Archive for بهمن ۸ام, ۱۴۰۰توضیح: متونی را که میخوانید، متن پیاده شده بخشی از سخنان منصور حکمت در پلنوم ۱۲ و ۱۵ کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران است. توجه داشته باشید که بحث اول، ۳۷ سال قبل و سه سال قبل از نوشتن نامه به پلنوم ۲۰ کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران، در مهر ١٣٧٠ ، در مورد قصد او برای کناره گیری از آن حزب انجام گرفته است. دقت کنید به پیش بینی منصور حکمت در مورد تصمیم لاقیدانه و نامسئول در برابر سرنوشت سیاسی کومه له در استقبال از “اردوگاهی” شدن کومه له تحت حاکمیت رژیم عراق و بعدها اسیر تحت نظارت نیروهای “آسایش” اتحادیه میهنی. و توجه کنید به راه حلهای او که میخواست تعداد وسیعی که “خانواده” بودند می بایست از مهلکه پس از ختم جنگ ایران و عراق، نجات داده شوند. و دقت کنید که آن سیاستهای انسانی و سرشار از عاطفه نسبت به جان انسانها، چگونه توسط سنت “سیاست در جغرافیا”: “آش بتال”، “هزیمت از جنبش کردستان” و “بی تفاوتی” نسبت به سرنوشت کومه له خاک و عِرق ملی، توصیف شد که هنوز هم، حتی پس از انشعاب جدیدی که در کومه له فعلی انجام شده است، با ادبیات چارواداری امثال حسن رحمان پناه، کماکان ادامه دارد. در همان حال می بینید و میخوانید که منصور حکمت نسبت به این توهم و خوش خیالی که اوضاع بصورت “همه با هم”، بسوی “انقلاب” میرود، چگونه در همان ۳۷ سال پیش، هشدار داده بود. جوهر آن تحلیل را اگر در اوضاع کنونی مورد توجه قرار بدهیم، انگار او دارد برای همین امروز ایران و در باره سرنوشت رقت انگیز کومه له فعلی حرف میزند. متن این نوار پیاده شده را در کنار متن کتبی سخنان منصور حکمت در پلنوم ۱۵ حزب کمونیست ایران، خرداد ۱۳۶۸، سی و دو سال قبل قرار بدهید و خود بار دیگر به قضاوت بنشینید که بر سر جدال بر سر حیثیت سیاسی کومه له، ابراهیم علیزاده، همان وقت کجا ایستاده بود و منصور حکمت کجا؟ بحث قطبی منصور حکمت علیه لاقیدی رهبری کومه له وقت نسبت به خطر مهلک اردوگاه نشینی تحت انقیاد دولت عراق و یا در “توافق با اتحادیه میهنی” جلال طالبانی، همانوقتها و چند سال قبل از انشعاب کومه له از کمونیسم کارگری، رو در رو انجام شده بود. این مباحث تاریخ واقعی جدالهای سیاسی بین منصور حکمت به عنوان تدوین کننده مبانی کمونیسم کارگری و کمونیستهای کومه له، در یک جبهه؛ و میراث داران جنبش و سنتهای دیرپای ناسیونالیسم کرد، در صف مقابل اند، که تمامی قصه و داستان پاپوش دوزها و فحاشان و شارلاتانهای “ادامه دار” این سی و هفت ساله را از جانب کومه له ای های جغرافیا، بروشنی و قاطعیت سر جای خود مینشاند. باشد تا نسلی که خوشبختانه زندگی اش در گرو مواجب بگیران اردوگاه نشین نیست، با چشم باز، در باره “افسانه” کومه له “خونین بر سر خاک و جغرافیا”، به قضاوت بنشینند. این اسناد، ماتریال لازم برای چنین قضاوت عادلانه و مسئولانه است. خط تاکیدها در هر دو مورد از من است و در داخل پرانتز اسامی برخی را که با نام تشکیلاتی سخن گفته اند، اضافه کرده ام. ایرج فرزاد ۲۶ ژانویه ۲۰۲۲ Posted in: ایرج فرزاد | No Comments » |