Archive for بهمن, ۱۳۹۶۱. عفرین دوست گرامی، رضا کعبی، مطلبی سرشار از احساسات رمانتیک در باره عفرین نوشته است. در پس غم و اندوه از “تازیانه” ای که در تهاجم افسار گسیخته ارتش حکومت شوینیست و فاشیست ترکیه به عفرین و “روژئاوا” روح و جان رضا کعبی را آزار داده است، او به اساس نگرانیها و دلواپسی های خود، اشاره میکند: “در این پنج روز همه ی اشغالگران کردستان، با وجود بازی و رقابت دائمی با هم، همانند تمام صد سال اخیر در یک ارتش متحد در وحشت از کورد و کوردستان و ساخت دولت متحد کورد، بسیج شده اند.” (رضا کعبی، عفرین، خط تاکیدها از من است) Posted in: Uncategorized | No Comments » من بارها به یک نامه مُتعّفن بهمن شفیق به کورش مدرسی اشاره کرده ام. میگویند فحاشی و افترا و هتک حرمت را نباید تکرار و بازتکثیر کرد، این کاملا درست است. اما من اینجا به اصل این نامه چرکین، لینک داده ام. این کار من گرچه از نظر شخصی بسیار عذاب آور بود و موجب شکنحه روحی، اما من. علیرغم میل باطنی ام، انگار که دارم جام زهر سر میکشم، برای آویزان کردن این ننگ بر گردن مخاطب جانبدار و سنگ صبور آن کینه و انتقامجوئی از منصور حکمت به این کار ناچار شدم، به چند دلیل: Posted in: Uncategorized | No Comments » خالد حاج محمدی در مورد سیاست فرقه خویش در باره “وحدت طلبی در صفوف چپ”،-۲۲ ژانویه ۲۰۱۸- این جمله طلائی را گفته است: همیشه فکر کرده ایم و هنوز فکر میکنیم که ما رگه متفاوتی از کمونیسم ایران هستیم(خط تاکید ها از من است). کلمه همیشه اشاره به یک لایتناهی نیست. نقطه آغازی دارد، که از آن “رگه متفاوت” رونمائی شد. و این رگه متفاوت “شور بختانه”، مستند است: این رگه متفاوت را از عنصر فرومایه ای که، در پی “جنبش استعفا از کمونیسم” هویت اش را با کمپین کثیف ترور شخصیت منصور حکمت و تکفیر مبانی کمونیسم کارگری،”بازتعریف” کرد، وام گرفتند. سیاه بر سفید و به زبان و قلم رهبر در سایه، بابت آن بیعت و پیوستن به “رگه متفاوت” لعن و نفرین مبانی کمونیسم کارگری،، مدال و نشان افتخار بر گردن “مِنتور” خود آویزان کردند. طرف هم متقابلا در هجو نامه و نفرت نامه ای علیه منصور حکمت: “این نمیتواند پایان کار باشد”، مستقیما و خظاب به “کورش عزیز”، پیوستن به آن “رگه متفاوت” را خوش آمد گفت. این بساط مسخره را جمع کنید! ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸ Posted in: Uncategorized | No Comments » “انقلابهاى بورژوایى، از نوع انقلابهاى قرن هژدهم، با سرعت تمام از یک کامیابى به کامیابى دیگر میرسند. آثار دراماتیکِ هر یک از انقلابها بیش از دیگرى است. آدمها و اشیاء غرق نور و آتشاند، و روز، روزِ از خود بیخودى است. اما این همه دوامى ندارد و طولى نمیکشد که این شور و شوقها به نقطه اوج خود میرسد؛ و جامعه به دورانى طولانى از پشیمانى، در حالتى فرو میرود که هنوز فرصت نیافته است کامیابىهاى دوران توفان و التهابش را با آرامش و سنجیدگى جذب و هضم کند. انقلابهاى پرولتاریایى برعکس، مانند انقلابهاى قرن نوزدهم، همواره در حال انتقاد کردن از خویشاند، لحظه به لحظه از حرکت باز میایستند تا به چیزى که بنظر میرسد انجام یافته، دوباره بپردازند و تلاش را از سر گیرند، به نخستین دودلىها و ناتوانیها و ناکامیها در نخستین کوششهاى خویش بىرحمانه میخندند، رقیب را به زمین نمیزنند مگر براى فرصت دادن به وى تا نیرویى تازه از خاک برگیرد و به صورتى دهشتناکتر از پیش رویاروىشان قد عَلَم کند، در برابر عظمت و بیکرانىِ نامتعین هدفهاى خویش بارها و بارها عقب مینشینند تا آن لحظهاى که کار به جایى رسد که دیگر هرگونه عقب نشینى را ناممکن سازد و خودِ اوضاع و احوال فریاد برآورند که “رودُس همینجاست، همینجا است که باید جهید! گل همینجاست، همینجاست که باید رقصید.” (مارکس هیژدهم برومر لوئی بناپارت) Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای شعیب زکریائی دو باره به منبر رفته است. این بار به مخاطبین خود مژدگانی میدهد که او بطور قطع از “فرقه ضالّه” کمونیستها کناره گیری کرده است و در آستان شیوخ و عشایر کردایه تی به آئین مقدس ناسیونالیسم و قوم پرستی کرد، مُشّرف شده است. این تجدید زیارت زائد بود، چه، ایشان درست در هنگامی از کفار و زندیقه اعلام برائت کرده است که هنوز خون کسانی که علیه حاکمیت مشتی فاسد و گندیده در کردستان عراق به خیابانها ریختند، و توسط تفنگچی های خانم “هیرو ابراهیم احمد”، در “رانیه” در اطراف مقر و بارگاه “اتحادیه” میهنی به خاک و خون کشیده شدند، خُشک نشده است Posted in: Uncategorized | No Comments » تحولات خیره کننده روزها و هفته های اخیر جامعه ایران، ما را با یک تغییر بنیادی در ذهنیت مردم ایران مواجه میکند. اعتراضات بسرعت همه گیر شد و اکثر شهرهای ایران را فراگرفت. برخلاف جنبش میلیونی سال ۸۸ که به تهران محدود ماند، و مردم هنوز ناچار بودند اعتراض خود را در لابلای شکاف بین جناحهای رژیم و رقابتها بین احمدی نژاد و موسوی و کروبی، فرموله کنند، در جریان خیزشهای اخیر، کمترین نشانی از رنگ و بوی اسلامی، “یا حسین میرحسین” و از این قبیل وجود خارجی نداشت. مردم این بار بسیار شجاعانه و تعّرُضی، از احضار روح مُردگان اسلام سیاسی برای پیشروی خود در مقابل رژیم اسلامی، خودداری کردند. در سال ۱۳۸۸، توهمات مشروطه خواهی، که بویژه در یک نوحه خوانی توام با سینه زنی، با شرکت جمعی کثیر در یکی از مساجد یزد، جمعیت با شعار “آن زمان که بنهادم سر براه آزادی دست خود زجان شستم از برای آزادی”، قند را در دل تمامی طیفهای گرایش ملی- اسلامی و حزب صاحب سنت این گرایش، توده ایسم، آب کرده بود، مجالی برای تنفس مصنوعی دادن به یک پدیده مُرده و در حال موت را فراهم نکرد. “چپ” ضد شاهی، با تمامی توهمات و خرافه هایش ، و تمامی سنتهای مبارزاتی اش به بایگانی تاریخ سپرده شد. Posted in: Uncategorized | No Comments » جهت اطلاع دوستان گرامی، من مجادله و مناظره با عباس گویا را ادامه نمیدهم. جوهر نقد من به نوشته عباس، با این پیش فرض من انجام شد که نه صفحات تاریخ سفید اند و نه صفحات تاریخ جنبش کمونیستی بطور اخص، در زمینه برنامه و اساسنامه و اصول سازمانی جنبش کمونیستی، عباس خیلی روشن نوشته است برای او صفحه تاریخ سفید است که گویا جنبش کمونیستی در زمینه ساختار سازمانی باید از اساس از “صفر”شروع کند. نه انترناسیونالی وجود دارد، نه یک گام به پس و نه اصول سازمانی کمونیسم کارگری و نه تدقیق تعریف عضو و تبین تفاوت بین کادر و عضو حزب کمونیستی توسط منصور حکمت و فراتر رفتن او از تفاوت بین لنین و مارتف. همه باید از نو، بر پدیده انگار خلق الساعه و تازه کشف شده ای به نام “رای” و “تقسیم قدرت” بین اعضاء آنهم در پوشش “ساختار شورائی” سجده کنند. بحث عباس یک جدل درون جنبشی نیست، حرکت از جنبش طبقه بورژوازی با دمکراسی و جایگاه خرافی رای علیه مبانی کمونیسم کارگری است. من برای یکی از دوستان هم نوشتم، به نظر من حال و روز احزاب موجودی که به نام کمونیسم کارگری فعالیت دارند و رفتار آنها علیه ناراضیان و منتقدین، پدیده ای را به وسط پرتاب کرده است: “شهید و قربانی”. من با این روحیه نیستم. ظاهر شدن به عنوان شهید تاریخ و قربانی حرکات فرقه ای و سکتاریستی احزاب موجود، کوچکترین حقانیتی برای دست بردن به انبان “دمکراسی” علیه مبانی سیاسی، فکری و برنامه ای و آرمانی و جنبشی؛ و اصول سازمانی کمونیسم کارگری؛ و احاله “دادخواهی به دادگاه استیناف “رای” اعضاء “مظلوم” نمیدهد. من با این “انحلال طلبی” تاریخ واقعی افت و خیز جنبش کمونیستی، از جمله در بازتعریف و تدقیق تعریف از عضویت و کادر، نیستم. بحث من برخلاف تعابیر عباس، بازی با کلمات و مُلانُقّطی نبود. ۱۰ ژانویه ۲۰۱۸ Posted in: Uncategorized | No Comments » عباس کویا در نوشته اخیر خود، “پس از دوسال و اندی”، بزعم خود، علت کناره گیری از عضویت در حزب کمونیست کارگری ایران و “فلسفه” آن اقدام را تشریح کرده است. به این جمله ها در آن نوشته توجه کنید: ” به مرور هر چه بیشتربه این نتیجه رسیده ام که رابطه فرد با تشکیلات کمونیستی نه میتواند و نه لزومی دارد که در یک قالب هرمی پاسخ بگیرد. بنظر من تشکل کمونیستی باید اعضا را در ظرفی که قدرت را به یکسان توزیع میکند سازمان دهد. این پایدارترین رابطه فرد و تشکیلات در یک سازماندهی کمونیستی است.” (عباس گویا، پس از دو سال و اندی) Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای زکریائی ظاهرا خواسته اند در نوشته خویش: “رستاخیز آزادگان زمین در برابر مدعیان خدائی” به سهم خود مردم ایران را در جریان اعتراضات وسیع، پند و اندرز بدهند. نوشته را که به دقت میخوانید و البته برای کسانی که با سابقه پشتک وارو زدنهای سیاسی او و انتقال طبقاتی و اجتماعی او از کمپ کمونیسم به جناح فالانژ ناسیونالیسم کرد آشنا هستند، متوجه میشوید که نصایح او تشویق حرکت مردم و یا حتی همراهی با آن نیست. چه، فرموده اند مردم خشمگین بهتراست از “خشونت” پرهیز کنند و حتی از ضرب و شتم “بدترین” ماموران رژیم و “تخریب” مکانهای مذهبی خودداری کنند. او برعکس مشوق نوعی دیگر از خشونت و نفرت است اما در “برابر مدعیان خدائی” که چنین اند: “همواره دم از مبارزەی طبقاتی و جانبداری از طبقه کارگر میزند اما ـ همچون عناصر بیطبقەای که با شعار و یا گاه با سرسپردگی به فلان “تئوریسین” خود را تخدیر میکنند” او مشکلی با هیچ مدعی خدائی یا پیغمبری ناسیونالیسم کرد ندارد. برخلاف بخشی از تاریخ زندگی سیاسی خود او و در دوره توابیت از کمونیسم و پیوستن به کمپ بدنام نفرت علیه کمونیسم کارگری، او اکنون دلشوره حرکات “نپحته” احزاب ناسیونالیست کرد را دارد. او که در آن زمانهای دور و در سالهای ابری که خود حضرتشان زمانی که در این سوی دیوار بود، و بویژه در جریان جنگ حزب دمکرات علیه کومه له، تفاوتی بین حاکمیت حزب ناسیونالیسم کرد و رژیم اسلامی قائل نبود، در آرایش و بَزَک کردن ناسیونالیسم کرد چنین گفته اند: “نباید از نظر دور داشت که کوردستان بدلیل وجود ستم ملی و مبارزەی دهها ساله علیه این ستمگری و سرکوبگری رژیم فاشیستی دارای شرایط ویژه ، متفاوت و گاه مستقل از جنبش سراسری در ایران بودە است. اما اقدامات مسلحانه در هر نقطەی کردستان نیز در شرایط امروز از جانب هر جریانی صورت بگیرد بنفع جنبش نخواهد بود.” این تحلیل سیاسی، حتی تحلیل سیاسی آدمی که صندلی عوض کرده است و حالا طور دیگری فکر میکند، نیست. این کلنجار رفتن آدمی با خود است که فکر میکند همه نه با دید بازبینی شده و تجدید نظر و تغییر معیار، که از دریچه نفرت به تاریخ و جامعه و تحولات آن بنگرند. خیال میکند چون خود او زمانی “گول” کمونیستها را خورده است، و علیه ناسیونالیسم کرد حرف زده است، حالا باید اگر انقلاب هم میشود، مردم خشمشان را “علیه مدعیان خدائی” متوجه سازند. این مالیخولیا و این ذهنیت بیمار به یک معنی حتی سیاسی هم نیست، نه راست و نه چپ، نه ناسیونالیستی یا کمونیستی. توقع شریک شدن مردمی با فرهنگ و شجاع و بپاخاسته و بشدت سیاسی و متمدن و فکور، با این هذیانها، با این بغض و کینه تلنبار شده و در حال انفجار، پوچ است. iraj.farzad@gmail.com Posted in: Uncategorized | No Comments » |