Archive for آبان, ۱۳۹۹تصور میکنم اگر مارکس و انگلس در عصر “میدیا” و اینترنت زندگی میکردند، در زیر مجموعه کمونیسم تخیلی و یا کمونیسم های ارتجاعی، فصلی را به “کمونیسم تفننی” و در سو تیتر آن به کمونیسم سلیبریتی اختصاص میدادند. حمید تقوائی، در بحث “حزب و حزبیت کمونیستی در عصر ما” که در “انجمن مارکس در دنیای مجازی” ارائه داد، زوایائی از این “انحلال طلبی در عصر ما” را به همه نشان داد. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » در ماجرای مرگ شجریان، بحث ها و مناظرات بسیار تندی در اینترنت و بویژه در فیس بوک براه افتاد. نه تنها حمید تقوائی به مثابه شخص، بلکه کل حزب کمونیست کارگری در هیات کنونی اش، زیر پوشش نقد “راست روی” او، در کاتگوری: [“اعضای مثلث “حرم” (حککا، رضا پهلوی، مجاهدین) قرار داده شد، چون: تفسیر کاملا مشابهی از وقایع سیاسی در ایران بدست دادند.”]( عباس گویا، حککا و ارزش مصرف مرگ شجریان، ) Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » جناب عباس گویا، به نظر در یک بحث “ادامه دارد” به بهانه مرگ شجریان هجو نامه ای را آغاز کرده است. به برخی از نزاکت او توجه کنید: “برخلاف ادعای رهبری حزب کمونیست کارگری ایران (حککا) و سایر منفردین منتسب به کمونیسم کارگری منصور حکمت”… هر یک از اعضای مثلث “حرم” (حککا، رضا پهلوی، مجاهدین)… Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » محمد آسنگران در ادامه تصفیه حسابها با حمید تقوائی، من را هم از لطف خود بی نسیب نگذاشته است. انتقاد او به نوشته من در رابطه با مرگ شجریان است. او در جند جای نوشته فتوا گونه اش نوشته است چرا من “حرفی” و “نقدی” به “صف طویل راستهای پرو غرب در کارناوال عزاداری شجریان” ننوشته ام؛ و برعکس به “صف دوستان سابق” خود تاخته ام. عنوان نوشته او این است:”لطفا راست روی خود را پشت اعتراض مردم پنهان نکنید!” هر کس میتواند نوشته های من و حمید تقوائی را بخواند و در مورد آنها قضاوت کند. من موضع خودم را نمایندگی میکنم. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » “عباس ولی”، اخیرا در باره کتابی که با چند نفر دیگر، نوشته است: “گفتارهائی در خاستگاه ناسیونالیسم کرد”؛ مصاحبه ای با سایت “نقد اقتصاد سیاسی” انجام داده است. من میخواهم نشان بدهم که عباس ولی اعتقادی دارد که با فکت ها و مواردی که او در راستای اثبات “ناسیونالیسم به عنوان یک ایدئولوژی مترقی و دمکراتیک” مثال می آورد، در تناقض آشکار است. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » در میدان ابراز وجود “کمونیسم انزوا”، و در جریان خیزش میلیونی مردم در سال ۱۳۸۸، تخم لقی به عنوان “موضع کمونیستی” در رابطه با: “جنبش سبز” شکسته شد. دایره انزواها، ظاهرا در پوشش افشاء “پرچم” جنبش سبز، که گویا ”آلترناتیو” سیاسی را در برابر جمهوری اسلامی نمایندگی میکرد، میدانی برای ابراز وجود یافتند. در حالی که کل صورت مساله از بنیان عوضی و دروغین بود. ”آلترناتیو” را احزاب و شخصیتهای یک گرایش در اپوزیسیون علیه وضع موجود نمایندگی میکنند. موسوی و کروبی در جریان اعتراض مردم در سال ۸۸، پرچم هیچ “الترناتیو” رژیم اسلامی را بلند نکرده بودند. انزواهای سیاسی برای پشت کردن به اعتراض و خشم مردم، موسوی و کروبی را تا سطح یک آلترناتیو ناموجود بالا بردند و سپس در “افشاء” آن یک پرچم دروغین ساختند و به آن تاختند. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |