Archive for اسفند, ۱۳۹۷آقای وطندوست، “سرخود”، دست نوشته های “کنگره اول کومه له” را انتشار علنی داد. بحث ها در باره جایگاه و مباحث تخریبی جلسات ۳۶ روزه به حد کافی و از زوایای مختلف انجام شده است. حقیقت این است که من تا مدتها پس از این رفتار نامسئولانه، بحد افراطی “حرص و جوش” میخوردم. خیلی با خود کلنجار رفتم تا علت این احساسم را که به نوعی به حالتی شبیه به اضطراب توام با دیپرسیون شباهت داشت، دستکم برای خودم کشف و تحلیل کنم. من بارها نوشته ام که از آنجا که من تنها کسی بودم که اصل دستنوشته ها را در شرایط خفقان حفظ کردم، نوعی حالت پشیمانی در ذهنم شکل گرفته بود که چرا آنها را جز یکی چند صفحه ای که به مباحث سیاسی و نظری آنوقت کومه له مربوط بودند، نسوزاندم؟ جهت اطلاع خوانندگان، من در هر دو دوره ای که رژیم اسلامی به کردستان حمله کرد، یعنی در هر دو مرحله: ۱.پس از فرمان یورش به کردستان در پی فتوای خمینی در ۲۸ مرداد سال ۵۸، و ۲. پس از نطق معروف بنی صدر خطاب به نیروهای مسلح رژیم اسلامی: “تا متجاسرین را در کردستان سرکوب نکرده اید، پوتین ها را از پا در نیاورید” در ماههای پایانی سال ؛۵۹ و تا مقطع کنگره سوم کومه له، اردیبهشت سال ۱۳۶۱، در شهر سنندج، مسئولیت تشکیلات شهرهای کردستان کومه له را بر عهده داشتم. طی آن دورانها، بطور معجزه آسائی از خطر دستگیری و مرگ رها شدم. در یک مورد حتی دستگیر شدم، اما چون شناسنامه ام جعلی بود، و “تصادفا” به هنگام دستگیری کسی از مزدورانی که من را بشناسد در محل وجود نداشت، آزاد شدم. در مرحله دوم در دو مورد خانه مخفی من مورد بازرسی قرار گرفت، اسناد را هم در همانجا جاسازی کرده بودم، در آن دو مورد هم من را که در پوشش کارگر لوله کش زندگی مخفی داشتم، نشناختند و به محل جاسازی که به مهارت ساخته بودیم، پی نبردند. بهرحال قصدم این است که نشان بدهم که برای حفظ آن اسناد، چه خطرات جانی را نیز متحمل شده بودم. بالاخره در فرصتی، و یکی دو ماه قبل از ملحق شدن به بخش علنی تشکیلات، من نسخه اصلی و دستخط ها را برای مرکزیت کومه له فرستادم. Posted in: Uncategorized | No Comments » آقای سامی روشن(ع. روشنتوده)، پا برهنه به تاریخ زندگی سیاسی من پریده است. نوشته اش را در نقد عصبی اش به نوشته من “در جستجوی حقیقت” که در برابر ادعاهای او در نوشته “درجستجوی عدالت” بود، با این عبارات آغاز کرده است: “ایرج فرزاد بار دیگر زبان نیشدار و زهرآگین معمول خود را به قصد آزار رساندن بکار انداخته است”. (باورهای مشترک” در گذشته پرافتخار، سامی روشن) Posted in: Uncategorized | No Comments » |