دوران پس از دهه آخر سال ،۱۳۵۰ قالب کند. راستش تردید دارم که چنین کسانی، اصلا به اهداف “سیاسی” پشت این نمایشها توجه کرده باشند. متاسفانه درد “نارسیسیسم” و خود شیفتگی، معضل جماعت و صنف اهل ادب و هنر و نویسنده در ایران است که آنان را وامیدارد از هفت خط های سیاسی بارها “رو دستی” بخورند.
در دوره “نوین” تاریخ ایران و کردستان نیز، جریان سازشکار و ناسیونالیست از همان اوان به قدرت رسیدن اسلام سیاسی در تهران، اعلام آمادگی کرد که نیروی مسلح شان به جای ژاندارمها در کردستان، حتی نه به عنوان “پیشمرگ” که به عنوان سابق دوره شاه، یعنی “جوانمرد”، که درواقع “ژاندارم بومی” بودند، برسمیت شتاخته شود و پست ریاست و مسئول ارتباطات بر عهده “حکومت مرکزی” باشد. طرحی که اکنون از جانب طرف مذاکره در نشستهای اسلو و آلمان از سوی “حکومت مرکزی” رو به جریانات اهل “معامله” به میان آمده است، با این تفاوت که در طرح رژیم اسلامی قرار بوده که هزینه “پیشمرگ”ها را دولت بر عهده بگیرد، یعنی به نسبت طرح چاپلوسانه و نوکرمآبانه حزب دمکرات در اوخر سال ۵۷، “کُردی” تر است!
و این تاریخ انگار جاری است. با این تفاوت که تمامی جریانانی که با هر پسوند و پیشوند نام کومه له را ربوده اند، خود را به سنت “مام غنی” ها و در سایه سیاست “کرد پروری” نشریه مشترک مشاهیر ناسیونالیسم کرد، “ماموستا” هه ژار، و رحیم مشائی متصل کرده و البته “بازسازی” کرده اند! جمهوری اسلامی، آنهم در سرازیری سقوط محال است که بتواند حتی با این شامورتی بازیها و “مردم فروشی”ها، “دل مردم کردستان” را بدست آورد. اینها از فرط استیصال و درماندگی سیاسی، و برای خروج از بن بست کنونی، خیال می کنند، در این برهوت، ریسمان نجاتی یافته اند.
اما به کسانی که با سرقت نام یک سازمان سیاسی محبوب؛ و تغییر ریل به مسیر بند و بست با تبه کاران و جنابتکاران حکومت یک مشت لومپن اسلامی، تحت لوای “مذاکره”، به اسطوره ها و مشاهیر واقعی مردم کردستان پشت کردند، باید گفت: ننگتان باد.
شرمتان باد که تاریخ بعد از تولد دیگرتان پس از عروج خونین نظم نوین جهانی را از سال ۱۹۹۱ به بعد، با نام کومه له قبل از آن تاریخ، در میدان دغلبازان و هفت خط های ناسیونالیسم کرد و “دیپلوماسی” رسوای آنها نوشتید. بقول “کردی” صد بار مبارک! اما بدانید که ناسیونالیست سازی نام و خاطره “کومه له” و مشاهیر و اسطوره های این مردم نجیب، برای بند و بست و تبانی با جنایتکاران، جُرم است. فراموش نکنید که در دوره سرازیری رژیم، منظره ها بسرعت عوض میشوند، به اندازه بیش از حد سند و مدرک از پشت کردن شما به منافع مردم در دست است. مطمئن باشید، پولتیک زدنهای استادان و منتورهایتان، پند و اندرز و توصیه و وصیت امثال جلال طلبانی ها و توریه و تقیه و دو دوزه بازیهای ناسیونالیستی، در “کردستان شرقی” کار ساز نیست. به فکر تنظیم دفاعیات خود باشید.
۸ ژوئیه ۲۰۱۹
Iraj.farzad@gmail.com
Posted in: Uncategorized
» Leave a Reply