Archive for مرداد, ۱۴۰۰نیازی به تکرار این واقعیت نیست که رژیم اسلام سیاسی ایران در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. قدرت گرفتن اسلام سیاسی در ایران بر بستر یک تغییر در موازنه قوا، بویژه در کشورهای قلمرو بلوک غرب صورت گرفت. رژیمهای “با ثبات” که پس از پیمان یالتا، از حوزه نفوذ شوروی سابق محفوظ و تبعیت آنها از بلوک غرب ضمانت شده بود، در اواخر دهه هفتاد میلادی دچار تحولات غیر قابل کنترل شدند. تا قبل از این دوره، بطور مشخص در ایران، هر نوع تلاش برای کَندن تکه هائی از ایران، طبق توافق کنفرانس یالتا، میبایست عقیم بماند. “جمهوری مهاباد” در دوره قاضی محمد و ماجرای قدرت گیری “فرقه دمکرات” در آذربایجان، اگر چه اولی بر صیانت از “حق ملی کرد” و دومی بر نفوذ چپ مترقی استوار بودند، ظاهرا در “شگفتی” به شکست انجامیدند. اما واقعیت این بود که هیچ عامل تعجب آوری پشت آن پیشروی نیروهای رژیم شاه به جز فاکتور مهمتری که از توافقات کنفرانس مذکور به عرصه روابط بین المللی وارد شده بود، قرار نداشت. “خودمختاری” کردستان با توهم به پشتیبانی شوروی و حکومت “باکو”، امری ناممکن بود. ایجاد یک نوع حکومت “شورائی” در آذربایجان توسط فرقه دمکرات در موازنه قوا و توافقات بین دو بلوک فاتح در جنگ دوم جهانی، نمیتوانست قابل دوام باشد. “دولت واحد” و “تمامیت ارضی” پیش فرضها و ارکان اساسی، اجرای معاهده یالتا بودند. این دو ارکان هنوز و کماکان بنیان مواضع بورژوازی ایران و بورژوازی بین المللی را تشکیل میدهند. به این نکته باز خواهم گشت که “مساله ملی” و “قومیت” ها در جامعه ایران در مقایسه با کشورهای تحت نفوذ یلوک شوروی سابق و پس از فروپاشی دیوار برلین، چه تفاتهای بنیادی دارند. Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |