Archive for تیر ۲۷ام, ۱۳۹۳من نوشته کوتاهی در باره استقلال کردستان عراق نوشتم. بسیاری دیگر هم از زوایای گوناگون، چه مخالف و چه مخالف بحثهایشان را طرح کردند. در این میان “مظفر محمدی” مطلبی دارد با عنوان: (سناریوی عراق و مشاورین “چپ” بورژوازی کرد!) که در نوع خود، بویژه از نظر زیر پا گذاشتن ابتدائی ترین موازین نزاکت سیاسی در جدل و اختلاف نظرها، کم نظیر است. به نظر میرسد ایشان اصرار دارد که منظور طرفهای بحث خود را “نفهمد”. او تکلیف همه را روشن کرده است و این احکام را صادر کرده است: -“احزاب و جریانات چپ و راست منطقه و کمونیسم بورژوایی ایران که برای استقلال کردستان هل کرده و دست و پای همدیگر را لگد می کنند، همگی مشاور بورژوازی کرد و در راس آن بارزانی شده اند. همه در مورد این که، این پرچم دست بارزانی و دولتهای حامی منطقه ای ش از جمله اسراییل است، سر را زیر برف کرده و خود را به نفهمی می زنند” – (“انقلابی” ترین این مشورت ها به بارزانی این است که چرا فرصت را می سوزاند. چرا رفراندوم؟) تا جائی که به نوشته من برمیگردد، هر کس که با اندکی تعمق آن را خوانده باشد، با این حکم تحریک میشود که بار دیگر به آن مراجعه کند تا واقعا ببیند آیا خودم را به “نفهمی” زده ام و “مشاور بارزانی” و بورژوازی “کورد” شده ام؟ چه اصراری هست که ایشان علیرغم شناخت چندین ساله ای که از من و مواضع سیاسی ام دارد، سعی میکند بحث من را عمدا نفهمد و با عینک تحریف نمای خود به آن بنگرد؟ چرا نمیتواند “قاطعانه”، “سیاسی”، مستدل و متین موضع “انحرافی” من را بکوبد، اما در عین حال مودب و محترم و با نزاکت و منصف هم باشد؟ فقط به این دلیل که او به این توهم دچار شده است که مخاطبان او نیز، با موضع سیاسی او عینا همین رفتار را خواهند داشت. یعنی خیلی ساده بیان صریح سیاست مشخص در مورد مساله مورد بحث را در میان آسمان ریسمان بافتن های او گم کنند. اما همین موضع مشخص، اتفاقا بسیار “شفاف” و “غیر مشورتی” است و کمترین جائی برای کج فهمی و سوء تعبیر باقی نگذاشته است. او در میان گرد و غبار و قیل و قال و پرتاب بی محابای برچسپهای غیر مسئولانه، و مرزبندی با جن و پری، حامل یک موضع سیاسی رندانه است که با جملات خود او لیز خورده است و بر روی کاغذ آورده شده است. در اوضاع سیاسی کنونی عراق، او در پستوی ذهنیت خود در جستجوی یک “نیرو” است. دقت کنید: “این نیرو می تواند بسیج شود و سازمان یابد ویک جبهه نبرد با داعش را سازمان دهد. این نیرو می تواند نیروهای مسلح دولت مرکزی و دولت اقلیم کردستان را به نبرد با داعش دعوت کند. و تا آنجا که می تواند پیشمرگان و سربازان ارتش را تحت فرماندهی خود در آورد.” موضع ایشان طرفداری صریح از رژیم مالکی و ارتش او و جناح حزب الدعوه “شیعیان” عراق است. کشف رابطه بقاء این حکومت با منافع رژیم اسلامی نیاز به تیز هوشی چندانی ندارد. تقلا برای پنهان کردن این موضع فاقد لکنت زبان، بیهوده و البته ناشیانه است. فکر میکنم بهتر است که در درجه اول ایشان از این پس دستکم یک بار دیگر نوشته های خود را قبل از انتشار بخوانند و؛ سپس متوجه باشند که مردم شعور دارند و اگر نوشته ها را “بخوانند”، بالاخره متوجه تفاوتها میشوند. ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۴ iraj.farzad@gmail.com Posted in: Uncategorized | No Comments » |